بررسی شرعی شبهات منتشرشده از سوی خوارج داعشی درباره امارت اسلامی بخش ششم

داکتر همام سلطانی

در بخش گذشته شبهه‌ای که از سوی خوارج داعشی و مدخلی‌های غالی دربارۀ دیوبندیت و علیه امارت اسلامی و طالبان منتشر می‌شد، از دیدگاه علمی و شرعی مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش از همین سلسله پیشینۀ تاریخی ماتریدیت، مبانی اعتقادی، خدمات علمی و اختلافات آن با دیگر مذاهب کلامی بررسی می‌شود. سپس این ادعا که گویا عقیدۀ ماتریدی بر کفر استوار است و به همین دلیل تکفیر امارت اسلامی و طالبان جایز می‌باشد، در پرتو اصول شرعی ارزیابی خواهد شد.

ماتریدیت: پیشینۀ تاریخی، مبانی اعتقادی و ارزیابی شرعی ادعاهای تکفیر

حقیقت عقیدۀ ماتریدی و پیشینۀ تاریخی آن

ماتریدیت یکی از روش‌های مشهور کلامی اهل سنت در علم عقاید اسلامی است که انتساب آن به امام ابومنصور محمد بن محمد ماتریدی سمرقندی رحمه‌الله (متوفای ۳۳۳ هـ.ق) عالم، مفسر و متکلم نامدار حنفی در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری، می‌رسد. امام ماتریدی رحمه‌الله بنیان‌گذار دین جدید، عقیدۀ مستقل یا فرقۀ مذهبی جداگانه‌ای نبود بلکه در توضیح، تنظیم و دفاع از اصول اعتقادی روایت علمی حنفی، نقش مهمی ایفا کرد. وی در کنار استدلال به دلایل قرآن کریم و سنت نبوی از استدلال عقلی نیز بهره می‌گرفت تا به شبهات معتزله، جریان‌های فلسفی و دیگر گروه‌های کلامی پاسخ ارائه کند.

از مهم‌ترین آثار علمی وی می‌توان از «کتاب التوحید» و «تأویلات أهل السنة» نام برد که در آن‌ها پیرامون توحید، صفات الهی، نبوت، ایمان، قضا و قدر و دیگر مسائل اعتقادی بحث‌های مفصلی صورت گرفته است. ماتریدیت با روایت اعتقادی حنفی پیوند عمیق تاریخی و علمی دارد اما این به آن معنا نیست که تمام دیدگاه‌های کلامی امام ماتریدی رحمه‌الله را بتوان عیناً اقوال امام ابوحنیفه رحمه‌الله دانست.

اصول اساسی عقیدۀ ماتریدی

منهج اعتقادی علمای ماتریدی بر عقاید اساسی اسلام استوار است که مهم‌ترین اصول آن قرار ذیل‌اند:
۱ـ ایمان به یگانگی الله تعالی: ماتریدیان به یگانگی الله تعالی، ذات بی‌همتای او، قدرت مطلق، علم، اراده و دیگر صفات کمالی‌اش ایمان دارند. آنان الله تعالی را از هرگونه مشابهت با مخلوقات پاک و منزه می‌دانند و او را تنها ذاتی می‌شمارند که شایستۀ عبادت است.

الله تعالی می‌فرماید ﴿ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾ (الشورى: ۱۱)
ترجمه: هیچ چیزی همانند او نیست و او شنوای بینا است.

۲ـ ایمان به نبوت و رسالت: ماتریدیان به نبوت تمام پیامبران الهی، رسالت و خاتمیت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم و حقانیت قرآن کریم ایمان دارند.

۳ـ ایمان به امور غیبی و آخرت: آنان به فرشتگان، کتاب‌های آسمانی، قیامت، حساب، میزان، بهشت، دوزخ و دیگر امور غیبی‌ای که در قرآن کریم و سنت صحیح نبوی ثابت شده‌اند، ایمان دارند.

۴ـ ایمان به قضا و قدر: ماتریدیان الله تعالی را آفرینندۀ تمام موجودات می‌دانند اما در عین حال باور دارند که انسان در اعمال اختیاری خود دارای اراده و اختیار است و بر اساس همین اختیار، مسئول اعمال خویش می‌باشد.

۵ـ حقیقت ایمان: در بیان مشهور اعتقادی علمای ماتریدی، اصل ایمان عبارت از تصدیق قلبی است و برای جاری‌شدن احکام دنیوی، اقرار زبانی نیز شرط دانسته می‌شود. آنان مرتکب گناه کبیره را صرفاً به دلیل ارتکاب گناهش کافر نمی‌دانند مگر این‌که سبب شرعی مستقلی برای کفر او ثابت شود. به این ترتیب دیدگاه آنان تفاوت آشکاری با عقیدۀ خوارج دارد که مرتکب گناه کبیره را از دایرۀ ایمان خارج می‌دانستند.

