از صفحات تاریخ؛ خلافت عثمانی! بخش شصت‌وپنجم

حارث عبیده

سلطان محمد فاتح در مساجد و مدارس بزرگ، امامان را به خدمت گماشت و علاوه بر بست‌های پیشین، بست‌های تازه‌ای نیز افزود. در مناصب مساجد بزرگ، امام، خطیب، مؤذن و محافظ به‌گونه‌ای ویژه یاد می‌شدند. نامزدان این مناصب از آن مدارس بزرگ فراغت یافته بودند که با هزینه‌های بزرگان و وزیران اداره می‌شد. این بزرگان و وزیران در این کار بر یکدیگر سبقت می‌جستند. افراد مذکور مستقیماً تحت نظارت مفتی سلطنت بودند. در ولایت‌های بزرگ، قاضی‌ نظامی عهده‌دار این نظارت بود. ولایت‌های کوچک باقی ماندند که در آنجا امامان مساجد، نظارت بر همه امور دینی را پیش می‌بردند. به ویژه در قریه‌جات، امام تمامی مسئولیت را بر عهده می‌گرفت.

مدارسی که مأموران حکومتی را پرورش می‌دادند، دارای سه درجه تعلیمی بودند. یک درجه، درجه صوفتا بود که درجه‌ی کوچک شمرده می‌شد. درجه دوم از کسانی بود که پس از فراغت، لقب دانشور به آنان داده می‌شد. درجه سوم و پایانی، درجه مدرسین بود. در دوره سلطان مراد دوم، شمار صوفتاها نود هزار تن بود و در همه کارهای پادشاهی، نظر این افراد اخذ می‌شد.

فریب مال، دولت و لشکر را نخور و اهل شریعت را از خود مران! بر خلاف احکام شرعی عمل منما. دین هدف ماست و هدایت، راه و روش ما و در هر دو، پیروزی ماست. سلطان محمد فاتح به وارث خود پند می‌دهد که فریب اموال دولتی یا افزایش سپاه را نخورد و برایش شایسته نیست که علما را از خود براند. سلطان او را آگاه می‌سازد که برخلاف شریعت عمل نکند؛ زیرا عمل مخالف شریعت در دنیا مایه زوال و در آخرت باعث هلاکت است. اثر دوری از شریعت الله تعالی در همه زمینه‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وجود دارد.

قوت، عزت و شرف عثمانیان به اطاعت از الله تعالی گره خورده بود. آنان شریعت نازل شده از سوی الله تعالی را اجرا کردند، در راه خدواند جهاد نمودند و مردم را به سوی دین پاک فرا خواندند. از همین‌رو الله تعالی تا پایان زندگی به آنان عزت و عظمت بخشید. از این جهت محمد فاتح در پند خویش به پسر خود می‌گوید: دین، هدف ما و هدایت، راه ماست و عامل پیروزی و کامیابی نیز همین است.

پاک‌سازی روح از بدی‌ها و گناهان و آماده‌سازی نفس برای نیکی‌ها، نتیجه خدمت دینی است. از این‌رو پدید آمدن رهبران دینی، ثمره خدمت به این دین است. این عمل انسان را از ارتکاب جرم‌ها بازمی‌دارد و او را به اندیشیدن وادار می‌سازد. هنگامی که احکام دین در نظر انسان مقدم و پیش‌رو باشد، در دلش ویژگی‌های ترس از الله و تقوا پدید می‌آید و برای همیشه از گناهان نجات می‌یابد. بدین گونه خدمت به دین و حفظ شریعت، در مردم همدلی ایجاد می‌کند و همه ساکنان یک کشور اسلامی از عدل و انصاف بهره‌مند می‌شوند.

با این همه، استوار ساختن دین، سبب نزول برکات و دستیابی پی‌درپی به نعمت‌ها می‌گردد. زیرا چنین نیست که راه رسیدن به پاداش برتر در آخرت یکی باشد و راه پیروزی در دنیا، راهی دیگر. الله تعالی راهی یکسان برای کامیابی در دنیا و آخرت نهاده است و آن راه اسلام است.

به سبب اجرای احکام اسلامی، در دل‌ها برکت‌ها پدید می‌آید و بدین وسیله در دنیا برکات و در آخرت پیروزی به دست می‌آید. الله تعالی در بسیار چیزهای اندک برکت می‌نهد تا انسان‌ها به درستی از آن‌ها بهره‌مند شوند. در فرجام گسترش شریعت، جامعه اسلامی‌ای پدید می‌آید که در پاسداری از دین و آرمان خویش استوار است. قرآن و سنت، سرچشمه‌ای است که در آن برای ساختن کاخ حکومت یک فرد مسلمان، جامعه و تمام امت اسلامی همه چیز موجود است. با عمل به قرآن و سنت، همت همه قوم بالا می‌رود و مردم به اخلاق ترقی‌خواهانه و کارهای پیشروانه سرگرم می‌شوند؛ زیرا شریعت در خود، همه آنچه را که برای پاسداری از زندگی اخلاقی هر جامعه پیشرفته لازم است، داراست.

Exit mobile version