نگاهی مختصر بر زندگی و کارنامه‌های خواجه شفیق‌الله ابوقدامه تقبله الله!

خواجه شفیق‌الله عباسی مشهور به ابوقدامه کلنگاری فرزند خواجه غلام سعید سالار و نوادهٔ محمد سعید، در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۷۴ در مرکز ولایت لوگر، قریهٔ کلنگار، در خانواده‌ای متدین، مجاهد و بااصالت، چشم به دنیا گشود، ابوقدامه در کنار آن‌که متعلم مکتب بود به‌عنوان طالب‌العلم در مدرسهٔ قریه خویش نیز به فراگیری علوم دینی اشتغال داشت و از همان اوان جوانی، در پرتو تربیت اسلامی و فضای معنوی خانواده، شخصیتی آراسته به ایمان، ادب و معرفت یافت.

خواجه شفیق‌الله پس از سپری‌نمودن دورهٔ تعلیمی در لیسهٔ مرکزی به سبب شوق و علاقهٔ فراوانی که به علوم عصری داشت، راه تحصیلات عالی را در پیش گرفت و در زمرهٔ یکی از محصلان ممتاز، کوشا و برتر صنف خویش قرار گرفت، اما اینکه ابوقدامه صاحب در سینه‌اش جذبه‌ای عمیق از غیرت دینی و روحیه‌ای سرشار از احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت وطن و مردمش موج می‌زد از حضور و اشغال امریکا و هم‌پیمانانش در افغانستان رنجی بی‌شمار بر دل داشت؛ از همین‌رو، در سال ۱۳۸۸ به‌گونه‌ای مخفیانه، تحت رهبری مولوی صاحب محمدالله فاروقی به صفوف امارت اسلامی افغانستان پیوست و فصل تازه‌ای از زندگی خویش را آغاز نمود.

ابوقدامه در طول دوازده سال مجاهدت و حضور خویش در بخش‌های مختلف چون فعالیت‌های چریکی، ترور، کمین، ماین‌گذاری و گذاشتن چسپکی، مهارت، تجربه و هنر خاصی از خود به نمایش گذاشت و قهرمانی‌های فراوانی را در کارنامهٔ جهادی خویش به ثبت رسانید، همچنان در چندین عملیات نظامی علیه گروه خوارج (داعش) در ولایت ننگرهار اشتراک ورزید و در هر تعرض با شجاعت، صلابت و روحیه‌ای استوار، در صف نخست حضور می‌یافت و پاسخ‌های دندان‌شکن به دشمن (خوارج/داعش) می‌داد؛ تا آن‌جا که حتی دشمن نیز به دلیری، شهامت و قهرمانی وی اعتراف داشت.

ابوقدامه کلنگاری در همه حال با قلبی سرشار از ایمان همواره از الله متعال طلب شهادت می‌نمود و این آرزوی دیرینه را در عمق جان خویش می‌پروراند.

خواجه شفیق‌الله پس از سپری‌نمودن دو سال تحصیلی، در جریان یکی از فعالیت‌های چریکی شناسایی گردید و پس از آن زندگی مخفیانه و دور از انظار را برگزید و در مسیر انتخاب‌شدهٔ خویش، با عزمی استوار ثابت‌قدم باقی ماند.

ابوقدامه صاحب که به اخلاق اسلامی، خلق نیکو و صفات پسندیده مزین بود الله متعال برایش چهره‌ای زیبا، سیمایی پرهیبت و قامتی باوقار عطا فرموده بود؛ در عین حال لبانش همواره به لبخندی شیرین و دلنشین مزین بود؛ لبخندی که از صفای درون، آرامش قلب و بزرگی روح او حکایت می‌کرد، برای دوستان نهایت مهربان، دلسوز و رحیم بود و برای دشمنان مردی استوار، سخت‌اراده و شکست‌ناپذیر.

ابوقدامه پس از تحمل سال‌ها دشواری، تکالیف و رنج‌های بی‌شمار در مسیر جهاد سرانجام به تاریخ ۱۸/۱۲/۱۳۹۹، در دل شب در قریه خواجه بابا از مربوطات مرکز ولایت لوگر در یک کمین ناجوان‌مردانه پس از آن‌که برای دشمن تلفات وارد ساخت، همراه با هم‌سنگر وفادارش ذکرالله وحدت نخست زخم برداشت و سپس به مقام والای شهادت نائل آمد و با عروج ملکوتی خویش زخمی عمیق، اندوهی جان‌سوز و داغی فراموش‌ناشدنی بر دل دوستان، یاران و همهٔ ارادتمندانش بر جای گذاشت.

روحش شاد، یادش جاویدان، و مسیر سبزش همواره پررهرو باد.
نحسبه کذلک والله حسیبه.

Exit mobile version