ارتش شیطانی و عملکردهای شیطانی آن؛ در حقیقت حکومت پاکستان از همان آغاز بر بنیاد جفا و خیانت در برابر اسلام و مسلمانان شکل گرفته است و این حقیقت بر کسی پوشیده نیست. اما در این اواخر با شهادت پیهم علمای کرام، چهرهی شیطانی این نظام بیش از هر زمان دیگری برملا گردیده است تا جایی که هر انسان سالماندیش و آزادفکر، اکنون به نیرنگها و فریبهای شیطانی آن پی میبرد.
چند روز پیش در تاریخ ۱۴۰۵/۲/۱۵ – ۱۴۴۷/۱۱/۱۸ – ۲۰۲۶/۵/۵ این رژیم ستمگر و جابر عالم دیگری از کاروان علمای اسلام به اسم شیخ ادریس رحمهالله را به شهادت رساند. این ظلم و بیداد تا زمانی ادامه خواهد یافت که علمای حقانی و ملت مسلمان پاکستان، خود برای دفاع از هویت، دین، سرزمین، زبانها و فرزندان ناپدیدشدهی خویش بهپا نخیزند و عملاً وارد میدان نشوند. ارتش پاکستان و حکومتهای گوناگون آن، همواره از سود و زیان اسلام برای بقای رژیم ظالمانهی خویش بهرهبرداری کردهاند و در این حملهی اخیر نیز بر بنیاد برخی شواهد همین هدف پوچ در پشت پرده نهفته است.
تنها چند ساعت پس از شهادت شیخ ادریس رحمهالله گروه شیطانی داعش اعلامیهای منتشر کرد و مدعی شد که شیخ ادریس رحمهالله را در نزدیکی مرز افغانستان از میان برده است. امروز فن بیان و شیوههای تبلیغاتی، بیش از هر زمان دیگری پیشرفت کرده و انسانها نیز نسبت به گذشته بسیار هوشیارتر شدهاند زیرا این عصر، عصر پدید آمدن هوش مصنوعی است. با این همه، رژیم نظامی و سازمان استخباراتی پاکستان چنان سراسیمه و درماندهاند که حتی در کاربرد واژهها، جملات و تعبیرات خود نیز دقت لازم را ندارند و نمیدانند کدام سخن را چه وقت، چگونه، کجا و چرا باید بر زبان آورند.
از همین آشفتگی و بیدقتی آنها چنین برمیآید که شیخ صاحب رحمهالله به دست داعش نه، بلکه توسط سازمان استخباراتی پاکستان (ISI) و مقامهای نظامی آن ترور شده است.
رژیم نظامی و دستگاه استخباراتی پاکستان میخواهند از یکسو اتهام پرورش، حمایت، پناهدادن و ارتباط با داعش را از خود دور سازند و از سوی دیگر امارت اسلامی افغانستان را به حمایت و پرورش داعش متهم کنند. آنها در پی این هستند که ملت مسلمان پاکستان را نسبت به نظام اسلامی افغانستان بدبین سازند و اگر بتوانند اربابان خود را نیز قناعت دهند، از این رهگذر کمکها و امتیازاتی برای مقابله با داعش بهدست آورند تا شاید ادارهی فرسوده و متزلزل خویش را برای چند هفته یا چند ماه دیگر سرپا نگه دارند.
ارتش و دستگاه استخباراتی پاکستان این ادعا را به نام داعش با چنین عباراتی مطرح میکنند: (ما او را در نزدیکی مرز افغانستان از میان بردیم) در این عبارت چند واژه قابل تأمل است: «ما»، «مرز افغانستان» و «نزدیکی». واژهی «ما» موضوع را به داعش نسبت میدهد و عبارت «نزدیکی مرز افغانستان» چنین القا میکند که گویا افغانستان پناهگاه و مرکز حمایت و پرورش داعش است و بهویژه میکوشند شهادت شیخ صاحب را به حکومت افغانستان نسبت دهند. بدینگونه از یکسو مردم مسلمان پاکستان را نسبت به حکومت افغانستان بدبین میسازند و از سوی دیگر برای جهان این پیام را مخابره میکنند که تهدید داعش هنوز هم از افغانستان سرچشمه میگیرد.
اما ملت مسلمان پاکستان و علمای حقانی بهخوبی میدانند که امارت اسلامی افغانستان، داعش را از همان آغاز و در نطفه شناسایی کرده بود. آنها همچنین فاصلهی میان محل شهادت شیخ صاحب رحمهالله یعنی چارسده تا خط فرضی مرزی را با چشم خود دیدهاند. جهان نیز امروز با تکنالوژی آشناست و هر کسی میتواند در چند ثانیه دریابد که فاصلهی چارسده تا خط فرضی مرزی، حدود ۱۲۰ کیلومتر است. بدین ترتیب روشن میشود که زبان داعش نیز در اختیار آیاسآی است و تفنگ آن نیز همانگونه به حرکت درمیآید که دستگاه استخباراتی پاکستان بخواهد.
پس ارتش سردرگم و درماندهی پاکستان و سازمان استخباراتی آن میخواهند با یک تیر دو شکار کنند؛ اما خداوند جلجلاله در قرآن کریم بهترین وصف حال آنها را چنین بیان فرموده است: ﴿مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ ٱلَّذِى ٱسْتَوْقَدَ نَارًۭا فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُۥ ذَهَبَ ٱللهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِى ظُلُمَٰتٍۢ لَّا يُبْصِرُونَ﴾
[سوره بقره: ۱۷]
ترجمه: مانند و مثال آنها (منافقان) همانند کسی است که آتشی برافروزد؛ سپس هنگامی که پیرامونش را روشن ساخت، خداوند نور دیدگانشان را بگیرد و آنها را در تاریکیهایی رها سازد که هیچ نمیبینند.










































