زمان آن فرا رسیده است که پاکستان در سیاست‌های امنیتی خود بازنگری کند

نعمان سعید

در عرصه سیاست گاهی لحظاتی فرا می‌رسد که ادامه محاسبات و سیاست‌های گذشته یک کشور به‌جای تضمین آینده آن؛ دروازه‌های مشکلات بیشتری را به روی همان کشور می‌گشاید، امروز پاکستان نیز در چنین مقطعی قرار دارد؛ معادلات امنیتی منطقه دگرگون شده، توازن قدرت تغییر یافته و سیاست‌هایی که زمانی ابزار تأمین منافع استراتژیک این کشور تلقی می‌شدند اکنون خود به منشأ تهدیدهای راهبردی برای پاکستان تبدیل شده‌اند.

اگر اسلام‌آباد همچنان به‌جای دیپلماسی و گفت‌وگو با کابل مسیر فشار نظامی، بمباران و تقابل امنیتی را در پیش بگیرد، باید این واقعیت را نیز بپذیرد که هزینه‌ها و پیامدهای جنگ دیگر مانند گذشته یک‌جانبه نیست، هرگونه تنش نظامی، نه‌تنها امنیت مرزها بلکه اقتصاد پاکستان، ثبات داخلی، اعتبار بین‌المللی و جایگاه منطقه‌ای آن را با آزمون‌های بسیار جدی روبه‌رو خواهد ساخت.

پاکستان باید درک کند که ادامه هرگونه تهدید علیه کشور همسایه، اقدامات نظامی، فعالیت گروه‌های نیابتی یا فشارهای امنیتی، فضای اعتماد را بیش از پیش تضعیف کرده و احتمال اقدامات متقابل را افزایش می‌دهد، بنابراین تداوم چنین سیاستی در حقیقت نه راه‌حل مشکل بلکه گسترش و تشدید آن است.

اگر این بحران گسترش یابد احتمال وقوع درگیری نظامی و جنگی گسترده نیز وجود دارد؛ جنگی که در صورت وقوع اسلام‌آباد بیش از کابل متحمل خسارت خواهد شد و هم‌زمان با فشارهای متعددی مواجه می‌شود، زیرا بار تأمین امنیت داخلی بر دوش پاکستان سنگین‌تر خواهد شد، بودجه دفاعی و هزینه‌های نظامی آن افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذاری، تجارت و تولید آسیب جدی خواهند دید، ثبات امنیتی در مناطق مرزی به‌شدت تضعیف شده و از کنترل خارج خواهد شد، فشارهای دیپلماتیک بین‌المللی افزایش می‌یابد، آینده پروژه‌های ترانزیتی و منطقه‌ای با ابهام روبه‌رو می‌شود و مشکلات اقتصادی نیز به فشارهای اجتماعی تبدیل خواهد شد.

اینکه اسلام‌آباد در مقایسه با کابل متحمل خسارت بیشتری خواهد شد دلایل متعددی دارد؛ زیرا نه کابل به اندازه اسلام‌آباد دارای زیرساخت‌ها و تأسیسات گسترده است، نه افغانستان دارای سلاح هسته‌ای است که حفظ آن مستلزم تحمل هزینه‌ها و بارهای سنگین سیاسی و امنیتی باشد، و نه پروژه‌های بزرگ زیربنایی در افغانستان به گستردگی آن چیزی است که در پاکستان وجود دارد و نابودی آن‌ها بتواند چرخ اقتصاد کشور را از حرکت بازدارد، افزون بر این ده‌ها عامل دیگر نیز وجود دارد که نشان می‌دهد در صورت گسترش جنگ؛ اسلام‌آباد بیش از کابل متحمل زیان و خسارت خواهد شد، ازاین‌رو هیچ مسئول خردمند و دوراندیشی حاضر نیست برای دستیابی به یک هدف کوتاه‌مدت کشور و ملت خود را در معرض چنین خسارت‌ها و زیان‌هایی قرار دهد.

در عین حال منطقه نیز از پیامدهای انسانی و اقتصادی هرگونه جنگ در امان نخواهد ماند؛ زیرا جنگ به زیان همه است و برای ثبات منطقه هیچ برنده‌ای ندارد، از همین رو عاقلانه‌ترین و مسئولانه‌ترین راه‌حل هرگونه بحران گفت‌وگو، دیپلماسی و تأمین امنیت متقابل در چارچوب تعامل و تفاهم است.

رژیم نظامی پاکستان هنوز فرصت انتخاب دارد؛ یا از تکرار تجربه‌های گذشته دست برمی‌دارد و راه احترام متقابل، حسن همجواری و دیپلماسی را برمی‌گزیند، یا به سیاستی ادامه می‌دهد که پیامدهای آن در قالب هزینه‌های سنگین‌تر امنیتی، اقتصادی و سیاسی بار دیگر به خود این کشور بازخواهد گشت، آینده منطقه با بمباران، فشار و رقابت‌های نیابتی ساخته نمی‌شود؛ بلکه با اعتماد متقابل، احترام متقابل و سیاست‌ورزی مسئولانه شکل می‌گیرد، اگر پاکستان می‌خواهد امنیت، اعتبار بین‌المللی و نقش منطقه‌ای خود را حفظ کند اکنون زمان بازنگری در سیاست‌های امنیتی آن فرارسیده است نه فردا.

Exit mobile version