پاکستان؛ پرورش‌دهندهٔ گروه‌های شر و فساد!

اجمل

افغانستان از آن جمله کشورهای منطقه است که با سرعت به سوی ثبات و آبادانی گام برمی‌دارد، همزمان با این مسیر روند حکومت‌داری مطلوب و سیاست خارجی متوازن را نیز با سرعت دنبال می‌کند و دستاوردهای ملموسی از خود بر جای می‌گذارد، اما کشورهایی به‌ویژه همسایگان افغانستان که همواره در طول تاریخ تلاش کرده‌اند منافع نامشروع خود را از طریق ناامنی و بی‌ثباتی افغانستان به دست آورند به‌جای حمایت از این پیشرفت و ثبات تلاش می‌کنند این وضعیت مثبت را به سمت منفی سوق دهند و بار دیگر افغان‌های مظلومی را که تازه نفس آرامی کشیده‌اند قربانی مداخلات و سیاست‌های نادرست خود کنند.

متأسفانه پاکستان در صدر این گروه قرار دارد، رژیم نظامی این کشور نه به مردم و عموم شهروندان خود رحم و شفقت دارد و نه می‌تواند زندگی آرام ملت افغانستان را که از جنگ بیرون آمده است تحمل کند، از همین رو از طریق مزدوران نیابتی، گروه‌های شر و فساد و ملیشه‌های اجیر خود همواره تلاش کرده است وضعیت را بحرانی‌تر سازد.

هرچند در اینجا نخست انگشت انتقاد همچنان متوجه شماری از آن اربکی‌ها، گروه‌های شر و فساد فراری از نظام اسلامی و یا به‌اصطلاح افغان‌هایی است که چرا شانه‌های خود را برای حمل سلاح دیگران به کرایه می‌دهند و برای بی‌ثبات‌سازی کشور خود به دامان ارتش پاکستان و رژیم پنجابی پناه می‌برند، اما پاکستان نیز باید درک کند که وقتی کسی نسبت به سرزمین، مردم و ارزش‌های خود متعهد نباشد نمی‌تواند از ارزش‌ها و منافع دیگری نیز حفاظت کند، چنین افرادی تنها به‌عنوان ابزار مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و پس از پایان کار دوباره به زباله‌دان پلان های کهنه انداخته می‌شوند.

گروه‌های شر و فساد، نیروهای فاسد جمهوری و اجیران رژیم نظامی در دوران جمهوری نیز همواره شعارهای پرطمطراق دربارهٔ ثبات، عدالت و میهن‌دوستی سر می‌دادند و در مقابل مجاهدین طالب و جبهات نظامی امارت اسلامی را مزدوران یا غلامان آی‌اس‌آی و پاکستان می‌خواندند اما تحولات و پیروزی‌های اخیر ثابت کرد که حاکمان و نظام کنونی از میان فرزندان اصیل این کشور شکل گرفته‌اند و کسانی که بیش از همه شعار دشمنی با رژیم پاکستان را سر می‌دادند پیش از همه با هواپیماهای خطوط هوایی پاکستان در حال پرواز خود را به اسلام‌آباد و نزد اربابان‌شان رساندند.

با این حال حتی با آنان نیز تا آن اندازه بی‌انصافی شد که ارباب‌شان در اسلام‌آباد و دیگر مناطق برای‌شان جایی فراهم نکرد بلکه راهی امریکا و اروپا شدند تا در آنجا سراغ دالرها و حساب‌های بانکی ارسال‌شده در نتیجهٔ فسادهای خود را بگیرند، به هر صورت رژیم پاکستان در چنین اقداماتی سابقه‌ای طولانی و سیاه دارد؛ رژیمی که همواره گروه‌های نیابتی و اجیر را علیه همسایگان خود پرورش داده و مورد استفاده قرار داده است، گزارش‌ها و شواهد تازه نشان می‌دهد که این رژیم اکنون بار دیگر در بلوچستان و مناطق دیگر تلاش برای سازمان‌دهی و گردآوری اربکی‌ها، دزدان، جنایتکاران و دیگر قاتلان اجیر را آغاز کرده است تا آنان را در بدل پول و وعده‌های دیگر به افغانستان برساند و برای ایجاد بی‌ثباتی و آشفته‌سازی اوضاع به کار گیرد.

این هدف شوم پاکستان تنها با نیت برهم‌زدن وضعیت افغانستان دنبال نمی‌شود بلکه طرحی مخرب برای وضعیت کل منطقه نیز به شمار می‌رود و جامعهٔ جهانی و کشورهای منطقه باید نسبت به این نفاق سیاسی هوشیار باشند، هرچند امارت اسلامی افغانستان در این زمینه مسئولیت خود را با جرأت و شهامت کامل انجام داده و بارها اجیرانی را که رژیم نظامی پاکستان در امتداد خط فرضی اعزام کرده به سزای اعمال‌شان رسانده و حتی اجازه نداده است وارد قلمرو حاکمیت امارت اسلامی شوند، گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نیز در این زمینه موجود است، اما پرسش اینجاست: افغانستان تا چه زمانی باید قربانی کشورهای منطقه و جهان باشد؟
ضروری است کشورهای منطقه و جهان در برابر این نفاق و شرارت پاکستان متحد شوند و به رژیم نظامی بفهمانند که این طرح‌های شوم به‌جای افغانستان سرانجام بر وضعیت داخلی خود پاکستان تأثیر خواهد گذاشت و ناامنی و تجزیه در میان مردم و سرزمین پاکستان را به وضعیتی حتی وخیم‌تر از گذشته خواهد کشاند.

آن گروه‌های شر و فساد، اجیران و اربکی‌هایی که اکنون بار دیگر بقای خود را در حمایت رژیم پاکستان می‌بینند باید بدانند که افغانستان دیگر افغانستان دوران جمهوریت نیست که همچون آزمایشگاهی برای پروژه‌های شوم بین‌المللی هر طرحی در آن آزموده شود، اکنون در اینجا نظامی مسئول و مقتدر حاکم است؛ اینجا دیگر هر گام و هر حرکت با حساب و کتاب همراه است.

بهتر است با دعا برای هدایت الهی به‌جای تلاش‌های ناکام برای برهم‌زدن خاک، مردم و ثبات جاری افغانستان از دامان بیگانگان به‌ویژه رژیم پاکستان جدا شوند و شیرینی زندگی عزتمندانه و مسئولانه را در کشور خود بچشند؛ در غیر این صورت همهٔ آرزوهای خود و اربابان‌شان را همانند گذشته با خود به گور خواهند برد.

رژیم پاکستان باید به‌جای آموزش و تأمین مالی گروه‌های تروریستی و جنایتکار توجه خود را به وضعیت داخلی و امنیتی کشورش معطوف کند و برای گفت‌وگو و تفاهم با مردم خود آماده شود؛ زیرا ملت پاکستان نیز دیگر نمی‌تواند هر روز شاهد تشییع جنازهٔ سربازان و نیروهای پولیس این رژیم باشد و رسانه‌های پاکستانی نیز توان پنهان‌کردن همهٔ کاستی‌ها و ناامنی‌هایی را که ارتش با وضع محدودیت‌های شدید بر نشر و پوشش آن‌ها تحمیل کرده است ندارند.

Exit mobile version