سازماندهی اداری سلطان محمد فاتح
سلطان محمد فاتح برای پیشبرد امپراتوری خود گامهای عملی برداشت و قوانینی وضع کرد تا امور اداری داخلی را سامان بخشد. این قوانین در پرتو شریعت اسلامی تدوین شده بودند و سلطان برای نظارت بر آنها، گروهی از عالمان را منصوب کرده بود که بهطور دورهای پیشنهادهایی برای اجرای قوانین جدید در چارچوب قرآن و سنت ارائه میدادند. اگر مواردی برخلاف شریعت اسلامی بود، آنان حق اصلاح آنها را داشتند.
قرآن و سنت قانون اساسی کشور بود. این قانون سه فصل داشت و برخی مقررات آن به کارمندان دولت، عادات مدنی، ملاقاتهای رسمی دولتی و دیدارها با شاه مرتبط میشد. همچنین راهکارهایی درباره مجازاتها و جرایم در آن بیان شده بود. در قانون بهوضوح تأکید شده بود که در سراسر کشور باید به احکام اسلامی توجه شود و اولویت با قرآن و سنت باشد. قومیت، منطقه و زبان مطرح نبوده و هیچ توجه ویژهای به آنها نمیشد.
سلطان محمد فاتح تلاش کرد قوانینی نیز برای تنظیم روابط ساکنان غیرمسلمان در کشور و ارتباطات آنها با مسلمانان وضع نماید. در این قوانین چگونگی حفظ روابط با کشورهای غیرمسلمان نیز مشخص شده بود؛ حفظ تمامی امور هر کشوری که تحت حکومت دولت عثمانی قرار میگرفت، بر عهده دولت بود. سلطان محمد فاتح با رعیت خود به عدالت رفتار میکرد و انصاف را رعایت مینمود. او سعی در ریشهکن کردن ظلم و ستم داشت و حدود اسلامی را اجرا میکرد. او در سراسر امپراتوری امنیت را برقرار ساخت.
سلطان محمد فاتح سیستمی را نیز پایدار نگه داشت که از زمان بزرگان او و پیش از آنها در برخی مناطق جاری بود، اما در این قوانین با در نظر گرفتن نیازهای امپراتوری زمان خود، تغییرات لازم را اعمال کرد. کشور به ولایتهای بزرگ تقسیم شده بود و بر هر منطقه حاکم به نام «بیکاربک» گماشته میشد. در مناطق کوچکتر فرماندهی به عهده «امیر اللواء» (مقام بلندپایه پرچمدار) بود که به او «استجق بک» میگفتند. هر دو این فرمانروایان، همزمان مسئولیت امور نظامی شهر را نیز بر عهده داشتند.
سلطان محمد فاتح در ابتدا به برخی امارتهای صلیبی درجاتی از خودمختاری داخلی اعطا کرده بود؛ بر این مناطق امیران محلی حکومت میکردند، اما این امیران توسط دولت عثمانی منصوب میشدند و ملزم به اطاعت از فرامین سلطانی بودند. سلطان محمد فاتح امارتها را تضعیف کرده بود و اگر آنان قصد بغاوت یا سرپیچی داشتند، مجازاتشان میکرد.
هنگامی که سلطان محمد فاتح جهاد را اعلام میکرد، تمام بزرگان را فرا میخواند. او اصرار داشت که هر حاکمی باید دعوت دولت را بپذیرد و با جنگجویان در جنگ شرکت کند زیرا آنان در اصل برای همین هدف آماده شده بودند. با امیران پیشتر توافق شده بود که در زمان جنگ چه میزان کمکهای نظامی ارائه خواهند داد. در ازای هر پنج (آقچه) زمین، یک امیر موظف به ارائه کمک نظامی بود. هر حاکمی که پنجاه هزار آقچه زمین به او اعطا شده بود، میبایست در زمان جنگ صد سواره به دولت مرکزی اعزام دارد. در سپاه ولایتها هم سوارهنظام و هم پیادهنظام حضور داشتند که فرماندهی آنها بر عهده پاشاها و جنرالها بود.
سلطان محمد فاتح فرآیند گستردهای از اصلاحات را در میان تمام مأمورانی که عدل و انصاف را رعایت نمیکردند، آغاز نمود. او برای همه نظام یکپارچه رتبهبندی ایجاد کرد، آنان را دارای اختیارات مشخصی منصوب نمود تا انتخاب مناسبی برای خدمات مختلف صورت گیرد. برای معاونان مأموران و سایر کارکنان نیز صاحبان اختیارات ویژهای تعیین شد. نظام مالیاتی منظم گردید، قوانین سختی برای دستاوردهای مدنی وضع شد و سلاطین را از هزینههای بیجا و لهو و لعب منع کرد.
بدین ترتیب کشور از اتلافهای بزرگ اقتصادی مصون ماند. سلطان توجه ویژهای به کارهای عمرانی داشت. او در عرصه سیاسی و نظامی، هیچ سستی برای تقویت قدرت روا نمیداشت.









































