میپردازیم به این موضوع که رژیم نظامی پاکستان چگونه ناکامیهای خود را به گردن افغانستان میاندازد؟
با رویکار آمدن امارت اسلامی افغانستان، مقامات رژیم نظامی پاکستان نسبت به آن مهاجران مظلومی که به سبب ظلمهای ارتش پاکستان به افغانستان پناه برده بودند، نگرانی داشتند؛ زیرا رژیم نظامی میدانست چه اندازه بر این مسلمانان فقیر ستم کرده و از پیامد اعمال خود هراس داشت.
با توجه به اینکه سیاست امارت اسلامی این است که از خاک افغانستان به هیچ کشور همسایهای آسیبی نرسد و این موضوع را عملاً نیز به جهانیان ثابت کرده است، شورای علما را فراخواند و آن برادران مهاجر را قانع ساخت که از این پس در اینجا در صلح و آرامش زندگی خواهند کرد و امارت اسلامی در هر زمینهای به آنان خدمت خواهد نمود، برای رفع نگرانی پاکستان، این مهاجران با عزت و احترام از مناطق مرزی به مناطق مرکزی کشور منتقل شدند، با وجود آنکه این مسئولیت رژیم نظامی پاکستان بود که به هر نحو مردم خود را راضی ساخته و با عزت به خانههایشان بازگرداند اما جنرالهای معتاد به دالر نه تنها از ملت خود حمایت نکردند بلکه از بازگرداندن آنان نیز امتناع ورزیدند.
امارت اسلامی بر اساس اخوت اسلامی؛ این افراد را به مناطق دیگر انتقال داد و با آنان با ترحم برخورد کرد، رژیم نظامی پاکستان هیچ سندی در اختیار ندارد که نشان دهد این مهاجران در پنج سال گذشته حتی یک روز نیز در پاکستان ناامنی ایجاد کرده باشند؛ زیرا امارت اسلامی از آنان تعهد گرفته که در صلح زندگی کنند و بر آنان محدودیتهایی وضع کرده است، همچنان کشورهای ثالث شاهدند که رژیم نظامی پاکستان در آغاز حاضر به مذاکره نمیشود، و اگر هم بنشیند خواستههایی غیرمنطقی و دور از عقل مطرح میکند، امارت اسلامی از نخستین روز خواهان حل مسالمتآمیز مشکلات بوده و نمیخواهد با هیچ کشوری وارد جنگ شود یا از خاک افغانستان برای کشور دیگری مشکل ایجاد گردد.
اما حقیقت این است که با تأمین امنیت؛ کمکهای دالری به رژیم نظامی پاکستان قطع شده است، اکنون عمداً جنگ و مشکلات منطقهای ایجاد میکند تا مانند گذشته روند دریافت دالر از رهگذر جنگها دوباره آغاز شود، امارت اسلامی با تمام توان برای حفظ امنیت منطقه تلاش کرده است، با وجود آنکه رژیم پاکستان دو سال پیاپی هر روز کوشیده از خط دیورند تخطی کند امارت اسلامی باز هم خویشتنداری نشان داده است، در پنج سال گذشته هیچکس نمیتواند ثابت کند که از سوی امارت بر خط فرضی دیورند ناامنیای ایجاد شده باشد.
در همین چند ماه گذشته رژیم پاکستان یکبار بر افغانستان تجاوز کرد اما امارت در نخستین اقدام انتقامی خود چنان حملهای انجام داد که حتی یک فرد ملکی نیز آسیب ندید، پس از آن رژیم نظامی پاکستان دو بار دیگر بهصورت آشکار به افغانستان یورش برد، با آنکه دفاع از خود حق مشروع و مسلم امارت بود باز هم برای حفظ جان مردم ملکی و امنیت منطقه عملیات انتقامی و دفاعی انجام نداد.
چند روز پیش بار دیگر رژیم پاکستان تجاوزی ناروا بر خاک افغانستان انجام داد که در نتیجه آن مدارس، قرآنهای کریم، مردم عادی، زنان و کودکان به شهادت رسیدند، اکنون صبر افغانها نیز لبریز شده است و در تاریخ خود انتقام را بر هیچکس باقی نگذاشتهاند، این حق مشروع و مسلم امارت اسلامی است که از شعایر اسلامی و ملت خود دفاع کرده و انتقام بگیرد، بنابراین مسئولیت تمامی پیامدهای آینده بر عهده حلقات خاصی در رژیم نظامی پاکستان خواهد بود که بقای قدرت خود را در ریختن خون مسلمانان میبینند.
چرا مذاکرات ناکام شد؟
۱- در ارتش پاکستان حلقهای خاص وجود دارد که بقای قدرت و منافع شخصی خود را در جنگ میبیند و عمداً نمیخواهد منطقه به امنیت برسد.
۲- میان رژیم نظامی و سیاستمداران پاکستان اختلافات عمیق وجود دارد.
۳- در داخل ارتش نیز میان خود جنرالها اختلافات جدی برقرار است.
۴- جنرالهای پاکستانی گمان میکنند بار دیگر غربیها وارد منطقه خواهند شد و باران دالر بر آنان خواهد بارید و به نام قربانی تروریزم امتیازات گرفته در غرب جزیرهها و تالارهای عروسی خریداری خواهند کرد.
۵- رژیم نظامی پاکستان برای آرامساختن مردم و خاموشکردن مخالفان سیاسی خود را درگیر جنگ با کشور دیگر نشان میدهد.
۶- در روند مذاکرات افرادی را اعزام میکند که هیچگونه صلاحیت و توانایی مذاکره ندارند.
اگر بیندیشیم ادعای پاکستان مبنی بر اینکه مخالفانش از افغانستان وارد شده و حمله میکنند، بیمنطق است، چگونه ممکن است ارتشی که خود را نخستین ارتش جهان میداند نتواند از مناطق مرزی خود حفاظت کند؟
رژیم نظامی پاکستان ادعا دارد یک میلیون نیرو، هواپیما و تجهیزات پیشرفته در اختیار دارد؛ اما با این همه با کمال بیپروایی از امارت میخواهد که خط فرضی را برایش حفاظت کند، پس این همه نیرو چه معنایی دارد؟
نکته شگفتانگیز دیگر آن است که نهادهای استخباراتی پاکستان ادعا میکنند در افغانستان به اصطلاح تروریستها را هدف قرار دادهاند؛ در حالیکه جهان دید جز کودکان و زنان کسی شهید نشد، اگر فرض کنیم این ادعا درست باشد چگونه استخباراتی است که در داخل کشورش روزانه صدها حمله رخ میدهد، در قلب اسلامآباد موتر بمبگذاری میشود و از آن بیخبر است اما بیرون از کشور اطلاعات دقیق دارد؟ اگر از حضور تروریستها در افغانستان آگاه هستید، آنان را تعقیب کنید؛ وقتی از خط فرضی عبور کردند همانجا هدف شان قرار دهید، چرا به افغانستان تجاوز میکنید؟
در پایان باید گفت جنرالهای پاکستانی با آن آتشی بازی میکنند که استادان و حامیانشان- جنرالهای امریکایی- را نیز سوزانید، اگر امارت سلسله انتقام را آغاز کند، آنان نیز همچون امریکاییها آرامش در خواب نخواهند داشت و این آتش قلب اسلامآباد را خواهد سوزاند، مسئولیت کامل آن نیز بر عهده حلقهای خاص در رژیم نظامی پاکستان خواهد بود؛ همان حلقهای که نه مذاکره میکند و نه خواهان صلح است.










































