امارت اسلامی؛ نماد پیشرفت، حقانیت و عزت افغانان!

رفیق

افغان‌ها چه چیز هایی در گذشته نداشتند اما امروز از آن برخوردارند؟

با وجود چندین دهه جنگ در افغانستان سیاست‌ها، سیاستمداران، احزاب قومی، گروه‌های مذهبی و افراطی کارهایی کردند که دستاوردها، قربانی‌ها و ارزش‌های افغان‌ها را از آنان گرفت، سیاست‌ها و قوانین گوناگونی که از سوی بیگانگان بر افغان‌ها تحمیل می‌شد و سپس به‌وسیله سیاستمداران از راه کودتاها و دیگر روش‌های خونین بر مردم تحمیل می‌گردید از جمله عواملی بود که افغان‌ها را به‌شدت سرکوب کرد.

احزاب قومی اتحاد و همبستگی افغان‌ها را تضعیف کردند، برادران مسلمان را به‌خاطر حزب، قوم و زبان از یک سفره جدا ساختند، تاریخ گواه است که رهبران و احزاب قومی و زبانی افغان‌ها را چنان سرکوب کردند که تاریخ از نمایش و بیان آن همه وحشت و جبر عاجز است.

جالب این بود که افغان‌ها را بر اساس قوم و زبان از هم جدا می‌کردند اما در همین جریان سلسله احزاب مذهبی و تقلیدی نیز آغاز شد، این گروه‌ها جهاد و مبارزه افغان‌ها را به تقلیدهای حزبی و مسیرهای گوناگون تقسیم کردند تا جایی که پس از پیروزی به‌دلیل چندین حزب جهادی و گروه‌های افراطی افغان‌ها را با یکدیگر درگیر ساختند.

اما امروز آن عواملی که افغان‌ها را به‌جای عزت، نوآوری و پیشرفت در فتنه‌های خونین، زبانی، قومی، مذهبی و افراطی گرفتار کرده بود به پایان رسیده است و چند نمونه عمده آن را در اینجا ذکر می‌کنم:
۱- از میان رفتن سیاست، سیاستمداران و قوانین کاذب

بزرگ‌ترین مانع در برابر اتحاد، پیشرفت، قدرتمندی و عزت افغان‌ها افکار کاذب و سیاست، سیاستمداران و قوانینی بود که بر مفکوره‌های بیگانه استوار بودند و طی دهه‌ها افغان‌ها را به‌سوی جنگ‌های داخلی و خارجی می‌بردند، دشمنان افغان‌ها بر این تأکید داشتند که سیاستمداران و رهبران کاذب و دست‌نشانده خود را بر افغان‌ها حاکم نگه دارند و از آنان دفاع کنند زیرا همین مفکوره می‌توانست مانع حرکت افغان‌ها به‌سوی قدرتمندی و صبح روشن شود.

از همین رو آنان طی دهه‌ها برای افکار خود و فرهنگ مدرن غربی قربانی دادند و تریلیون‌ها دالر هزینه کردند اما عزم راسخ ایمانی، اسلامی و جهادی افغان‌ها این توطئه‌ها و مفکوره‌های آنان را نقش بر آب کرد، امروز به‌جای سیاست، سیاستمداران و قوانین کاذب؛ سیاست، رهبران و قانون شرعی مبتنی بر عقیده، دین، فرهنگ و حقیقت خود را داریم؛ و این را نیز می‌توان نتیجه قربانی‌ها و فداکاری‌های چندین دهه دانست.

۲- از میان رفتن اقتصاد کاذب غربی، بیکاری و تنبلی

در نتیجه جنگ‌های چندین دهه و مداخلات بیگانگان؛ غرب و یهودیان افزون بر سرکوب فکری، عقیدتی، نظامی، سیاسی و فرهنگی افغان‌ها سرکوب اقتصادی، آموزشی، اخلاقی و تجارتی را نیز ادامه داده بودند،
آنان قدرت اقتصادی افغان‌ها را در سیاست باطل و غرب‌گرا قرار داده بودند، اگر کسی زیر چتر این سیاست و تفکر قرار نمی‌گرفت از پایداری اقتصادی برخوردار نمی‌شد.
نظام را به‌عنوان منبع منافع خود به کار می‌بردند اما در بازارها بساط گدایی و فقر گسترده بود، بازارها و تجارت‌ها به نظام، سیاست و سیاستمداران وابسته بودند؛ هرگاه آنان ضعیف می‌شدند، بازارها نیز ضعیف می‌گردیدند؛ آنان افغان‌ها را به چاه تنبلی و بیکاری انداختند- چیزی که امنیت و عزت جامعه را تخریب کرد.
سطح غربت افغان‌ها به هشتاد تا نود درصد رسید از سوی دیگر آموزش را چنان بی‌کیفیت و آلوده به فساد ساختند که افغان‌ها آینده خود را نه در آموزش بلکه در قدرت و توان مالی می‌دیدند، با آمدن امارت اسلامی پرده دروغین و سیاه از برابر بازارها، تجارت‌ها و آموزش کنار رفت، پرده فقر و گرسنگی پنهان واقعی از روی سیری کاذب برداشته شد؛ همان پرده‌ای که طی دهه‌ها افغان‌ها را با بازار و تجارت دروغین و خالی گرد هم آورده بود.

بنابراین امارت اسلامی به الگوی اقتصاد، آموزش و تجارت واقعی تبدیل شد و آینده افغان‌ها را به همت و تلاش خودشان پیوند زد، حاکمیت امارت اسلامی راه نوآوری و پیشرفت آموزشی، تجارتی، اقتصادی و همه‌جانبه و سپس راه رقابت با خواسته‌های عصر و زمان را به روی افغان‌ها گشود، تجارت افغان‌ها مستقل شد و آموزش و نوآوری همه‌جانبه آنان استقلال یافت، سیاست آنان از مفکوره‌های زبانی، قومی و دیگر افراطی به‌سوی عقیده واحد شرعی و اسلامی بازگشت، در سرزمین افغانستان راه ترویج فرهنگی مطابق با عقیده و فرهنگ افغان‌ها هموار شد.

امروز راه تهدیدها و موانع چندین دهه گذشته در برابر افغان‌ها بسته شده است، امارت اسلامی افغان‌ها را دوباره زنده کرد، امروز نوبت و مسئولیت افغان‌هاست که برای رقابت و رویارویی با جهان راه همت و تلاش را در پیش گیرند؛ زیرا اکنون شرایط و زمان زمان خودکفایی افغان‌هاست.

Exit mobile version