خلافت بی‌اسلام! بخش دهم و پایانی

خلیل

چکیده یک انحراف فکری و تاریخی

در پایان این سلسله مقالات، اکنون می‌توان بر پایه تحلیل‌های علمی و مستند، با اطمینان به این پرسش اساسی پاسخ داد که داعش چه نسبتی با اسلام دارد؟ پاسخ روشن است: داعش نه تنها یک جریان اسلامی نبود، بلکه در تعارض کامل با اسلام قرار داشت. آنچه این گروه با عنوان «خلافت اسلامی» عرضه کرد، در حقیقت پروژه‌ای سیاسی و ایدیالوژیک بود که از نام مقدس اسلام برای توجیه خشونت، قدرت‌طلبی و سلطه‌جویی سوءاستفاده می‌کرد.

این خلافت خودخوانده از هرگونه مشروعیت شرعی، اخلاقی و انسانی بی‌بهره بود و با اصول بنیادین اسلام تضادی آشکار و عمیق داشت. مجموعه مقالات «خلافت بی‌اسلام» نشان داد که این پدیده شوم، بی‌ریشه و اتفاقی نبوده، بلکه ریشه‌های فکری آن به اندیشه‌های منحرفی بازمی‌گردد که از نخستین سده‌های اسلام و از فرقه خوارج سرچشمه گرفته است.

خوارج نخستین گروهی بودند که با تکفیر مسلمانان، بر خشونت رنگ دین زدند و آیین الهی را به ابزاری برای حذف مخالفان خود تبدیل کردند. داعش نیز همین مسیر انحرافی را در پیش گرفت؛ اما با بهره‌گیری از امکانات و ابزارهای عصر جدید و با خشونتی به‌مراتب خونین‌تر و وحشیانه‌تر، آن را گسترش داد. آن‌ها خود را تنها نمایندگان حقیقی اسلام می‌پنداشتند و هر کس را که با اندیشه آنان مخالفت می‌کرد، کافر و مرتد می‌شمردند و ریختن خونش را مباح می‌دانستند. این همان منطق تکفیری خوارج بود که رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم امت خویش را از آن به عنوان فتنه‌ای بزرگ برحذر داشته بودند.

بررسی منهج دینی داعش نشان می‌دهد که این گروه برای توجیه جنایت‌های خود، به صورت هدفمند و سازمان‌یافته نصوص شرعی را تحریف می‌کرد. آن‌ها آیات قرآن کریم و احادیث رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را از بستر تاریخی و مقاصد رحمانی شریعت جدا ساخته و با تفسیر گزینشی و نادرست متون، دین رحمت را به ایدیالوژی خشونت تبدیل کردند.

سیاق آیات، مقاصد شریعت و اجماع علمای امت از اصول مسلم و پذیرفته‌شده اسلامی است؛ اما داعش آشکارا همه این مبانی را نادیده گرفت. همین واقعیت نشان می‌دهد که فقه داعش، فقهی ساختگی و جعلی بود؛ فقهی که برای هدایت مردم نه، بلکه برای فریب آن‌ها و مشروع جلوه دادن تروریسم پدید آمده بود. اقداماتی همچون تکفیر گسترده مسلمانان، احیای برده‌داری، مجازات‌های دسته‌جمعی و نابودی میراث‌های فرهنگی، هیچ جایگاهی در فقه اصیل اسلامی ندارد بلکه تنها ابزارهایی برای سرکوب مخالفان و حاکم ساختن فضای رعب و وحشت به شمار می‌رفت.

از نگاه اخلاقی نیز داعش در نقطه مقابل اسلام قرار داشت. اسلام دین رحمت، عدالت و خردورزی است اما داعش راه و روش خود را بر قساوت، فریب و تکفیر بنا نهاده بود. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم هدف از بعثت خویش را تکمیل مکارم اخلاق معرفی کردند، ولی داعش خشونت را فضیلت و رحمت را نشانه ضعف می‌پنداشت. قرآن کریم کشتن یک انسان بی‌گناه را هم‌سنگ کشتن همه بشریت می‌داند اما داعش با انفجار مساجد، بازارها و اماکن عمومی و با کشتارها و قتل‌عام‌های دسته‌جمعی، این حرام بزرگ الهی را به نام جهاد توجیه می‌کرد.

