اربکی‌های امروز؛ بحران فردای پاکستان!

احسان

در منطقه ناآرام و بحران‌زده جنوب آسیا رژیم نظامی پاکستان بار دیگر به همان ابزار کهنه و خطرناکی روی آورده است که در گذشته نیز جز بدنامی و بی‌ثباتی هیچ دستاوردی برایش نداشته است؛ یعنی استفاده از گروه‌های نیابتی و نیروهای مسلح مزدور، اما این بار هدف آن تنها یک گروه سیاسی یا قومی خاص نیست بلکه اساس ثبات و بقای خود پاکستان را نشانه گرفته است.

اربکی‌های پیشین افغانستان که زمانی به‌عنوان نیروهای مزدور محلی اشغالگران فعالیت می‌کردند و اکنون در بلوچستان و دیگر مناطق گردآوری شده‌اند، نه‌تنها روابط میان کشورهای همسایه را بیش از پیش متشنج می‌کنند بلکه تیشه بر ریشه‌های ثبات سیاسی اسلام‌آباد نیز می‌زنند، ارتش پاکستان با ورود به این بازی خطرناک پایه‌های بحرانی را بنا می‌گذارد که فردا دامان خود آن را نیز خواهد گرفت.

این اربکی‌ها که گذشته‌شان سرشار از آشوب، زورگویی و جنایت علیه مردم افغانستان است اکنون با حمایت آشکار استخبارات نظامی پاکستان در بلوچستان مستقر شده‌اند، گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که این افراد مسلح بی‌ضابطه و بی‌مسئولیت که حتی در اوج قدرت خود نیز تابع هیچ مرجع قانونی نبودند و تنها با اتکا به سلاح و غارتگری زندگی می‌کردند؛ اکنون در مدارس دینی و مناطق مسکونی اسکان داده شده‌اند و به نام «منافع استراتژیک» اسلام‌آباد به جان، مال و دارایی مردم منطقه تجاوز می‌کنند.

بلوچ‌هایی که سال‌هاست خواهان حقوق اساسی خود هستند اکنون با ظلمی دوچندان روبه‌رو شده‌اند؛ از یک‌سو سرکوب دولت و از سوی دیگر وحشی‌گری گروه‌های مزدوری که با حمایت همین دولت مرتکب جنایت‌هایی چون آدم‌ربایی، ترورهای هدفمند و ضرب‌وشتم‌های خشونت‌بار می‌شوند.

اما این پروژه صرفاً یک طرح امنیتی برای سرکوب مردم نیست بلکه بخشی از یک توطئه خطرناک قومی نیز به شمار می‌رود، رژیم نظامی پاکستان با به‌کارگیری اربکی‌ها علیه بلوچ‌ها و پشتون‌ها آگاهانه می‌کوشد آتش تفرقه و دشمنی را میان دو ملت بزرگ منطقه شعله‌ور سازد، به‌کارگیری یک گروه مسلح بیگانه و منفور برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم محلی و سپس نسبت دادن مسئولیت این جنایت‌ها به دیگر گروه‌های قومی همان تاکتیک کهنه‌ای است که هدف آن تخریب بافت اجتماعی و تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری‌های قومی است.
به همین ترتیب رژیم نظامی پاکستان می‌کوشد نارضایتی گسترده مردم از سیاست‌های نادرست خود را به دشمنی‌های قومی تبدیل کند؛ اما تاریخ بارها ثابت کرده است که چنین توطئه‌های کهنه‌ای سرانجام دامان طراحان خود را نیز می‌گیرد، با این حال شگفت‌آورترین نکته آن است که بذر زوال خود پاکستان نیز در دل همین طرح کاشته می‌شود، این عناصر آشوبگر و فاسد که سابقه‌ای طولانی در قانون‌شکنی و سرپیچی از اقتدار دولت دارند هرگز نیرویی مطیع و قابل‌کنترل باقی نخواهند ماند.

آنان که در افغانستان جز آشوب و ناامنی چیزی به بار نیاوردند در بلوچستان نیز همان سرنوشت را تکرار خواهند کرد، گسترش فعالیت‌های این گروه‌ها ناامنی بلندمدت، افزایش جرایم سازمان‌یافته و تضعیف حاکمیت دولت را در این مناطق به دنبال خواهد داشت، اعتراضات اخیر مردم بلوچستان و مسدود شدن شاهراه‌های اصلی تنها نخستین نشانه‌های بحرانی بزرگ است که در آینده می‌تواند پیامدهای بسیار سنگین‌تری در پی داشته باشد.
مقام‌های پاکستانی که امروز این مهره‌ها را علیه مردم خود به کار می‌گیرند فردا در برابر همان طوفانی که با دستان خود برپا کرده‌اند ناتوان خواهند ایستاد، همکاری ارتش پاکستان با این گروه‌های فاسد و جنایتکار برای این کشور جز افزایش انزوای سیاسی، تشدید بی‌ثباتی اقتصادی و از میان رفتن اعتماد عمومی نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

در حقیقت پاکستان با تکیه بر گروه‌های دست‌نشانده خود بمبی ساعتی می‌سازد که انفجار آن در درون همین کشور رخ خواهد داد، این اربکی‌ها که امروز علیه مردم بلوچستان و افغانستان به کار گرفته می‌شوند فردا به گروه‌هایی سرکش و خارج از کنترل تبدیل خواهند شد که ثبات سراسر منطقه را با تهدیدی جدی مواجه خواهند ساخت، تاریخ همواره این درس روشن را به رژیم‌های نظامی داده است که حمایت از تروریسم و گروه‌های نیابتی در نهایت علیه همان حامیان بازمی‌گردد،اربکی‌های امروز بحران حتمی فردای پاکستان‌اند.

Exit mobile version