دو نقشهٔ جبر؛ که در جهان به‌عنوان پایگاه‌های تروریزم و فساد شناخته می‌شوند!

رفیق

پس از کشته‌شدن اعضای داعش، اسناد و اعترافاتی که به‌ دست آمد حقایقی را آشکار ساخت که سرچشمهٔ ترور شخصیت‌ها، ناامنی و تهدید و زیان برای جهان را برملا می‌کرد. هنگامی که یک نظام تا آن اندازه با فقدان قانون و ثبات داخلی روبه‌رو شود که برای کنترول اوضاع، پاسخ‌گویی و پیشبرد توطئه‌ها و دسیسه‌های پنهانی، از نام و نشان گروه‌های تروریستی و ضد اسلام و مسلمانان استفاده کند، این امر نشان می‌دهد که آن نظام نه‌ تنها برای ملت خود بلکه برای همسایگان و جهان نیز به یک وسیلهٔ تهدید و خطر امنیتی مبدل شده است.

شما در جهان نقشهٔ دو نظام (پاکستان و اسرائیل) را مشاهده می‌کنید که بر بنیاد جبر و تحمیل ترسیم شده‌اند و طی چندین دهه زیان‌های گسترده‌ای را متوجه جهان، بشریت و کشورهای همسایه ساخته‌اند. این دو نظام از رهگذر توطئه‌ها و دسیسه‌های خود، اهداف داخلی و خارجی فراوانی را تحقق بخشیده‌اند؛ اهدافی که نقش و دست داشتن آن‌ها در آن بارها در مقاطع مختلف افشا شده است. این دو «نقشهٔ جبر» همواره در منطقه زمینهٔ فساد تازه و تهدیدهای امنیتی نوین را فراهم می‌سازند تا زیر نام ناامنی، اهداف، منافع و برنامه‌های پنهانی خویش را پیش ببرند.

آن‌ها در برابر جهان شعار مبارزه با تروریزم سر می‌دهند اما در حقیقت همین حلقات، گروه‌های تروریستی را ایجاد و پرورش می‌دهند. جالب‌تر این‌که کشته‌شدن یکی از اعضای داعش به‌نام محمد اقبال در منطقهٔ اورکزی پاکستان، بار دیگر همانند گذشته پیوندها، حمایت‌ها و همکاری‌های میان داعش، استخبارات و ارتش را آشکار ساخت؛ این‌که چگونه اختیار، منفعت و تنظیم هر حمله و عملیات در دست ارتش و دستگاه‌های استخباراتی قرار دارد.

پرسش اساسی این است که آیا واقعاً داعش وجود دارد یا ارتش از مردم استفادهٔ کرایه‌ای و ابزاری می‌کند؟

شواهد و عملکردهایی که بارها دربارهٔ داعش به‌دست آمده، نشان می‌دهد که نام داعش صرفاً ابزاری در دست ارتش و حلقات استخباراتی پاکستان برای تحقق اهداف‌شان است. هنگامی که مردم مراکز داعش را در آن کشور مشاهده می‌کنند، چنین می‌پندارند که گویا با کمپ‌های ارتش یا آی‌اس‌آی روبه‌رو هستند. استفاده از این مراکز نظامی و استخباراتی، و سپس جذب، جلب و آموزش افراد زیر نام داعش در همان مکان‌ها ثابت می‌سازد که داعش در حقیقت، ساخته و ابزار تازهٔ حلقات استخباراتی و نظامی پاکستان است.

دلیل امر فوق اینست که اهدافی را که آن‌ها نمی‌توانند به‌ گونهٔ آشکار و مستقیم به‌دست آورند، از طریق همین نام و نشان دنبال می‌کنند. اگر اسناد و اشخاص مرتبط با داعش بررسی شوند، روشن می‌شود که این افراد غالباً اتباع همان سرزمین‌اند؛ دوم این‌که با ارتش و استخبارات رابطهٔ وظیفوی یا همکاری دارند و سوم این‌که در داخل و خارج کشور، هماهنگی کامل آن‌ها با ارتش و دستگاه‌های استخباراتی به‌وضوح دیده می‌شود.

ترورها و تهدیدهای امنیتی زیر نام داعش در داخل پاکستان چه مفهومی دارد؟

زمانی که یک کشور ثبات داخلی، ارزش اقتصادی و مشروعیت مردمی خود را از دست بدهد، نارضایتی عمومی و افزایش رویدادهای امنیتی به ابزاری بدل می‌شود که حکومت از طریق آن خود را مصروف و فعال نشان می‌دهد. همان داعشی که روزی برای کشورهای خارجی ساخته شده بود، امروز در داخل همان کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. افزون بر آن، نام و نشان داعش بیشتر در برابر علما، مخالفان سیاسی و نظامی پاکستان به‌کار گرفته شده است یا از آن در ترور شخصیت‌های مشهور و آگاه در داخل پاکستان استفاده شده است.

Exit mobile version