سایه تاریکی‌ها! بخش چهارم

حارث مایار

تضاد ذاتی اصول داعش با اسلام

داعش به‌عنوان یک گروه افراطی، ادعای پیروی از اسلام را دارد اما در عمل اصول، تعلیمات و عملکردهای آن با بنیادهای اساسی اسلام در تضاد کامل است. این ناسازگاری‌ها در تمامی ابعاد نظری و عملی این گروه آشکار است و همین امر سبب شده است که علمای مذاهب مختلف اسلامی، این گروه تکفیری را قاطعانه طرد کنند.

در حوزهٔ حکومت‌داری و خلافت، داعش ادعای احیای نظام خلافت را داشت اما در عمل، هیچ‌یک از معیارهای اسلامی را برای گزینش رهبر رعایت نکرد. در اسلام حاکم باید ویژگی‌هایی چون عدالت، دانش عمیق دینی، مقبولیت مردمی و توانایی ادارهٔ جامعه را دارا باشد.

اما رهبران داعش فاقد این ویژگی‌ها بودند و صرفاً با تکیه بر زور و خشونت تلاش می‌کردند مردم را به پذیرش خلافت خود وادارند. در واقع آنان “خلیفه‌های خودخوانده‌ای” بودند که با ظلم و ستم، مفهوم خلافت را تحریف کردند. این رفتار کاملا مخالف رهنمودهای اسلامی است که بر شورا و انتخاب آگاهانه تأکید دارند.

تکفیر مسلمانان توسط داعش، نمونهٔ برجستهٔ دیگری از انحراف این گروه از اسلام و تعارض ذاتی آن با این دین الهی است. این گروه تکفیری، بی‌هیچ پایبندی به احکام دقیق اسلام، مسلمانان بسیاری را به کفر متهم کرد. در حالی که تکفیر در اسلام شرایط سخت‌گیرانه‌ای دارد و تنها در مواردی بسیار خاص مجاز شمرده می‌شود. قرآن کریم صراحتاً بر وحدت مسلمانان تأکید می‌ورزد و تفرقه و جدایی را نفی می‌کند. عملکرد داعش در دامن‌زدن به اختلاف و دشمنی در میان مسلمانان، به‌طور کامل با تعالیم اصیل اسلامی و قرآنی در تضاد بود.

استفادهٔ بی‌حد و مرز از خشونت، یکی دیگر از تضادهای بنیادین میان داعش و اسلام است. این گروه غیرنظامیان، اسیران و حتی کودکان را به نام جهاد کشت. در حالی که جهاد در اسلام، ضوابط و حدود مشخصی دارد. پیامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌وسلم کشتار غیرنظامیان، زنان، کودکان و تخریب اماکن عمومی را حتی در جنگ‌ها ممنوع دانسته است. اعمال وحشیانهٔ داعش نه‌تنها جهاد محسوب نمی‌شوند، بلکه تخطی صریح از شریعت اسلامی به‌شمار می‌روند.

برداشت‌های تحریف‌شده و انحرافی داعش از متون دینی، نشانه‌ای دیگر از فاصلهٔ عمیق این گروه با اسلام حقیقی است. آنان آیات قرآن کریم و احادیث را بدون در نظر گرفتن سیاق تاریخی، شرایط نزول و اصول علمی تفسیر، صرفاً بر اساس اهداف و مطامع خود تفسیر می‌کردند؛ حال آنکه در اسلام، فهم متون دینی نیازمند دانش عمیق و درک گسترده از علوم اسلامی است. این قرائت‌های سطحی و هدف‌مند، مورد تأیید هیچ‌یک از علمای معتبر اسلامی قرار نگرفته‌اند.

حتی جریان‌های سلفی که داعش مدعی پیروی از آن‌ها بود، این گروه را محکوم کرده‌اند. آنان بارها تأکید کرده‌اند که عملکرد داعش هیچ نسبتی با آموزه‌های اسلام ندارد. در واقع، اقدامات این گروه نه‌تنها خدمتی به اسلام نکرد، بلکه موجب بدنامی دین الهی در سطح جهانی شد.

در نهایت، داعش را باید گروهی منحرف، تکفیری و تحریف‌شده دانست که هیچ پیوندی با اسلام واقعی ندارد. این گروه کوشید تا با بهره‌برداری از احساسات دینی مردم، اهداف سیاسی خود را پیش ببرد. شناخت این تضادها و افشای چهرهٔ واقعی داعش، گامی مهم در مبارزه با افراط‌گرایی و دفاع از اسلام راستین است.

Exit mobile version