برای نخستین‌ بار از منبر افغانستان علیه تجاوز رژیم همسایه صدا بلند شد!

خالق‌یار احمدزی

افغانستان که گورستان امپراتوری‌ها خوانده می‌شود و در طول تاریخ به مهاجمان در کاسه‌های سرهای شان خون داده است، بزرگ‌ترین ابزار حفظ شهامت و غرورش، وحدت و هماهنگی ملت و پیوند ناگسستنی‌اش با نظام حاکم بوده است. تمام اعتبار این هماهنگی بزرگ میان ملت و نظام، به منبر و ائمه مساجد مقدس تعلق دارد.

در مقاطع مختلف زمانی، از منبر برای بیداری و بسیج مردم علیه تهاجمات در دوره‌های گوناگون تاریخ افغانستان استفاده شده است. منبر به عنوان یک ابزار دینی و اجتماعی، نه تنها در برابر تهاجمات خارجی، بلکه برای مقابله با شورش‌های داخلی، اصلاحات اجتماعی و انتشار پیام‌های دینی نیز به کار رفته است.

در دوره‌های تاریخی مانند عصر غزنویان و تیموریان، علما از منبر برای ترویج ارزش‌ها و تعالیم اسلامی در میان مردم استفاده کردند، اقدامی که به طور غیرمستقیم زمینه وحدت در برابر تهدیدات خارجی را فراهم نمود. منبر در طی قرون شانزدهم و هجدهم میلادی، در دوران امپراتوری‌های مغول و صفوی، به‌طور مؤثری در برابر تجاوز خارجی مورد استفاده قرار گرفت. گردآوری قبایل توسط پیر روشان در برابر مغولان و بسیج مردمان محلی در دوران مقاومت علیه امپراتوری صفوی از طریق منابر مساجد، نمونه‌های بارزی از فراخوان برای آزادی و استقلال است.

قیام هوتکیان علیه صفویان که در سال ۱۷۰۹ میلادی آغاز شد، نیز به‌طور گسترده‌ای از منبر برای بسیج مردم استفاده کرد. نهضت هوتکیان به رهبری میرویس هوتک، قیامی ملی و دینی در برابر ستم‌ها و فشارهای مذهبی امپراتوری صفوی بود.

اگر به دوران نزدیک‌تر بنگریم، در اوایل و میانه‌های قرن نوزدهم میلادی (۱۸۴۲ و ۱۸۷۸ میلادی) هنگامی که انگلیسی‌ها به افغانستان یورش بردند، رهبران دینی و علما از منبر برای تشویق مردم به مقابله با این اشغال و تقویت روحیه مبارزه مسلحانه بهره گرفتند. در مساجد و گردهمایی‌های قریه‌جات، علما و شخصیت‌های تأثیرگذار جهاد علیه انگلیسی‌ها را اعلام کردند و احساسات ملی و دینی مردم را علیه این اشغال چندمرحله‌ای برانگیختند.

پس از آن، ملا مشک عالم و دیگر رهبران دینی که نام‌های شان در اوراق تاریخ زنده مانده، با تلاش‌های فکری و عملی خود به انگلیسی‌های تیره‌بخت درس عبرت سختی دادند؛ تا سرانجام هر سه اشغال انگلیسی‌ها تحت رهبری علما و برکت کوشش‌های فکری منبر به پایان رسید.

سپس هنگامی که امان‌الله خان با قربانی‌های معنوی و عملی همین علما به اریکه قدرت رسید و استقلال را اعلام کرد، در ادامه برای تداوم قدرت، مجموعه‌ای از سیاست‌های ضددینی از اروپا برای اجرا به کابل وارد شد و خواست تحت عنوان نوآوری آن‌ها را به افغان‌ها تحمیل و اجرا کند، یک بار دیگر همین منبر و علما بودند که ملت را از توطئه‌های شوم پشت پرده آگاه کردند و اجرای اندیشه سکولاریستی را در نطفه خنثی نمودند.

