داعش؛ سودآورترین پروژهٔ آمریکا! بخش ششم

ابوعمیر افغانی

در آغاز قرن بیست‌ویکم بار دیگر جنگ مستقیم میان صلیب و اسلام آغاز شد، یک بار دیگر همانند صدها سال پیش هلال و صلیب در برابر هم قرار گرفتند، بار دیگر اسلام‌گرایی و سرمایه‌داری با هم رویارو شدند؛ ایمان با تانک درگیر شد و اصطلاحاتی چون «الله اکبر»، غزا، جهاد، شهادت، استشهاد و کفر در میان مردم عام شد.

بلی! این بار جهاد و اندیشهٔ اسلامی نظریات غربی را به چالش کشیده بود، باید گفت که حتی آن سکولارهایی که با منافع مادی امریکا مخالفت داشتند نیز به این نتیجه رسیده بودند که غرب به دست جهاد و مجاهدین شکست خواهد خورد، چنان‌که در عراق صدام حسین در روزهای پایانی حکومت خود بار دیگر شعار جهاد را سر داد، غرب این بار با یک یورش مستقیم صلیبی افغانستان و عراق را با تمام توان نظامی خود مورد تهاجم قرار داد و هر دو کشور را اشغال کرد، هرچند این دو کشور از لحاظ مادی امکانات زیادی نداشتند اما از نگاه معنوی اندیشهٔ جهاد، نظام اسلامی و خلافت در آن‌ها زنده و پویا باقی مانده بود.

شگفت‌آور این بود که در کشوری مانند عراق که اندیشه‌های کمونیستی در آن حاکم بود بار دیگر مقاومت جهادی آغاز شد، اگر به تاریخ بنگریم هیچ‌گاه نظام‌های سکولار در زمان اشغال از مسلمانان دفاع نکرده‌اند، هیچ‌گاه جوانان سکولار در برابر اشغالگران حتی دعای بدی نیز نکرده‌اند؛ بلکه در بسیاری موارد به همکاران اشغالگران تبدیل شده‌اند.

در عراق نیز این اسلام‌گرایان بودند که با شعار «الله اکبر» و زیر نام جهاد امریکا را شکست دادند، این جنگ برخلاف انتظار امریکا بسیار طولانی شد، افزون بر آن اندیشهٔ جهاد، خلافت و نظام اسلامی روزبه‌روز در میان مسلمانان جهان گسترش می‌یافت؛ تا جایی که هزاران نفر حتی در قلب غرب نیز این اندیشه را پذیرفتند، هرچند غرب برای مبارزه با جهاد، قتال، اندیشهٔ اسلامی و نظام اسلامی صدها هزار نفر را در رسانه‌های صوتی، چاپی و تصویری به کار گماشت و هزاران مؤسسه و سازمان غیردولتی را برای تخریب اندیشهٔ اسلامی ایجاد کرد، آنان زیر عنوان «تغییر رفتار» با مهارت فراوان برای تغییر اخلاق و ارزش‌های اسلامی تلاش می‌کردند.

شب و روز می‌کوشیدند اسلام، قتال و نظام اسلامی را به عنوان تروریزم معرفی کنند، همچنین از طریق برخی سکولارها برای تغییر مفهوم جهاد و تبلیغ به زمین گذاشتن سلاح فعالیت می‌کردند. اگر بررسی دقیقی صورت گیرد تنها برای تغییر تعریف جهاد و تبدیل معنای آن از «قتال» به «تلاش و کوشش»، میلیون‌ها دالر هزینه شد، همچنین سلاح و آمادگی نظامی را در ذهن مسلمانان عامل بدبختی، ذلت و مانع پیشرفت معرفی می‌کردند.

