پاکستان به‌سوی بی‌ثباتی سیاسی داخلی

ولید

دولت‌های مسئول که از میان مردم خود برخاسته‌اند، همواره حفظ ثبات سیاسی داخلی و استحکام حاکمیت ملی را در اولویت قرار می‌دهند. پایه‌های این اولویت بر مشروعیت نظام حاکم، منافع ملی و مشروعیتی استوار است که از جغرافیا، فرهنگ و هویت ملی سرچشمه می‌گیرد.

رژیم نظامی پاکستان که همواره خود را مدافع حاکمیت ملی و قدرت کشور معرفی کرده و در عرصه بین‌المللی نیز کوشیده است چهره‌ای از یک قربانی تروریسم به نمایش بگذارد، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده است که به‌تدریج کشور را به‌سوی بی‌ثباتی سوق می‌دهد. در نتیجه این وضعیت، اعتبار بین‌المللی پاکستان رو به کاهش گذاشته و این کشور نه‌تنها توان اقتصادی و سیاسی لازم برای بازپرداخت میلیاردها دالر قرض خود را ندارد، بلکه پیوسته ناگزیر از درخواست وام‌های تازه و تمدید مهلت بازپرداخت قرض‌های پیشین شده است. از همین‌رو بارها از ایالات متحده، عربستان سعودی و امارات متحده عربی درخواست کمک‌های مالی و تمدید مهلت بازپرداخت قرض‌های خود را مطرح کرده است.

هرگاه اعتبار بین‌المللی یک نظام از میان برود، تنها پشتوانه بقای آن، مشروعیت داخلی، حمایت مردمی و مقبولیت سیاسی خواهد بود زیرا همین عوامل می‌توانند حتی در نبود حمایت خارجی، زمینه استمرار و پایداری حکومت را فراهم سازند. اما متاسفانه رژیم پاکستان به‌عنوان یک حاکمیت نظامی مستبد و اقتدارگرا، از چنین مشروعیت داخلی بی‌بهره است و حمایت بسیاری از اقوام و اقلیت‌های این کشور را از دست داده است که فعالیت‌های مسلحانه در بلوچستان، تحریک طالبان پاکستان (TTP) و دیگر گروه‌ها از نشانه‌های روشن می‌باشند.

اکنون رژیم پاکستان برای سرپوش گذاشتن بر این چهره ناخوشایند و پنهان ساختن ضعف‌های خود، بار دیگر به معاملات استخباراتی و سیاست‌های فریبکارانه روی آورده است. این رژیم نظامی با حمایت از گروه‌های مفسد مستقر در پاکستان، اربکی‌های فراری از افغانستان، داعش و دیگر گروه‌های تروریستی، می‌کوشد ناکامی‌های خود را پنهان ساخته و چنین وانمود کند که پاکستان همچنان قربانی تروریزم است و با آن مبارزه می‌کند. در این میان، برای او اهمیتی ندارد که چه تعداد از شهروندان پاکستانی کشته شوند، زیربناهای اقتصادی و پروژه‌های ملی آسیب ببینند یا کشور بیش از پیش به‌سوی بی‌ثباتی و انزوای جهانی سوق داده شود؛ زیرا در سایه جلب توجه جامعه جهانی و دریافت کمک‌ها و پروژه‌هایی که تحت عنوان مبارزه با تروریزم اختصاص می‌یابد، منافع اقتصادی جنرال‌های نظامی و دوام حاکمیت آن‌ها تضمین شده و برای استمرار استبداد نیز حمایت و تأیید خارجی فراهم می‌شود.

در این حقیقت، مردم پاکستان و بسیاری از تحلیلگران سیاسی آن کشور نیز هم‌نظرند. آنان بارها به رژیم نظامی هشدار داده‌اند که ادامه سیاست‌های نادرست و شکست‌خورده گذشته، بار دیگر پاکستان را در مسیر اشتباه قرار داده و کشور را به اعماق بی‌ثباتی و انزوا سوق می‌دهد. اما نه تنها این هشدارها شنیده نمی‌شود، بلکه بسیاری از حقیقت‌گویان نیز با عناوین مختلف ناپدید، زندانی یا کشته می‌شوند و محاکمی که زیر نفوذ رژیم نظامی فعالیت می‌کنند، برای آنان مجازات‌های سنگین صادر می‌کنند.

رژیم پاکستان باید این واقعیت را درک کند که گروه‌های مفسد، اربکی‌ها و عناصر داعش، چیزی جز جنگجویان اجیرشده و وطن‌فروشان نیستند و از هیچ پیشینه مشروع و قابل قبولی برخوردار نمی‌باشند. اگر با وجود این واقعیت، همچنان به حمایت از این گروه‌های تروریستی ادامه دهد، در حقیقت بر چشمان مردم خود و افکار عمومی جهان خاک می‌پاشد و واقعیت‌های میدانی و تجربه‌های تاریخی‌ای را نادیده می‌گیرد که می‌تواند سرانجام به تجزیه پاکستان و گرفتار شدن این ملت بزرگ در وضعیت ناگوار و درماندگی بینجامد.

اکنون زمان آن فرا رسیده است که رژیم پاکستان، به‌جای سرزنش دیگران و نسبت دادن شکست‌های خود به این و آن، واقعیت‌ها را بپذیرد و بر اساس آن عمل کند؛ تا هم اعتبار از دست‌رفته خود را در عرصه بین‌المللی بازیابد و هم بر بنیاد اصول حسن همجواری، به‌ویژه در روابط با افغانستان، از منافع مردم و سرزمین خود پاسداری کند. ظرفیت‌ها و چالش‌های منطقه و جهان دگرگون شده است و دیگر پاکستان نمی‌تواند از راه مداخله‌های نامشروع در افغانستان، منطقه و سایر کشورهای همسایه، حاکمیت حزبی و استبدادی خود و نیز منافع اقتصادی و پروژه‌های جنرال‌های نظامی را همچنان حفظ و تداوم بخشد.

Exit mobile version