از خلافت خیالی تا سقوط واقعی! بخش نخست

عبد الله عرب

فتنهٔ داعش؛ جریانی که در نخستین روزهای ظهورش بسیاری را امیدوار ساخته بود که شاید شب تاریک و تیره امت به سپیده‌دم روشن نزدیک شود و شکوه و عظمت از دست‌رفته بازگردد، اما برخلاف تصور همگان آنچه داعش با خود آورد چیز دیگری بود.

بلی! داعش نه‌تنها درد امت را کاهش نداد بلکه خود به یک درد بزرگ تبدیل شد و پیکر زخم‌خوردهٔ امت را بیشتر مجروح ساخت، واقعاً سرانجام این گروه چه شد؟ آیا توانستند به هدف خود برسند؟ آیا امت اسلامی را از بحران‌ها و مصیبت‌هایی که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد، نجات دادند؟ یا در نهایت چیزی جز شعارهای اولیه‌شان پدید آمد؟

داعش در آغاز با شعار استقرار خلافت و نجات امت اسلامی اعلام موجودیت کرد؛ اما در سال‌های بعد به بهترین ابزار برای قدرت‌های استخباراتی ضداسلام تبدیل شد و در مسیری حرکت کرد که آنان برایش تعیین کرده بودند.
اگر نتیجهٔ داعش را از منظر تحقق اهداف دشمنان اسلام بسنجیم، باید گفت که آنان تمام خواسته‌هایشان را به بهترین شکل عملی کردند؛ از قتل مسلمانان بی‌گناه و عام گرفته تا ویرانی کشورهای اسلامی، جنگ علیه گروه‌های جهادی، تکفیر سراسر امت، ترور علمای ربانی، قربانی‌کردن نسل جوان امت اسلامی و ده‌ها فاجعهٔ دیگر که با خود آوردند.

اما اگر بر اساس شعارهایی که در سال‌های نخستین حرکت‌شان سر می‌دادند قضاوت کنیم؛ باید گفت که جز ناکامی و فروپاشی چیزی نصیب این جنبش نشد؛ خیلی زود هیبت و قدرتشان به صفر رسید و همهٔ مناطقی را که تحت کنترل داشتند، یکی پس از دیگری از دست دادند.
اکنون پرسش این است که چه عواملی سبب شد داعش، با وجود ادعای استقرار خلافت و شعار حاکمیت بر زمین؛ بسیار زودتر از انتظار فروبپاشد و تمام رؤیاهایش بر آب شود؟!
در حالی که داعش از نظر منابع مالی و انسانی تا حد زیادی مجهز بود و توانش در مقایسه با بسیاری از گروه‌های دیگر بیشتر به نظر می‌رسید، با این حال این ویژگی‌ها نتوانستند آن را از زوال سریع نجات دهند و بقایش را تضمین کنند.

در این سلسله نوشتار تلاش می‌کنیم بر اساس حقیقت؛ برخی از مهم‌ترین عوامل ناکامی داعش و تبدیل‌شدن آن به ابزار دست قدرت‌های استخباراتی را یادآوری کنیم و چند نکتهٔ بنیادین را در قالب نوشتار ارائه دهیم.

Exit mobile version