تا آنجا که در میان مسلمانان گروه‌هایی پدید آوردند که جهاد را صرفاً به معنای تلاش و کوشش می‌دانند و قتال را منسوخ تلقی می‌کنند، با این حال تبلیغات غرب مبنی بر اینکه جهاد تروریزم، وحشت و کشتار انسان‌های بی‌گناه است و خلافت اسلامی نظامی استبدادی، جبری و ضد پیشرفت می‌باشد؛ نتیجهٔ قابل توجهی به بار نیاورد.

غرب با وجود آنکه دوازده سال در افغانستان، عراق، یمن و سومالیا به‌صورت مستقیم با حامیان جهاد، خلافت و نظام اسلامی در جنگ بود، هم‌زمان میلیاردها دالر نیز هزینه می‌کرد تا نظام اسلامی و خلافت را مترادف تروریزم و بدبختی معرفی کرده و دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریزم غربی را راه پیشرفت و رفاه نشان دهد؛ اما با وجود همهٔ این تلاش‌ها همچنان در مسیر ناکامی حرکت می‌کرد.

غربی‌ها زمانی به‌شدت تکان خوردند که در مصر ـ کشوری که ده‌ها سال سکولار شده بود و همسایهٔ اسرائیل به شمار می‌رفت ـ اکثریت مردم خواهان نظام اسلامی شدند و محمد مرسی دارای اندیشهٔ اسلامی با آرای مردم به پیروزی رسید، همچنین در ترکیه نیز اندیشهٔ اسلامی بار دیگر با سرعت در ذهن جوانان مسلمان جای می‌گرفت، افزون بر این در فلسطین و در جوار اسرائیل، صفوف مجاهدین حماس روزبه‌روز نیرومندتر می‌شد.

در سوریه، عراق، افغانستان، سومالیا، یمن و بسیاری از کشورهای افریقایی، صدها هزار جوان برای برپایی نظام اسلامی در میدان نبرد حضور داشتند، غرب با وجود همهٔ تلاش‌هایش هر روز بیش از پیش به سوی شکست پیش می‌رفت، از همین‌جا غربیان به این نتیجه رسیدند که تمامی اقدامات آنان علیه اندیشهٔ خلافت، نظام اسلامی و جهاد بی‌نتیجه بوده است، بنابراین بار دیگر به همان پالیسی یی روی آوردند که صدها سال پیش نتیجه داده بود؛ یعنی نابود کردن خود مسلمانان نه بلکه نابود کردن اندیشهٔ آنان.

باید پروژه‌ای به نام خلافت راه‌اندازی می‌شد تا مسلمانان با چشمان خود ببینند که جهاد به معنای وحشت، کشتار انسان‌های بی‌گناه و خلافت به معنای استبداد و ظلم است، باید چنین وانمود می‌شد که خلافت نه تنها برای غربیان بلکه برای خود مسلمانان نیز مایهٔ تباهی است و نظام اسلامی در عصر معاصر قابلیت تطبیق ندارد، اما چه کسی این کار را انجام می‌داد؟ مستشرقان؟
نه؛ زیرا جوانان مسلمان دیگر بیدار شده بودند.

آیا حاکمان دست‌نشانده و مزدور آنان در سرزمین‌های اسلامی؟
نه؛ زیرا برای هر مسلمان روشن شده بود که آنان وابسته به غرب هستند.

بنابراین این پروژه باید زیر نام خلافت پیش برده می‌شد؛ در رأس آن جاسوسان پنهان قرار می‌گرفتند و در سطوح پایین، جوانان مسلمان ناآگاهی که تنها نام خلافت، نظام اسلامی و جهاد را شنیده بودند و حاضر بودند در راه این شعارها جان خود را فدا کنند،
سازمان‌های استخباراتی غرب نام این پروژه را «داعش» گذاشتند و برای فریب مردم، عنوان «دولت اسلامی» را برای آن انتخاب کردند. این پروژه عملاً فعالیت‌های خود را در سال ۲۰۱۴ میلادی از عراق آغاز کرد.

Exit mobile version