از دیر زمان بدین سو وقتی نام افغانستان در گوشهای از جهان گرفته شود در ذهن همه این خطور می کند؛ همان کشور جنگ زده؟ یاهمان کشور فقیر؟
در حالی که تمام دنیا این را میدانند که بانی بدبختی ها در این سرزمین کیها اند؟
اما ما افغان ها وارثین اصلی این مرز بوم که تاریخ آن پر از قهرمانی های استقلال طلبانه و آزادزیستی است همواره در بین خود چالش های فراوانی را داریم که ریشه اصلی آن در سازمانهای استخباراتی ومنافع کشور های دیگری وابسته است؛ مثال واضح آن؛ فراهم سازی زمینه اشغال توسط شوری سابق است که کشور را بسوی یک جنگ نیابتی کشانید، مجاهدین وقت بعد از پیروزی نتوانستند یک حکومت فراگیر وجوابگو برای نیاز های ملت شان بسازند لذا اختلاف در میان شان اوج گرفت که اینک تاثیر آن بالای ملت مظلوم افغانستان تاقرنها باقیست، که بعضی از نکته های مهم آنرا میتوان چنین بیان نمود:
1- زمینه سازی برای اشغال کشور توسط اربابان زور و زر که در راس آن ایالات متحده امریکا قرار داشت؛ این اشغالگران چنان وحشت را در کشور حاکم ساختند که نویسندگان از نوشتن جنایات آنها به وحشت فرو می روند.
بلی! این یک مبالغه نیست حتی مسببین اشغال خود نتوانستند از این بیشتر سکوت کنند فریاد سردادند، حامد کرزی در زمان ریاست جمهوری اش بارها بصورت همگانی در رسانه ها گفت: قوای ناتو بصورت شبانه در خانه مردم هجوم برده و بدون داشتن حکم بازداشت شکنجه می کند، فاجعه از این همه بزرگتر اینکه خاک افغانستان در حقیقت آزمایشگاه بم های ساخته شدهء امریکا بود در هرجا که میخواست آنرا امتحان میکرد فرقی نداشت که چند کودک مظلوم شهید و چند خانه بدون سرپرست میماند که نمونه آن آزمایش بمب بنام(مادر بمبها) در خاک افغانستان است.
2- حاکمیت فساد: در حکومتهای جمهوری فساد تمام ادارات دولتی را بصورت گسترده مثل یک سرطان لاعلاج در برگفته بود، که تمامی بخش های مادی و معنوی را در بر میگرفت، و این مثل آفتاب درخشان برای همه هویدا است که در وزارت ها بخصوص (دفاع و داخله )چه جریان داشت به دختر خانم ها رتبه های جنرالی عطاگردید، مردم به کنایه برایشان لقب (جگرجنرالی) را دادند، بعد از سقوط نظام اشغالی حالا عده ای آستین بالا زده اند روز های سیاه جمهوریت را بازگو می کنند که چگونه فساد اخلاقی در ادارات دولتی حاکم بود، حتی به زبان خود گفته اند که در وزارت (خارجه) معیار تعیینات خوبصورت بودن زنان بود وبس و از آن روزها بعنوان بدترین ایام زندگی شان یاد می کند.
3- به فراموشی سپردن فرهنگ افغانی؛ شکی در این نیست که افغانستان دارای فرهنگ بی نظیر در تمام جهان است، همواره تاریخ نویسان از آن به افتخار یاد نموده اند اما در طول اشغال فرهنگ افغانی آهسته آهسته به صورت سیستماتیک توسط اشغالگران نظامی و فرهنگی بسوی فراموشی وحتی حذف آن از میان توده مردم بود، که این موضوع در قدم نخست بر خانواده بعد گریبان گیر جامعه شد، که نمونه های آن تقلید کور کورانه استایلهای غرب زده بود به عنوان مثال تراشیدن ریش مثل لینین، گذاشتن بروت مثل هیتلر …
حتی طبقه اناث هم بهمین صف پیوست، بدون حجاب یا (روسری) در کوچه های شهر برآمدند وشعار دیموکراسی سردادند، رسانه نیز از این مرض سرطان در امان نماندند و میان خود رقابت داشتند که کدام رسانه بیشتر فحاشی را پخش میکند وبرنده میدان به اصطلاح ساخته غرب زدهگان می شود، که نمونه آن برگذاری برنامه (مدلینگ)، ستاره افغان و…. است که رقصانیدن دختر افغان به نمایش گذاشتن اعضای بدن آن بود.
البته نباید فراموش کرد که ما (تمامی افغانستان) متضرر اصلی قضیه نیم قرن این مملکت هستیم که به تمامی معنا در فقر فرورفته بودیم، فقر اقتصادی، فقرفرهنگی، فقرآموزشی و…. تمام آنچه در بالا ذکر شد بعنوان یک نمونه بود اگر بخواهیم بصورت کلی این موضوعات را مورد بررسی قرار دهیم سالها را دربر خواهد گرفت و هدف اصلی بحث ما نیم قرن از دست رفته است، در حالی که میتوانستیم از این نیم قرن مخصوصا در بیست سال گذشته تغییرات مثبت در افغانستان بیاوریم، آبادی زیر ساخت، پروژه های بزرگ، سرمایه گذرای در بخش های معادن وغیره را انجام بدهیم، کشور خود را بسوی ترقی وشگوفایی سوق بدهیم، اما در عوض رهبران خائن که سالها این ملت مظلوم را در زیر بردگی خود گرفته بودند از خون این مردم خودرا سیراب کردند، از جیب و دسترخوان ملت دزدیده به خود سرمایه های ملیونی حتی ملیاردی ساختند، سرانجام به قول مشهوری همانا که خائن خائف است فرار را برقرار ترجیح داده وگریختند.
نتیجه:
ما افغانها نیم عمر خود را باجنگ از دست دادیم و سرزمین مادری مان توسط اشغالگران ویران گردید، حالا بافضل الهی بعد از پیروزی امارت اسلامی مردم وسرزمین ما آرامش وامنیت کامل را احساس نموده به لطف الله متعال پروژه های بزرگ عام المنفعه مثل بند قوش تیپه، کاسا یک هزار، تاپی وغیره به بهره برداری سپرده شده وزمینه اشتغال برای هموطنان ما بدست آمده است.
در مدت این چهار سال که پروژه های عام المنفعه وزارت ساختمانی احیاء و به بهره برداری سپرده شده از دید دیگری نگاه کنیم در می یابیم که اینها میراث هزار ساله را باخود دارند، از همه از نیکی ها قدردانی نموده و ستایش میکنیم.










































