بحران ارزش‌های غربی!

خلیل

تاریخ کتابی گشوده از آموزش و عبرت‌هاست که در کنار ثبت رویدادها و پدیده‌ها؛ انسان‌ها را به بازنگری در باورهای‌شان و سنجش درستی و واقعیت آن‌ها فرا می‌خواند؛ غرب که می‌کوشد در پرتو پیشرفت‌های تکنولوژیک، علمی و سیاسی خود خویش را متمدن و پیشرفته نشان دهد و کشورهای شرقی به‌ویژه کشورهای اسلامی را به پیروی در این عرصه دعوت کند امروز در یکی از حساس‌ترین و خطرناک‌ترین آزمون‌های تاریخ قرار گرفته است.

کشورهای غربی اگر از زاویه قرون وسطی نگریسته شوند؛ تجربیات تلخ بسیاری از جهل و نادانی را پشت سر گذاشته‌اند و برای پنهان ساختن آن وحشی‌گری و جهالت؛ پیشرفت‌های مادی کنونی خود را به‌عنوان یک امتیاز معاصر و دستاورد برتر به کشورهای اسلامی عرضه می‌کنند اما فراموش می‌کنند که صفحات نوین تاریخ این ادعاها را به چالش کشیده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

انسان و حقوق بشر: حقوق بشر بزرگ‌ترین و در ظاهر زیباترین شعار کشورهای غربی است که آن را به‌عنوان الگو به کشورهای اسلامی شرقی ارائه می‌کنند اما در نزدیک به سه دهه گذشته درگیری در جنگ‌های متعدد نامشروع که نه‌تنها انسان‌ها بلکه حیوانات نیز در آن آسیب دیدند و کرامت انسانی پایمال شد این اصل را با بحران جدی مواجه ساخته است. در افغانستان نیروهای ناتو حتی مواردی داشتند که انسان‌ها را به سگ‌ها خوراندند و از سلاح‌های سنگین علیه غیرنظامیان استفاده کردند؛ از جمله بمبی که به «مادر بمب‌ها» معروف شد و در اچین به‌کار رفت، همچنین گروه‌هایی را تجهیز کردند که به هیچ ارزش انسانی پایبند نبودند.

تمدن و فرهنگ: غرب بیش از هر چیز از تمدن و فرهنگ برتر سخن می‌گوید و می‌پندارد که در این زمینه نمونه‌های برتری به جهان ارائه کرده است؛ اما جنایاتی که توسط نیروهای ناتو و انگلیس در کشورهای اشغال‌شده به اشاره آمریکا انجام شده است این کشورها را به‌عنوان دارندگان بدترین فرهنگ معرفی می‌کند، آنان ابزارهای مرگ‌آفرین انسان‌کُش را تولید کرده‌اند، هر یک دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند، ازدواج همجنس‌گرایان را مجاز دانسته‌اند و حتی مواردی از روابط غیرطبیعی را نیز مجاز می‌شمارند که آن را از مظاهر فرهنگ پیشرفته خود می‌دانند.

آزادی رسانه و بیان: در غرب بسیاری از رسانه‌ها نمایندگان حکومت‌ها و ائتلاف‌های نظامی‌اند. آنان حتی یک روز هم تصویر کودک شهید غزه و مادر داغدار را به‌عنوان مظلوم منتشر نکردند؛ اما تلفات عادی در اسرائیل یا کشورهای غربی را به‌عنوان جنایت بشری بازتاب دادند، افراد بسیاری به‌دلیل انتقاد از سیاست‌های دولت‌ها و جنگ‌های نامشروع بازداشت یا کشته شده‌اند، از همین رو آزادی بیان و رسانه بیشتر در جهت توهین و تحریف به‌کار گرفته می‌شود.

