جنایت خارجی در سایه بحران داخلی!

احسان

رژیم نظامی پاکستان این روزها بیش از هر زمان دیگری در گرداب عمیق بحران‌های داخلی دست‌وپا می‌زند، آشفتگی اقتصادی، نارضایتی عمومی، افزایش خشونت‌های فرقه‌ای و ظهور گروه‌های مسلح مخالف در مناطق مختلف این کشور به‌ویژه در خیبرپختونخوا و بلوچستان همگی نشان می‌دهد که این رژیم با مشکلاتی جدی و بی‌ثباتی گسترده روبه‌رو است.

ارتش پاکستان که طی دهه‌ها خود را حافظ امنیت و ثبات این کشور معرفی می‌کرد اکنون با موج گسترده حملات گروه‌های مخالف و اعتراضات مردمی مواجه شده و توانایی آن در مهار اوضاع داخلی به‌شدت زیر سؤال رفته است، در چنین شرایطی رژیم پاکستان برای کاهش فشار افکار عمومی راهی جز این نمی‌بیند که ناکامی‌های خود را متوجه همسایه غربی‌اش سازد و با تجاوز و جنایت علیه مردم بی‌دفاع افغانستان به‌ویژه ساکنان بی‌گناه مناطق نزدیک به خط فرضی ضعف‌ها و شکست‌های خود را پنهان کند.

گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) که امروز به یک چالش جدی برای اسلام‌آباد تبدیل شده است در واقع محصول سیاست‌های نادرست و ظالمانه‌ای است که رژیم پاکستان سال‌ها بر مردم خود تحمیل کرده است، این گروه پدیده‌ای وارداتی از افغانستان نیست بلکه زاییده عملیات‌های نظامی، بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌هایی است که بر مناطق قبایلی و مردم پاکستان اعمال شده است.

اگر امروز تحریک طالبان پاکستان در برابر رژیم این کشور قیام کرده است؛ این وضعیت نتیجه مستقیم اقدامات ظالمانه ارتش و حکومت اسلام‌آباد علیه مردم خود است، چگونه می‌توان از مردمی که دهه‌ها زیر فشار و سرکوب حاکمیت نظامی زندگی کرده‌اند، انتظار داشت که خاموش بمانند؟ رژیم پاکستان که سال‌ها از گروه‌های مسلح در منطقه حمایت کرد و سپس مردم خود را سرکوب نمود در حقیقت بذر شورش را با دستان خود در سرزمین خویش کاشته است.

رژیم فاسد و ناکام پاکستان برای رهایی از این طوفان داخلی راهی جز منحرف ساختن افکار عمومی به سوی افغانستان نمی‌بیند، آنان با حملات هوایی و توپخانه‌ای غیرنظامیان را در مناطق نزدیک به خط فرضی هدف قرار می‌دهند تا از یک‌سو مردم خود را زیر شعار مبارزه با تروریسم تحریک کنند و از سوی دیگر ناتوانی خود در برابر تحریک طالبان پاکستان را با نمایش قدرت جبران نمایند، این همان تاکتیک کهنه و فرسوده‌ای است که رژیم‌های ضعیف و ناتوان در طول تاریخ از آن بهره گرفته‌اند، آنان به‌جای حل بحران‌های داخلی بار شکست‌های خود را بر دوش ملت‌های مظلوم همسایه می‌اندازند و می‌کوشند با ریختن خون کودکان و کشاورزان افغان چهره آلوده خود را تطهیر کنند.

اما مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروه‌های مخالف هیچ ارتباطی با افغانستان ندارند، این گروه‌ها در داخل خاک پاکستان شکل گرفته‌اند و ریشه‌های آنان در مشکلات داخلی همین کشور نهفته است، افغانستان تحت حاکمیت امارت اسلامی نه‌تنها هرگز از این گروه‌ها حمایت نکرده بلکه بارها اعلام کرده است که به هیچ فرد یا گروهی اجازه نخواهد داد از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند.

سخنگوی امارت اسلامی نیز به‌صراحت اعلام کرده است: «افغانستان هیچ نقشی در مشکلات داخلی پاکستان ندارد و این حکومت پاکستان است که باید برای حل مشکلات خود چاره‌اندیشی کند»، حملات رژیم پاکستان به افغانستان صرفاً پرده‌ای برای پوشاندن ناتوانی این رژیم است و هیچ‌گونه توجیه حقوقی، انسانی و اسلامی ندارد.

بحران‌های داخلی پاکستان به مرحله‌ای رسیده است که ارتش این کشور روزبه‌روز از قدرت و نفوذ مؤثر خود فاصله می‌گیرد، گروه‌های مخالف مناطق گسترده‌ای را تحت کنترل خود درمی‌آورند و حکومت اسلام‌آباد توان مقابله با آنان را ندارد، در چنین اوضاع آشفته‌ای رژیم پاکستان به‌جای عقلانیت و اصلاح؛ خود را با خون همسایگانش می‌آراید اما این نقاب دیر یا زود از چهره آن کنار خواهد رفت و ملت مظلوم افغانستان در برابر این تجاوزها و ستم‌ها خاموش نخواهد ماند، الله تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»؛ یعنی خداوند متعال فسادکنندگان را دوست ندارد و سرانجام ستمگران و مفسدان چیزی جز نابودی نخواهد بود.
در پایان باید گفت که رژیم پاکستان امروز به‌خوبی دریافته است که طوفانی که در داخل مرزهایش برخاسته به‌مراتب خطرناک‌تر از هر تهدید خیالی از سوی افغانستان است، این رژیم با هر حمله نه‌تنها زخم‌ها و مشکلات داخلی خود را عمیق‌تر می‌کند بلکه نفرت و نارضایتی ملت افغانستان را نیز علیه خود افزایش می‌دهد، رژیمی که روزگاری به‌عنوان بازیگری ماهر در معادلات منطقه شناخته می‌شد امروز چنان در گرداب تصمیم‌های بی‌اساس و جنایت‌کارانه خود فرو رفته است که خروج از آن مستلزم دگرگونی اساسی در اندیشه و رفتار آن خواهد بود.

اما تا آن روز خون پاک کودکان و کشاورزان افغان همچون مشعلی فروزان چهره واقعی این رژیم را در تاریکی‌های تاریخ آشکار خواهد ساخت و آن را به‌عنوان نمونه‌ای از سقوط و رسوایی به نسل‌های آینده خواهد شناساند، زیرا نظامی که از بردباری، مدارا و انسانیت تهی باشد حتی از نابودی خود نیز عبرت نمی‌گیرد، این همان حقیقتی است که رژیم پاکستان با وجود همه تلاش‌هایش برای پنهان ساختن آن سرانجام در صفحات تاریخ با کارنامه اعمال خود به ثبت رسانده است.

Exit mobile version