بهای سنگین همکاری رژیم نظامی با داعش و گروه‌های شر و فساد برای آینده پاکستان!

احسان

در سال‌های اخیر با آن‌که رژیم نظامی پاکستان پیوسته ادعا کرده است که با تروریزم مبارزه می‌کند اما در عرصهٔ عملی به بزرگ‌ترین حامی و پرورش‌دهندهٔ گروه تکفیری داعش و گروه‌های شر و فساد تبدیل شده است. این سیاست دوگانه، متناقض و فریبکارانه در حالی دنبال می‌شود که میلیاردها روپیه از ثروت ملی مردم پاکستان برای تعلیم، تجهیز و پرورش داعش، گروه‌های شر و فساد و عناصر اجیر یعنی اربکی‌های پیشین، هزینه می‌شود؛ در حالی که بخش بزرگی از مردم پاکستان زیر سایهٔ همین رژیم نظامی با فقر، بیکاری، گرانی، کمبود خدمات اساسی صحی و ده‌ها مشکل دیگر دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

این هزینه‌های هنگفت در شرایطی صورت می‌گیرد که نتیجهٔ آن نه تنها تأمین امنیت مردم پاکستان نبوده، بلکه برعکس، گسترش ناامنی و افزایش نگرانی از حملات را نیز به دنبال داشته است. به بیان دیگر، پاکستان با ادامهٔ این سیاست، هم ثروت‌های ملی خود را هدر می‌دهد و هم امنیت مردمش را با تهدید جدی مواجه می‌سازد، بدون آن‌که دستاورد مثبتی برای کشور داشته باشد.

یکی از ویران‌گرترین پیامدهای این سیاست، از میان رفتن اعتماد مردم پاکستان نسبت به نهادهای نظامی و سیاسی است. مردمی که با چشم خود می‌بینند ارتش با همان گروه‌هایی تعامل و همکاری می‌کند که ادعا دارد علیه آن‌ها مبارزه می‌کند، دیگر نمی‌توانند ارتش را نگهبان واقعی امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور بدانند. این بی‌اعتمادی به‌تدریج به سراسر نظام سیاسی گسترش می‌یابد و مشروعیت حکومت را زیر سؤال می‌برد. در چنین وضعیتی مردم به این نتیجه می‌رسند که نهادهای حاکم، به‌جای منافع ملی، برای حفظ قدرت و منافع شخصی خود فعالیت می‌کنند.

همین احساس ناامیدی و بی‌اعتمادی، زمینه را برای شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی و حتی گرایش‌های جدایی‌طلبانه فراهم می‌کند و کشور را به‌سوی بی‌ثباتی سیاسی و احتمال فروپاشی سوق می‌دهد. تجربه‌های تاریخی ثابت کرده است که هنگامی که رشتهٔ اعتماد میان مردم و حاکمیت گسسته شود، هیچ نیروی نظامی و امنیتی نمی‌تواند ثبات کشور را حفظ کند و جامعه به‌تدریج به‌سوی آشوب و زوال حرکت می‌کند.

از سوی دیگر حمایت از بزرگ‌ترین گروه تکفیری جهان یعنی داعش، و نیز گروه‌های شر و فساد، اعتبار بین‌المللی پاکستان را در برابر افکار عمومی منطقه و جهان به‌شدت آسیب زده است. کشوری که شعار مبارزه با تروریزم سر می‌دهد اما در عمل تروریست‌ها را آموزش می‌دهد و برای تحقق اهداف سیاسی خود در کشورهای دیگر به‌کار می‌گیرد، به‌زودی اعتبار خود را در جامعهٔ جهانی از دست خواهد داد و در درازمدت تحت فشارهای دیپلوماتیک و اقتصادی، به‌سوی انزوا حرکت خواهد کرد.

امروزه حتی نزدیک‌ترین متحدان پاکستان نیز با دیدهٔ تردید به سیاست‌های این کشور می‌نگرند و تلاش می‌کنند روابط خود را بیشتر در چارچوب منافع اقتصادی حفظ کنند، نه بر اساس حمایت سیاسی بی‌قیدوشرط. این انزوای بین‌المللی به معنای کاهش کمک‌های مالی و نظامی، کاهش سرمایه‌گذاری‌های خارجی، افزایش محدودیت‌های تجاری و در نهایت تضعیف جایگاه پاکستان در معادلات بین‌المللی است. در جهان امروز که همکاری‌های بین‌المللی از پایه‌های توسعه و رفاه به شمار می‌رود، هیچ کشوری نمی‌تواند با ادامهٔ چنین سیاستی جایگاه پذیرفتنی خود را در نظام جهانی حفظ کند و همین امر به یکی از بزرگ‌ترین موانع توسعه و آبادانی پاکستان تبدیل خواهد شد.