مصئونیت غیرنظامیان: در عراق، افغانستان، فلسطین و بسیاری از کشورهای دیگر هزاران غیرنظامی در حملات و بمباران‌های آمریکا و کشورهای غربی جان باخته‌اند، در غزه نیز در جریان جنایات جاری توسط اشغالگران اسرائیلی شمار زیادی از غیرنظامیان، زنان و کودکان، کاروان‌های کمک‌رسانی و بیمارستان‌های مملو از زخمیان هدف قرار گرفته و به ویرانه تبدیل شده‌اند؛ با این حال هیچ‌گاه این اقدامات را محکوم نکرده بلکه همچنان از نیروهای اسرائیلی حمایت کرده‌اند.

احترام به استقلال و حاکمیت کشورها: آمریکا برای حمله به افغانستان و عراق هیچ دلیل موجهی نداشت؛ این جنگ‌ها تجاوزی آشکار و نامشروع بود که حاکمیت افغانستان را نقض کرده و حکومت دست‌نشانده‌ای را بر سر کار آورد، با این حال ناتو و کشورهای اروپایی خارج از آن هرگز توضیح ندادند که بر چه اساسی در امور داخلی کشورها مداخله می‌کنند و در ائتلاف‌های اشغالگر مشارکت می‌نمایند.

حق زندگی و آموزش: بسیاری از کشورهای اروپایی محدودیت‌هایی بر ارزش‌های اسلامی به‌ویژه حجاب و اذان وضع کرده‌اند، آزادی مذهبی بیشتر یک شعار است؛ در کنار آن مهاجران و اقوام دیگر را به‌عنوان شهروندان برابر نمی‌پذیرند و حقوق زندگی و آموزش آنان را محدود می‌سازند.

همدردی انسانی و حمایت از مظلوم: نهادها و سازمان‌هایی که با شعار حمایت از حقوق بشر، فعالیت‌های مدنی و آزادی‌های فردی در کشورهای مختلف فعالیت می‌کنند ادعای همدردی انسانی و حمایت از مظلوم را دارند؛ اما ثابت شده است که بسیاری از این نهادها برای اهداف خاص و پنهان تمویل می‌شوند و کمتر از نیازمندان واقعی حمایت کرده‌اند بلکه از آنان برای اهداف تبلیغاتی بهره برده‌اند.

نقض منشور سازمان ملل متحد: همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد هدف و فلسفه ایجاد سازمان ملل متحد بیش از هر زمان دیگر با شکست و ناتوانی مواجه شده است، به‌تدریج این حقیقت آشکار می‌شود که این سازمان به ابزاری در دست چند قدرت بزرگ تبدیل شده تا اهداف نامشروع خود را مشروع جلوه دهند و چهره‌ای متمدن از خود نشان دهند، آنان هزینه‌های این نهاد را تأمین کرده و تصمیمات خود را بر آن تحمیل می‌کنند.

با توجه به موارد فوق لازم است که ارزش‌های غربی دیگر نه به‌عنوان مایه افتخار بلکه به‌عنوان امری شرم‌آور تلقی شوند و کشورهای اسلامی فریب این شعارها را نخورند بلکه به اصول و ارزش‌های اصیل خود بازگردند زیرا بر اساس آموزه قرآن کریم تا زمانی که از آنان پیروی نشود، دوستی حقیقی شکل نمی‌گیرد؛ در حالی که همین دوستی نیز بی‌ثبات و آمیخته با فریب است.

حقیقت این است که تنها اسلام گهواره واقعی تمدن و فرهنگ است و این ارزش‌ها را به‌گونه‌ای حقیقی و شایسته پاس داشته است، از این‌رو باید چهره و ارزش‌های رسواشده حکومت‌های غربی را نه به‌عنوان اصول ثابت بلکه به‌عنوان شعارهای توخالی و ابزاری برای تضعیف و اشغال دیگر ملت‌ها دانست؛ شعارهایی که خود نیز به آن باور ندارند و در کشورهای‌شان به‌گونه عملی تطبیق نکرده‌اند.

Exit mobile version