از صفحات تاریخ؛ خلافت عثمانی! بخش پنجاه‌وششم

حارث عبیده

سلطان محمد فاتح عشق و علاقۀ فراوانی به زبان عربی داشت، زیرا این زبان، زبان قرآن کریم بود و در آن زمان، زبانی علمی محسوب می‌شد که علوم نوین و عصری در آن تدوین می‌یافت. او تلاش‌هایی برای گسترش و عمومی‌سازی زبان عربی انجام داد. دلیل بزرگ دیگر برای ابراز این علاقه چه می‌تواند باشد که او به استادان هشت مدرسه دستور داده بود تا کتاب‌هایی در علم فقه گردآوری کنند؛ آثاری همچون صحاح سته و تکملة القاموس و نظایر آن.

سلطان محمد فاتح از مترجمان حمایت کرد تا جایی که کتابخانه‌های عمومی تأسیس شدند و مردم از دانش اسلامی و علمی بهره‌ای گسترده بردند. او در کاخ خود کتابخانه‌ای بزرگ و ویژه بنا نهاد که در آن هر نوع کتابی موجود بود. شیخ لطفی را که دانشمندی بزرگ بود، به عنوان مسئول آن کتابخانه منصوب کرد. در این کتابخانه دوازده هزار جلد کتاب وجود داشت که در سال ۱۴۶۵ میلادی سوخت. پروفسور دیزمان از این کتابخانه یاد کرده و آن را مرکزی دانسته که شرق و غرب را به هم پیوند می‌داد و علوم از طریق آن از قاره‌ای به قاره‌ای دیگر انتقال می‌یافت.

عمران و آبادانی:
سلطان محمد فاتح علاقه‌ای فراوان به ساخت مساجد، مراکز علمی، کاخ‌ها، شفاخانه‌ها، بازارها، مارکیت‌های بزرگ، کاروان‌سراها و تفریح‌گاها داشت. توجه ویژه‌ای به زمین‌های شهری مبذول داشت و سیستم آب‌رسانی را سامان بخشید. او شخصیت‌های بزرگ و بزرگان کشور را به احداث کاروان‌سراها، حمام‌ها و سازه‌های مشابه تشویق کرد و در نتیجه، روشنایی و رونق شهر دوچندان شد.

توجهی خاص به زیباسازی و آراستگی آستانبول، پایتخت کشور، صورت گرفت. او می‌خواست این شهر نه تنها زیبا، بلکه مرکزی برای هنرهای گوناگون نیز باشد. در دوران سلطان محمد فاتح، عمران و آبادانی بسیار افزایش یافت و در هر سو، بناهای مرتفع و زیبا دیده می‌شد. برای شفاخانه‌ها ساختمان‌های کافی احداث شد و ترتیبی ویژه برای زیبایی و دل‌پذیری آنها در نظر گرفته شد. علاوه بر شفاخانه‌های بزرگ، کلینیک‌های نیز ساخته شد. در ابتدا برای هر کلینیک یک داکتر تعیین می‌شد، اما بعداً تعداد آن‌ها افزایش یافت.

داکتران، متخصصان طب بودند و هم مردان و هم زنان با این حرفه در ارتباط بودند. در کنار داکتران متخصص، جراحان، نرس‌ها، متخصصان چشم و افرادی از این دست نیز حضور داشتند که به خدمت‌رسانی به مردم می‌پرداختند و حتی چندین نگهبان نیز مشغول به کار بودند.

شرط اول برای کارمندان شفاخانه این بود که افرادی دل‌سوز، انسان‌دوست و قانع باشند. وظیفۀ داکتران این بود که بیماران را روزی دو بار معاینه کنند و تا زمانی که از سودمند بودن دارو برای بیمار اطمینان حاصل نکرده بودند، دارویی تجویز نکنند. در شفاخانه‌ها به بیماران غذا نیز داده می‌شد و برای این کار افرادی معتمد تعیین شده بودند. آنان تنها غذاهایی را تهیه می‌کردند که برای بیماران مفید بود. در درمان، با همۀ افراد یکسان رفتار می‌شد و دین، ملیت و دیگر تفاوت‌ها مورد توجه قرار نمی‌گرفت.

تلاش‌ها در زمینه تجارت و صنعت:
سلطان محمد فاتح توجهی ویژه نیز به صنعت و تجارت داشت. او همۀ تلاش خود را برای رشد صنعت و تجارت به کار بست و راه نیاکان و پدران خود را در پیش گرفت، زیرا آنان نیز در این زمینه بسیار کوشیده بودند. هنگامی که شمار زیادی از شهرهای بزرگ فتح و از غارت نجات یافتند، روشنایی و شادابی به آنها روی آورد و دورۀ جدیدی از پیشرفت آغاز شد. نمونۀ مهم این امر، شهر نیقیه بود.

بازارهای بین‌المللی عثمانی از طریق راه‌های زمینی و دریایی به هم متصل بودند. آنان راه‌های قدیمی را زیبا و مناسب ساختند تا کالاهای تجاری به آسانی جابه‌جا شوند. دیگر کشورها ناگزیر شدند بنادر خود را به روی دولت عثمانی بگشایند تا تجارت خود را تحت پرچم عثمانی به تجربه عملی گذارند.

تأثیر سیاست دولت در حوزۀ صنعت و تجارت این بود که در سراسر کشور، نشانه‌های پیشرفت پدیدار گشت. پول کشور در مقایسه با پول سایر کشورها باارزش شد، زیرا این پول از طلا ساخته می‌شد. در کشور کارخانه‌هایی برای تولید سلاح احداث شد. برای ذخیرۀ این سلاح‌ها انبارهایی ساخته شد و در مکان‌های دارای ارزش استراتژیک در کشور، دژهای نظامی بنا نهاده شد.

Exit mobile version