شاید خطرناک‌ترین پیامد این سیاست، تهدید وحدت ملی پاکستان باشد. پاکستان کشوری است که بر اساس هویت دینی شکل گرفته است اما در واقع ترکیبی از اقوام، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و هویت‌های تاریخی بزرگ و کوچک گوناگون است. پنجابی‌ها، سندی‌ها، پشتون‌ها، بلوچ‌ها و دیگر اقوام، هرکدام هویت ویژهٔ خود را دارند و هرگونه تبعیض و ستم ساختاری می‌تواند این هویت‌ها را به‌سوی گرایش‌های جدایی‌طلبانه سوق دهد. همکاری با داعش و گروه‌های شر و فساد نیز چنین پیامد ویرانگری دارد.

هنگامی که ارتش پاکستان از طریق این گروه‌ها بر پشتون‌ها و بلوچ‌ها فشار وارد می‌کند، در واقع این پیام را به آن‌ها می‌دهد که شما شهروندان درجه‌دوم این کشور هستید و حقوق شما ارزشی ندارد. این احساس محرومیت و تبعیض در درازمدت به جنبش‌های جدایی‌طلبانهٔ نیرومندتری تبدیل خواهد شد که دیگر با پول و وعده‌های توخالی خاموش نخواهند شد، بلکه برای دستیابی به حقوق خود تا آخرین حد مبارزه خواهند کرد. تاریخ نشان داده است که کشورهای چندقومی یا از راه عدالت و مشارکت برابر همهٔ اقوام به ثبات و پیشرفت می‌رسند، یا در نتیجهٔ تبعیض و سرکوب به‌سوی زوال و تجزیه حرکت می‌کنند. متأسفانه به نظر می‌رسد پاکستان راه دوم را برگزیده و با ادامهٔ همین سیاست‌های نادرست، خود زمینهٔ فروپاشی احتمالی خویش را فراهم می‌کند.

در نهایت، آنچه امروز به‌عنوان ابزاری برای تضعیف همسایگان استفاده می‌شود، در آیندهٔ بسیار نزدیک به ابزاری برای تضعیف خود پاکستان تبدیل خواهد شد. گروه‌های داعشی و دیگر گروه‌های شر و فساد، ذاتاً به هیچ دولتی وفادار نیستند؛ وفاداری آن‌ها به پول و منافع کوتاه‌مدت وابسته است و هرگاه حمایت مالی پاکستان از آن‌ها قطع شود یا منافع بیشتری را در جای دیگری ببینند، بدون درنگ علیه همان پاکستان به‌کار گرفته خواهند شد.

گروه‌هایی که امروز با حمایت مالی پاکستان آموزش می‌بینند و تجهیز می‌شوند، ممکن است فردا سلاح‌های خود را علیه ارتش و مردم همین کشور به کار گیرند. تجربه‌های تلخ تاریخ این حقیقت را ثابت کرده است که پرورش گروه‌های نیابتی و شبه‌نظامی هیچ‌گاه در نهایت به سود پرورش‌دهندهٔ آن‌ها تمام نشده است، بلکه سرانجام پیامدهای ناگوار این سیاست به دامان همان کشوری بازگشته است که این گروه‌ها را پرورش داده است. پاکستان نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود و دیر یا زود بهای سنگین این اشتباه استراتیژیک خود را خواهد پرداخت.

امارت اسلامی با هوشیاری کامل چنین توطئه‌هایی را زیر نظر دارد و با اتکا بر حمایت مردمی و تجربهٔ جهاد، هرگز اجازه نخواهد داد که گروه‌های اجیر و نیابتی امنیت و ثبات افغانستان را تهدید کنند. اما نگران‌کننده‌ترین واقعیت این است که پاکستان با ادامهٔ همین سیاست، هر روز خود را به لبهٔ پرتگاه زوال و سقوط احتمالی خویش نزدیک‌تر می‌سازد.

Exit mobile version