نظام قضایی داعش نیز وسیله‌ای برای تحقق عدالت نه، بلکه ماشین مرگ و اعدام بود. در اسلام قضا برای احقاق حق و پاسداری از کرامت انسان تشریع شده و اصل بر بی‌گناهی متهم است تا زمانی که جرم او با دلیل شرعی ثابت شود؛ اما در محکمه‌های خونین داعش، حکم پیش از محاکمه صادر می‌شد و قاضی به جای آنکه فقیه عادل باشد، جلادی بود که تنها فرمان‌های قوماندانان نظامی را اجرا می‌کرد. آن‌ها مفاهیم ارتداد، نفاق و فساد را چنان گسترده تفسیر کردند که هر مخالفی را دربر می‌گرفت و سپس با اعدام‌های دسته‌جمعی، چهره‌ای هراس‌انگیز و تحریف‌شده از اسلام به جهان ارائه دادند.

اقتصاد داعش نیز بر تولید، کار و عدالت استوار نبود بلکه بر غارت، غصب و اخاذی بنا شده بود. آن‌ها منابع مالی خود را از طریق تصرف اموال مردم، فروش غیرقانونی نفت، قاچاق آثار تاریخی و گرفتن پول از مردم با زور و تهدید تأمین می‌کردند و این ثروت‌های نامشروع را صرف خرید سلاح و گسترش تروریسم می‌ساختند. در اقتصاد اسلامی، مالکیت مشروع و کسب حلال از اصول بنیادین است اما داعش اقتصاد را به ابزاری برای تأمین مالی ماشین جنگ و کشتار خود تبدیل کرده بود.

جنایت رسانه‌ای داعش، چه‌بسا از جنایت‌های نظامی آن نیز خطرناک‌تر بود. این گروه با تولید گسترده و حرفه‌ای محتوای تبلیغاتی، خشونت را تقدیس می‌کرد و ذهن جوانان را مسموم می‌ساخت. تصاویر ساختگی از زندگی آرمانی در خلافت ادعایی، ویدیوهای اعدام و شکنجه و روایت‌های تحریف‌شده از دین، همگی برای فریب افکار عمومی و جذب نیروهای جدید طراحی شده بود. همین دستگاه تبلیغاتی، اسلام را در نگاه بسیاری از مردم جهان، دینی خشن و خون‌ریز جلوه داد و بیشترین آسیب را به چهره رحمت‌محور این دین آسمانی وارد ساخت.

در نتیجه مهم‌ترین حقیقتی که از این مجموعه مقالات به دست می‌آید، چنین است که داعش «خلافتی بی‌اسلام» بود؛ پروژه‌ای که از نام اسلام بهره گرفت اما هیچ پیوندی با روح، ارزش‌ها و اصول بنیادین این دین نداشت. این گروه نه وارث راستین رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بود، نه ادامه‌دهنده راه خلفای راشدین و نه نماینده هیچ‌یک از مذاهب معتبر اسلامی؛ بلکه محصول نفرت، عقده‌های تاریخی، جهل دینی و اهداف قدرت‌طلبانه بود.

نظامی که بر خون‌ریزی، دروغ‌پراکنی و گسترش ترس استوار باشد، هرگز شایسته نام خلافت نیست بلکه جلوه‌ای از مرگ، ویرانی و تباهی است. نظام حقیقی اسلامی بر پایه عدالت، رحمت، اخلاق و پاسداری از کرامت انسان بنا می‌شود و خلافتی که از اخلاق تهی باشد، از اسلام نیز تهی است؛ هرچند هزار بار نام اسلام را بر زبان جاری سازد.

Exit mobile version