طاعونی به نام داعش! بخش سی‌ودوم

ابوهاجر الکردی

ظهور ناکام در سومالی

در هیچ نقطه‌ای از جهان، حضور داعش هیچ سودی برای امت اسلامی نداشته است؛ بلکه هر ضربه‌ای که این فرقه وارد کرده، همواره مسلمانان هدف آن بوده‌اند و چنین نیز خواهد بود. در ادامه این سلسله مباحث، موضوع ظهور این گروه در سومالی و خسارت‌هایی که در آنجا به مجاهدین وارد کرده است را در چند بخش خلاصه می‌کنیم:

۱. پیشینه تاریخی و شرایط اجتماعی سومالی:
برای درک پدیده داعش در سومالی، نگاهی به وضعیت کلی این کشور ضروری است:
· سقوط حکومت مرکزی از سال ۱۹۹۱ میلادی؛
· جنگ‌های داخلی طولانی، فقر شدید و بیکاری گسترده جوانان؛
· حضور دیرینه گروه الشباب به عنوان مدافعان مظلومان در منطقه و تحمل‌ناپذیری جامعه بین‌المللی نسبت به آن‌ها.
در چنین محیطی، داعش نه تنها از یک خلأ کامل سر برنیاورد بلکه به شکلی منظم و سیستماتیک توسط شبکه‌های استخباراتی بین‌المللی پرورانده شد.

۲. شکل‌گیری داعش در سومالی (۲۰۱۵ میلادی):
داعش سومالی از میان افرادی فریب‌خورده ظهور کرد که بسیاری از آن‌ها جوانانی احساساتی بودند.

عوامل اصلی انشعاب:
· اختلاف ایدیالوژیک: الشباب با القاعده مرتبط بود در حالی که داعش خود را «خلافت جهانی» می‌نامید.

· اختلاف قدرت و رهبری:
برخی از فرماندهان محلی در الشباب احساس می‌کردند به حاشیه رانده شده‌اند.

· تأثیر و جذابیت تبلیغاتی داعش در سال‌های اوج قدرت‌اش (۲۰۱۴–۲۰۱۶ میلادی).

رهبر اولیه:
عبدالقادر مؤمن، ساکن پونتلند
او با اعلام بیعت با داعش، سنگ بنای اولیه این شاخه را گذاشت.

۳. جغرافیای فعالیت‌ها:
داعش سومالی بیشتر در مناطق زیر فعال بود:
· پونتلند (شمال شرق)؛
· نواحی کوهستانی و صعب‌العبور مانند کوه‌های گولیس.

دلایل انتخاب این مناطق:
· سختی رفت و آمد؛
· کنترل ضعیف دولت؛
· فاصله از مناطق اصلی نفوذ مجاهدین الشباب.

۴. ماهیت جنایات داعش در سومالی:
جنایات این گروه را می‌توان در چند محور دسته‌بندی کرد:

الف: خشونت نمایشی و علنی
داعش عمداً به خشونت علنی و نمایشی روی آورد:
· سر بریدن علنی مردم؛
· ضبط و پخش ویدئویی اعدام‌ها؛
· رها کردن اجساد در اماکن عمومی.

هدف:
· گسترش وحشت؛
· جلب توجه رسانه‌ها؛
· نشان دادن «وفاداری» به الگوی داعش در عراق و سوریه.
حتی در جامعه‌ای که سال‌ها جنگ را تجربه کرده بود، این سطح از خشونت غیرعادی و به شدت تکان‌دهنده بود.

ب: کشتار غیرنظامیان
قربانیان تنها نیروهای دولتی نبودند بلکه:
· رهبران قبیله‌ای که با داعش همکاری نمی‌کردند؛
· علمای دینی که تفاسیر مذهبی متفاوتی داشتند؛
· بازرگانان و ماهی‌گیرانی که از پرداخت باج خودداری می‌کردند، شامل قربانی بودند. این اقدامات، پایگاه اجتماعی بسیار محدودی برای داعش باقی گذاشت.

ج: ترورهای هدفمند
· نیروهای مسلح الشباب؛
· علمای فعال؛
· نیروهای پولیس پونتلند.
این ترورها معمولاً:
· ناگهانی؛
· با بمب یا سلاح سبک؛
· و با هدف نشان دادن «نفوذ» انجام می‌شد.

د: باج‌گیری اجباری و اخاذی
داعش برای جمع‌آوری پول از روش‌های زیر استفاده می‌کرد:
· تهدید به مرگ؛
· آدم‌ربایی؛
· و آتش زدن اموال.
این اقدامات فشار اضافی و سنگینی را بر مردم فقیر منطقه وارد کرد.

۵. روابط خونین با الشباب:
نکته مهم این است که داعش و الشباب دشمنان آشکار یکدیگر هستند. الشباب تعداد زیادی از عناصر مشکوک داعش را از مناطق تحت کنترل خود اخراج کرده و درگیری‌های مسلحانه مستقیمی نیز میان دو گروه رخ داده است.

Exit mobile version