از اوج تا زوال؛ روایت نابودی کامل داعش پس از ده سال! بخش نخست

احسان ابراهیم

سال ۲۰۱۴ میلادی بود که ابوبکر البغدادی، خلیفه خودساخته خوارج عصر حاضر بر منبر مسجد النوری موصل ایستاد و تأسیس خلافت را اعلام کرد؛ خلافتی که نه تنها باعث وحدت امت نشد بلکه این امت زخم‌خورده را در مصائب سنگین‌تری فروبرد.

آن زمان، داعشیان در اوج قدرت بودند و همین قدرت، غروری کاذب برای‌شان به ارمغان آورده بود؛ غروری که در نهایت به اعلام خلافت، تکفیر گروه‌های مخالف و آغاز جنگ تمام‌ علیه اسلام و مسلمانان انجامید. اما برخلاف تصورشان، اعلام این خلافت پوچ نقطه اوج نبود، بلکه سرآغاز زوال و نابودی این فتنه شد. زمان زیادی نگذشت که مناطق تحت سلطه‌شان یکی پس از دیگری سقوط کرد و عرصه فعالیت‌شان روز به روز تنگ‌تر شد.

اکنون ده سال پس از اعلام خلافت توسط داعش، از این گروه تروریستی چیزی جز خاطره‌ای تلخ باقی نمانده و به جز برخی مناطق، به‌ویژه در کشورهای آفریقایی، جایگاه دیگری برایشان باقی نمانده است. بله! آن خوارجی که همواره شعار «دولت الإسلام باقیه» سر می‌دادند، امروز اعضای‌شان کاملاً پراکنده شده‌اند؛ نه تنها توان عملیاتی ندارند بلکه از خلیفه‌شان نیز جز نام و کنیه‌ای، نشان روشنی دیده نمی‌شود.

از این‌رو در بخش‌های آینده این نوشتار، به آخرین پایگاه‌های منفرد این گروه، حامیان پشت‌پرده سیاسی و توان کنونی‌اش نگاهی خواهیم انداخت. اگرچه داعش پس از فروپاشی خلافت نامشروع خود به شاخه‌ها و «ولایت‌های» مختلف تقسیم شد اما نقشه فعالیت کنونی این گروه نشان می‌دهد که آن‌ها کاملاً از مرکز سابق‌شان در عراق و سوریه رانده شده‌اند.

امروز بخشی از فعالیت‌های عملیاتی و رسانه‌ای داعشیان در آفریقا جریان دارد؛ غرب آفریقا و ولایت خودخوانده ساحل، محورهای اصلی قدرت کنونی داعش هستند و در برخی مناطق نیجریه، نیجر و مالی حضور دارند.

این شاخه‌ها برخلاف بخش اصلی داعش، هنوز توانایی حملات منظم را ندارند و به دلیل فاصله از مرکز رسانه‌ای خاورمیانه، توجه جهانی کمتری به آنها می‌شود. اما در قلب خاورمیانه، جایی که داعش روزی در اوج قدرت ایستاده بود، امروز چیزی جز سایه کم‌رنگ گذشته و خاطرات تلخ برجای نمانده است.

در عراق و سوریه تقریباً تمام مناطق تحت سلطه این گروه منفور بازپس گرفته شده و باقی‌مانده اعضای داعش، اکنون فقط گاه‌گاهی در بیابان‌ها، کوه‌ها و مناطق دورافتاده از حاشیه سر برمی‌آورند.

در جنوب و مرکز آسیا این داستان کمی متفاوت است. «ولایت خراسان» که داعش برای افغانستان و پاکستان تعیین کرده بود، پس از حاکمیت امارت اسلامی به شدت سرکوب شد و توان عملیاتی‌اش از بین رفت؛ اما در پاکستان، با حمایت مستقیم این حکومت، دوباره سر برآورده و به تهدیدی جدی برای امنیت منطقه و کشورهای همسایه تبدیل شده است.

در مورد حمایت سیاسی داعشبسیاری از تحلیلگران معتقدند که شاخه خراسان داعش در خاک پاکستان پرورش می‌یابد و حلقه‌های وابسته به آی‌اس‌آی به صورت پنهانی از آن حمایت می‌کنند.

با وجود همه اینها، ارزیابی از توان کنونی داعش نشان می‌دهد که این گروه در سرازیری نابودی کامل و زوال قرار دارد؛ نه مرکزیت پیشین را دارد، نه فرماندهان سابقش زنده‌اند، نه توان تصرف مناطق را دارد و نه انسجام تشکیلاتی‌اش با یک دهه قبل قابل مقایسه است.

Exit mobile version