آنگاه که مسلمانان از میدان رهبری عقبنشینی کردند و نقش پیشوایی و هدایت را ترک نمودند؛ جهان به جنگلی وحشی بدل شد؛ و همه این بدبختیها تنها از آنرو پدید آمد که مسلمانان از رهبری خویش و از مسؤولیت بزرگ و سرنوشتساز خود در برابر بشریت دور شدند.
علامه سید ابوالحسن ندوی رحمهالله در کتاب ارزشمند خویش «ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین» به زیباترین بیان مینویسد:
«هنگامی که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم کار ابلاغ پیام خویش را آغاز کرد، جوانانی مخلص، شجاع و سرشار از ایمان در کنار او ایستادند؛ جوانانی که در راه حق، مرگ را بر زندگی ترجیح میدادند، آنان در نشر پیامی که به آن ایمان داشتند و در گسترش تعالیم، سنتها و اصول آن، از هیچ کوششی و هیچ فداکاریای دریغ نورزیدند.
دعوت اسلامی به رهبری جوانان باایمان گسترش یافت، شرق و غرب را درنوردید و اسلام با نشر عدالت، جهان را در هر گوشه به حرکت درآورد، ملتهایی که زیر سلطه جاهلیت مغلوب شده بودند، به سوی اسلام روی آوردند؛ دین الله جلجلاله را پذیرفتند و گروهگروه در صفوف مسلمانان داخل شدند.
تمدن اسلامی گامهای بزرگ پیشرفت را برداشت و جهان را برای قرنها زیر سایه اصول زیبا و ستودنی خویش قرار داد، رفاه و امنیت، عدالت و انصاف، برابری و برادری، تنها برای رضای الله تعالی جلجلاله در همهجا گسترش یافت و همگان با هدفی آشکار و روشن ـ برافراشتن بیرق اسلام ـ به انجام مسؤولیت خویش همت گماشتند.
آن روزی که مسلمانان از رهبری روی برتافتند، روزی است که جهان نباید آن را فراموش کند؛ بلکه باید آن را بهعنوان تیرهترین، بدفرجامترین و شومترین روز تاریخ به یاد بسپارد».
تمدن اسلامی
در سراسر تاریخ دورهای کاملتر، زیباتر و شکوفاتر از آنچه در این عصر میبینیم وجود نداشته است. مسلمانان به میدان آمدند، رهبری جهان را بر عهده گرفتند و ملتهای بیمار را از پیشوایی انسانیت کنار زدند.
مسلمانان هر آنچه از دین، دانش و تهذیب در اختیار داشتند، از هیچکس دریغ نکردند، در حکومتداری خویش به رنگ، نژاد و سرزمین توجه ننمودند؛ بلکه همچون ابری بودند که همه بندگان الله متعال جلجلاله را زیر سایه خود میگیرد، بر فراز هر شهر، هر دشت و هر کوه میبارد و خیر و برکتش به همگان میرسد.










