پس از آن، در برابر اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۸۹-۱۹۷۹) در طول دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی، وقتی که شوروی به افغانستان تجاوز کرد، منبار یک بار دیگر به ابزاری نیرومند برای مقاومت بدل شد؛ مولوی نصرالله منصور، مولوی محمد نبی، مولوی یونس خالص و دیگر علما و رهبران مجاهدین، در مساجد و گردهمایی‌های قریه‌جات، جهاد علیه اشغال شوروی را اعلام کردند. پس از قیام سراسری ملت، شوروی شکست خورد و به تکه‌هایی ناچیز فروپاشید.

پس از سال ۲۰۰۱ میلادی، هنگامی که آمریکا و نیروهای ناتو با تمام قوای مسلح خود به افغانستان یورش بردند و نظام طالبان را ساقط کردند، بار دیگر علما از بطن ملت برخاستند و فتوا به قیام علیه این اشغال صادر کردند که پس از بیست سال مقاومت و رنج‌های بزرگ، آمریکا با تمام متحدان خارجی و حامیان داخلی‌اش، در برابر گفت‌وگوهای تسلیم‌طلبانه به نام صلح سر فرود آورد و ناچار به فرار از افغانستان شد.

اما در برابر رژیم نظامی پاکستان، منبر این بار در یک مقطع زمانی جداگانه نقش مؤثر خود را ایفا می‌کند. رژیم همسایه که ریشه‌هایش را در حمایت آمریکا محکم نگاه داشته، در داخل از پشتیبانی مردمی همچون آمریکایی‌ها، شوروی‌ها، انگلیسی‌ها و… برخوردار نیست؛ زیرا نه برای منافع ملت، بلکه برای حفاظت از منافع آمریکا در منطقه و بقای یک حلقه حاکم مرموز در پایگاه قدرت خود پدید آمده است. منبر این بار در زمانی نقش خود را بازی می‌کند که مردمان دو سوی مرز فرضی، یک‌صدا علیه رژیم نظامی و آن حلقه حاکم به حرکت درآمده‌اند.

اکنون در همسایگی‌مان، تمام اپوزیسیون‌های سیاسی و ملی، چهره‌های شاخص و عموم مردم از حاکم مستبد خود روی گردانده‌اند و برخی مبارزه مسالمت‌آمیز برای سرنگونی او را پیش می‌برند و شمار زیادی نیز به جهاد مسلحانه روی آورده‌اند.

پس از تجاوز رژیم نظامی همسایه به کابل و چند ولایت، امروز یکصدا در سراسر افغانستان از منبر فریاد حمایت از طالبان و وحدت در برابر متجاوزان بلند شده است؛ و این می‌تواند به معنای زنگ خطری بزرگ برای بقای این رژیم در منطقه باشد. پس از فریاد هماهنگ از منابر مساجد افغانستان علیه حلقه حاکم در همسایگی، شاید روزها و شب‌های باقی‌مانده تا انزوای کامل آن، به شمار انگشتان دست باشد.

در پایان؛ بر همان منبری که فریاد علیه انگلیسی‌ها بلند شد و آنان را نابود کرد، همان که ندایش علیه اشغال شوروی و آمریکا طنین‌انداز شد و هر دو را به زانو درآورد، اکنون برای سرنگونی رژیم همسایه انگشت‌شماری کنید.

ناظران باید به نکته‌ای توجه کنند؛ این نخستین بار در تاریخ است که پاکستان در خاک افغانستان با عدم حضور قاتل و جاسوس مواجه است و این نمونه‌ای آشکار از اتحاد، همدلی و یکپارچگی ملت افغانستان است. حمله‌های زمینی و هوایی مستقیم فوج پاکستان بر خاک افغانستان، دلیل آشکار شکست کامل و درماندگی بزرگ آی‌اس‌آی و رژیم حاکم است.

اگر پاکستان حق انتخاب دیگری در برابر نیروی هوشیار طالبان داشت، پیش از این آن را عملی می‌کرد. اینکه پاکستان پس از دو حمله، خود زاری آتش‌بس را مطرح کرده، نمونه دیگری از برتری طالبان است. آری؛ حلقه حاکم در همسایگی، نه ملتی دارد و نه دلسوزی در میان مردم. اگر آمریکا در آن سرمایه‌گذاری می‌کند یا غرب برای منافع خود از آن به عنوان یک برگ رایگان استفاده می‌نماید، زیانش متوجه خودشان خواهد بود.
ان شاءالله…

Exit mobile version