عقده حقارت و خون بی‌گناهان افغان؛ جنایات رژیم نظامی پاکستان در افغانستان!

احسان

افغانستان؛ این سرزمین کهن و تاریخی دهه‌هاست قربانی بازی‌های سیاسی و توسعه‌طلبی‌های کشور همسایه‌ای است که خود را برادر می‌خواند اما در عمل همواره خنجری از پشت بوده است، رژیم نظامی پاکستان که سابقه‌ای سیاه از مداخله، فشار و جنایت دارد همواره کوشیده است افغانستان را به حیاط خلوت خود تبدیل کند و سیاست‌های شومش را بر این کشور تحمیل نماید، پاکستان از زمان تأسیس خود افغانستان را نه به‌عنوان کشوری مستقل و برادر بلکه به‌ عنوان عمق استراتژیک خود نگریسته است، این تفکر منحرف ریشه در منازعات و ادعاهای نادرستی دارد که اسلام‌آباد هرگز از آن‌ها دست نکشیده است.

در دو دهه گذشته حکومت جمهوری سابق بر اثر فشارهای پی‌درپی پاکستان بسیاری از اهداف شوم این رژیم را پذیرفت و به نوعی به گروگان سیاسی اسلام‌آباد تبدیل شده بود، اما پس از به قدرت رسیدن امارت اسلامی و پیروزی بزرگ ملت افغانستان این توطئه‌ها یکی پس از دیگری نقش برآب شد و دست‌های ناپاک رژیم نظامی از معاملات سیاسی افغانستان کوتاه گردید.

با حاکمیت امارت اسلامی افغانستان دیگر آن کشور ضعیف و تحت فشاری نبود که هر بیگانه‌ای بتواند در امور آن مداخله کند، این حکومت که بر حمایت مردم، تصمیم‌گیری مستقل و موضع‌گیری مستقل استوار است، توانست تمامی توطئه‌های خارجی را از کشور دور سازد و به هیچ کشوری اجازه ندهد سیاست‌های خود را در این سرزمین عملی کند، پاکستان که سال‌ها از طریق فشار بر حکومت و مردم افغانستان اهداف خود را پیش می‌برد ناگهان خود را ناتوان یافت. این شکست بزرگ برای رهبران نظامی پاکستان که مداخله در امور افغانستان را به عادت خود تبدیل کرده بودند، پذیرفتنی نبود.

از همین رو رهبران نظامی پاکستان به‌دلیل عقده حقارت و کوتاه شدن دست‌های ناپاک‌شان از میدان معاملات سیاسی در افغانستان، خشمگین شدند و به حملات ظالمانه علیه مردم بی‌دفاع روی آوردند، حملات توپخانه‌ای و هوایی پاکستان بر شماری از مناطق افغانستان که بارها به شهادت زنان و کودکان بی‌گناه انجامیده است، نمونه آشکار جنایات جنگی به شمار می‌رود. این حملات نه‌تنها نقض آشکار حاکمیت ملی افغانستان است، بلکه جنایت علیه بشریت نیز محسوب می‌شود.

رژیم نظامی پاکستان با حمایت از گروه‌های تروریستی داعش، گسترش شر و فساد و ایجاد ناامنی در افغانستان تلاش کرده است ثبات این کشور را هدف قرار دهد و خون مردم آن را بریز.

سیاست‌های پاکستان با منافع کشورهایی مانند امریکا و اسرائیل گره خورده است، اسلام‌آباد در منطقه وظیفه یک «ژاندارم» را بر عهده دارد تا اهداف این قدرت‌ها را در آسیا پیش ببرد و به شکلی از اشکال در خدمت اربابان خود باشد، اما با به قدرت رسیدن امارت اسلامی دیگر نتوانست سیاست‌های ماجراجویانه و جنایتکارانه خود را در افغانستان به پیش ببرد، این ناکامی خشم رهبران پاکستان را برانگیخت و آنان را به حملات بزدلانه وادار کرد.

پاکستان که خود را بازوی اجرایی سیاست‌های امریکا و اسرائیل در منطقه می‌داند نمی‌تواند شکست خود در برابر امارت اسلامی را بپذیرد؛ از همین رو، دست به جنایات ظالمانه علیه مردم افغانستان می‌زند، اما ظلم و جنایت دیر یا زود گریبان ظالم را می‌گیرد. امروز آثار این ظلم به‌گونه گسترده در پاکستان دیده می‌شود از بحران اقتصادی و ناامنی گرفته تا اعتراضات مردمی، همه نشانه‌هایی از پیامدهای ناگوار سیاست‌های ظالمانه این رژیم هستند، مردم پاکستان نیز قربانی سیاست‌های ارتش خود شده‌اند و این ستم‌ها آتش خشم را در دل مردم آن کشور شعله‌ور ساخته است.
رژیم نظامی پاکستان باید بداند که ظلم و جنایت پایدار نمی‌ماند، ملت افغانستان که بر ایمان و استقلال خود تکیه دارد، در برابر این فشارها استوار ایستاده است و هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند اراده آن را درهم بشکند، اسلام‌آباد باید از سیاست‌های خصمانه خود دست بردارد و به‌جای دشمنی، به همسایگی مسالمت‌آمیز بیندیشد. در غیر آن صورت آتش ظلمی که خود برافروخته است دامن خودش را نیز فرا خواهد گرفت.

امروز افغانستان تحت زعامت امارت اسلامی توانسته است جلو تمامی توطئه‌های خارجی را بگیرد و به هیچ کشوری اجازه ندهد سیاست‌های خود را در این سرزمین عملی کند، این دستاورد بزرگ برای رهبران پاکستان شکست سنگینی به شمار می‌رود و آنان به‌دلیل عقده حقارت، به جنایات خود ادامه می‌دهند، اما باید بدانند که این جنایات همیشگی نخواهد بود و به‌زودی پیامدهای آن دامنگیر خودشان خواهد شد، تاریخ گواه است که هیچ امپراتوری‌ای با ظلم و ستم نتوانسته است برای همیشه دوام بیاورد و پاکستان نیز از این قاعده مستثنا نیست.

Exit mobile version