از این اصول روشن می‌شود که علمای ماتریدی به عقاید اساسی اسلام ایمان دارند. البته در تفسیر و توضیح برخی مسائل اعتقادی و شیوۀ استدلال دربارۀ آن‌ها، با دیگر روش‌های کلامی اختلافاتی دارند.

اختلافات میان ماتریدیت، اشعریت و منهج اثری

ماتریدیت و اشعریت دو روش مشهور کلامی اهل سنت‌اند. اشعریت به امام ابوالحسن اشعری رحمه‌الله (متوفای ۳۲۴ هـ.ق) منسوب است. میان این دو روش دربارۀ توحید، نبوت، آخرت و دیگر عقاید اساسی، اشتراک گسترده‌ای وجود دارد اما در مسائلی مانند رابطۀ عقل و نقل، برخی صفات الهی، ایمان، تکوین، حسن و قبح عقلی و اختیار انسان نیز اختلافات کلامی میان آن‌ها دیده می‌شود.

از سوی دیگر، اختلاف میان علمای ماتریدی و پیروان منهج اعتقادی اثری یا اهل حدیث، بیشتر دربارۀ چگونگی فهم نصوص مربوط به صفات الهی، حدود تأویل، کاربرد استدلال عقلی و مشروعیت علم کلام است. علمای اثری عموماً بر اثبات صفات الهی بر اساس نصوص بدون تعیین کیفیت آن‌ها، تأکید می‌کنند و با تأویلات کلامی‌ای که به باور آنان با منهج سلف سازگار نیست، مخالفت می‌ورزند. در مقابل علمای ماتریدی در پرتو تنزیه الهی، در تفسیر برخی نصوص متشابه از تأویل نیز استفاده می‌کنند.

دیدگاه علما در ارزیابی این اختلافات یکسان نیست. برخی آن‌ها را اختلافات فرعی و کلامی می‌دانند و برخی دیگر برای آن‌ها اهمیت اعتقادی بیشتری قائل‌اند. از همین‌رو نه ادعای وحدت کامل میان این روش‌ها دقیق است و نه رساندن تمام اختلافات میان آن‌ها به مرحلۀ تکفیر، با انصاف علمی سازگاری دارد.

نادرست یا بدعت‌آمیز دانستن یک دیدگاه کلامی و تکفیر کسی که به آن باور دارد، دو مسئلۀ جداگانۀ شرعی‌اند که باید تفاوت میان آن‌ها در نظر گرفته شود.

خدمات علمی علمای ماتریدی و نفوذ تاریخی آنان

خدمات علمای ماتریدی در رد و نقد علمی دیدگاه‌های معتزله، باطنیه، ملحدان، روافض و دیگر فرقه‌ها بسیار گسترده و درخور توجه است. این علما نه‌تنها در زمینۀ دفاع، توضیح و تشریح عقاید اسلامی سرمایۀ علمی ارزشمندی از خود به‌جا گذاشته‌اند بلکه در تدریس، تفسیر قرآن و سنت، حدیث، فقه و ترویج و گسترش دیگر علوم اسلامی نیز نقش آشکار و تأثیرگذاری داشته‌اند.

گستردگی تلاش‌های علمی آنان از این حقیقت آشکار می‌شود که امروزه نیز در کتابخانه‌های اسلامی، خدمات علمای این مکتب فکری در زمینه‌های تدوین و نشر شرح‌های قرآن و حدیث، تألیفات فقهی، پژوهش‌های علمی و متون دینی به‌روشنی دیده می‌شود. حوزۀ نفوذ ماتریدیان و اشعریان تنها به افغانستان یا منطقۀ مشخصی محدود نبود بلکه این دو مکتب فکری از قرن‌ها به این‌سو در مناطق گسترده‌ای از جهان اسلام رواج داشته‌اند. در کنار فعالیت‌های علمی و تحصیلی، حمایت سلطنت‌ها و فرمانروایان گوناگون اسلامی نیز در رشد و گسترش این دو مکتب نقش مهمی ایفا کرده است.

در دورۀ حکومت‌های ایوبی و مملوکی، به‌ویژه مکتب فکری اشعری رشد کرد. در حالی که در دورۀ سلطنت عثمانی تأثیر و نفوذ مکتب فکری ماتریدی بیش از پیش گسترش یافت. این مکتب در ماوراءالنهر، آسیای میانه، آناتولی، بالکان، هند، افغانستان و دیگر مناطق جهان اسلام ریشه‌های عمیقی دوانید.

از جمله علمای بزرگ و شخصیت‌های برجسته‌ای که با این مکتب فکری پیوند داشتند، می‌توان از امام کمال‌الدین ابن‌الهمام، امام نورالدین صابونی، علامه ابن‌نجیم و دیگر فقیهان و متکلمان نامدار یاد کرد. با درنظرداشت این حقایق تاریخی و علمی، محدودساختن شناخت ماتریدیان به چند مسئله اختلافی کلامی و نادیده‌گرفتن خدمات علمی، دینی و تحقیقی آنان در طول قرن‌ها، با برخورد علمی منصفانه سازگار نیست.

Exit mobile version