اسارت منبر!

اجمل غزنوی

در فضای سیاسی و فکری معاصر به‌ویژه در مورد معادلات قدرت در جنوب آسیا؛ جنگ روایت‌ها از جنگ سلاح‌ها نیز عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده است، در اینجا حقیقت تنها بر اساس واقعیت‌ها سنجیده نمی‌شود بلکه از طریق تفسیرهایی نیز تعیین می‌گردد که از سوی طرف‌های مختلف ارائه می‌شود.

در برخی روایت‌های انتقادی و سیاسی این ادعا مطرح می‌شود که ساختار نظامی پاکستان در معادلات امنیتی منطقه نقش بسیار قدرتمند و مسلطی دارد و برای حفظ حضور استراتژیک خود از سیاست‌های گوناگون داخلی و خارجی بهره می‌برد، همچنان برخی تحلیل‌ها می‌گویند که در سایه همین فضای پیچیده امنیتی برخی گروه‌های مسلح در زمان‌های مختلف با بحث‌ها و اتهاماتی در مورد موجودیت، فعالیت یا حداقل عدم کنترول مواجه بوده‌اند؛ اما تمامی این ادعاها بخشی از روایت‌های متضاد، گزارش‌ها و رقابت‌های سیاسی جهانی است و نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان یک نتیجه واحد و قطعی ارائه کرد.

در این صحنه بزرگ حساس‌ترین و جنجالی‌ترین بخش نقش علمای دینی دانسته می‌شود، در همین فضا برخی روایت‌های انتقادی ادعا می‌کنند که شماری از علمای پاکستانی از ساختار نظامی و سیاسی پاکستان تمجید می‌کنند و به روایت نظامی، مشروعیت دینی و اخلاقی می‌بخشند، بر اساس این تحلیل‌ها چنین تمجیدهایی تنها یک موضع مذهبی یا علمی نیست بلکه به‌عنوان ابزاری نرم برای تقویت روایت قدرت تلقی می‌شود.

در اینجا باید به‌صراحت گفته شود که این یک پدیده عمومی و یکنواخت نیست، جامعه علما یک بلوک واحد نمی‌باشد بلکه در آن جریان‌های فکری گوناگون، اختلافات و حتی مواضع متضاد وجود دارد، برخی با روایت دولت همسو هستند، برخی موضع انتقادی دارند و برخی دیگر تلاش می‌کنند خود را از قطب‌های سیاسی دور نگه دارند، اما در مباحث عمومی انتقادی این پرسش مطرح می‌شود که چرا برخی صداهای دینی به حمایت از روایت رسمی و نظامی قدرت نزدیک می‌شوند و این حمایت چگونه بر شکل‌گیری ذهنیت عمومی تأثیر می‌گذارد؟!

در همین روایت‌های انتقادی گاهی نیز گفته می‌شود که درباره بحران‌های امنیتی منطقه‌ای گروه‌های مسلح و نگرانی‌های جهانی ادعاها و اتهامات متضادی وجود دارد که از سوی طرف‌های مختلف سیاسی مطرح می‌گردد؛ اما این موضوعات با رقابت‌های اطلاعاتی، سیاسی و امنیتی جهانی گره خورده است و برای تأیید هر ادعا نیاز به شواهد بی‌طرفانه و مستند می‌باشد.

با وجود همه این اختلافات یک اصل وجود دارد که هیچ روایت سیاسی، نظامی یا فکری نمی‌تواند آن را رد کند: حرمت جان انسان؛ هر جا که انسان‌های ملکی آسیب ببینند تمام توجیهات سیاسی زیر سؤال اخلاق قرار می‌گیرد، خون انسان بی‌گناه نمی‌تواند تابع هیچ نوع استراتژی، نیاز امنیتی یا روایت سیاسی باشد.

در اینجا مسئولیت علما سنگین‌تر می‌شود؛ زیرا عالم تنها مفسر متن نیست بلکه نماینده تعادل اخلاقی جامعه نیز هست، زمانی که دین به روایت حمایت یا تمجید از قدرت نزدیک می‌شود مرز میان حقیقت و تبلیغ در ذهن مردم باریک می‌گردد و هنگامی که این مرز باریک شود جرأت پرسش نیز تضعیف می‌شود،
تاریخ نشان داده است که در کنار هر قدرتی حلقات فکری و مذهبی‌ای وجود دارند که به آن مشروعیت می‌بخشند؛ گاهی بر اساس عقیده، گاهی تحت فشار ساختاری و گاهی به دلیل نیازهای اجتماعی یا اقتصادی، اما در هر حالت نتیجه این است که زبان مبلغان دین در چارچوب قدرت قرار می‌گیرد و بخشی از استقلال خود را از دست می‌دهد.

با این حال از سوی دیگر این نیز حقیقت است که جامعه علما جهانی متنوع و چندبُعدی است، در آن صداهایی نیز وجود دارند که برای صلح، عدالت و حفاظت از جان انسان‌ها می‌ایستند و در برابر هرگونه توجیه خشونت پرسش مطرح می‌کنند، همین اختلافات نشان می‌دهد که فضای دینی هنوز میدان کشمکش فکری است نه یک نظام بسته و یک‌جانبه.

مرز میان حق و باطل در نهایت نه در سطح شعارها بلکه در سطح اصول تعریف می‌شود؛ حق آن است که به جان انسان احترام می‌گذارد در برابر ظلم می‌ایستد و پرسش از حقیقت را زنده نگه می‌دارد، باطل آن است که حقیقت را تابع منفعت می‌سازد و اخلاق را قربانی مصلحت‌های سیاسی یا استراتژیک می‌کند.

بر علمای حامی رژیم نظامی لازم است که از نوشیدن از آن کاسه‌ای که از غرب پر شده و در آن خون اسلام ریخته شده است خودداری کنند، علمای پاکستانی باید به اسارت کنونی منبر پایان دهند در غیر آن فریادهای مدرسه حفصه و مسجد لال همراه با آه‌های مظلومانه عافیه صدیقی پرده‌های گوش را خواهد درید.

Exit mobile version