تحلیل تاریخی- فلسفی پدیده داعش؛ از نظریه تا عمل! بخش یازدهم

احسان ساجدی

اتحاد خونین؛ تحلیلی بر انحرافات فرقه‌ای داعش در پرتو ادعاهای وحدت اسلامی

ادامه بخش پیشین:
در اسلام اختلافات فقهی همواره وجود داشته‌اند و این خود نشانه‌ای از غنای فکری و انعطاف‌پذیری دین است؛ اسلام به همه مذاهب فقهی اجازه بروز و حضور داده و از مسلمانان خواسته است با احترام به تفاوت‌ها، در کنار یکدیگر زندگی کنند اما داعش از این تفاوت‌ها به‌عنوان بهانه‌ای برای تکفیر، قتل و ستم بهره برده است. در حالی که اسلام “اجماع” و “اجتهاد” را وسائل مشروع برای حل اختلافات می‌داند، داعش این مفاهیم را رد کرده و خود را تنها مرجع حقیقت دینی معرفی کرده است.

این رفتار انحرافی آشکار از روح اسلام است که همواره بر اصل «الشُّرَعَاءُ إِخْوَةٌ فِی ٱلدِّینِ» تأکید داشته است. این گروه و پیروان آن، برخلاف پیام آیات قرآن کریم که بر وحدت تأکید دارند، از آن‌ها سوءاستفاده کرده‌اند. آنان آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ ٱللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» را به ابزاری برای سرکوب هرگونه اختلاف تبدیل کرده‌اند، در حالی که مفسران برجسته‌ای چون فخر رازی بارها تأکید کرده‌اند که وحدت به معنای “یک‌دستی فکری” نیست، بلکه به معنای “همزیستی مسالمت‌آمیز با وجود تفاوت‌ها” است. داعش این مفهوم را کاملاً تحریف کرده است. آنان نه تنها چهره‌ای زشت از اسلام برای جهان غرب ترسیم کرده‌اند، بلکه بسیاری از مسلمانان ساده‌دل را نسبت به اصل دین دچار تردید ساخته‌اند.

شایان ذکر است که داعش در تبلیغات خود به‌طور مداوم از «دشمنان خلافت اسلامی و امت اسلامی» سخن می‌گفت، اما در عمل بیشترین کشتار را در میان خود مسلمانان انجام داد. آمارهای منتشر شده از سوی سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که بیش از ۸۰ درصد قربانیان این گروه، مسلمانان بوده‌اند؛ این در حالی‌ست که در تاریخ اسلام، حتی در جریان جنگ‌های داخلی، حرمت جان مسلمان همواره حفظ شده است. داعش اما هیچ احترامی برای این اصول قائل نبود و با توجیهاتی سطحی به‌آسانی جان بی‌گناهان را می‌گرفت.

از منظر اجتماعی نیز، گروه‌های تکفیری همچون داعش با دامن‌زدن به شکاف میان اقوام و مذاهب مختلف، بذر تفرقه را در جوامع پاشیدند. آنان ازدواج‌های بین‌مذهبی را ممنوع کردند، تعاملات اجتماعی را محدود ساختند و حتی در برخی مناطق، برای پیروان مذاهب مختلف مکان‌هایی جداگانه تعیین کردند؛ در حالی که اسلام همواره از همگرایی فرهنگ‌ها و اقوام مختلف استقبال کرده است.

نتیجه چنین سیاست‌هایی، ایجاد فضای بی‌اعتمادی و ترس میان مسلمانان بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها از بیم متهم‌شدن به ارتداد، حتی از گفت‌وگو با همسایگان خود پرهیز می‌کردند. این وضعیت با آرمان جامعه اسلامی که بر محبت و برادری استوار است، در تضاد قرار دارد.

تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که داعش و گروه‌های وابسته به آن نه‌تنها خدمتی به وحدت امت اسلامی نکرده‌اند، بلکه با ایجاد تفرقه، راه را برای دخالت دشمنان اسلام هموار ساخته‌اند. داعش نه‌تنها حقیقت اسلام را تحریف کرده، بلکه با استفاده از ابزارهایی چون تکفیر، خشونت و ترس، جامعه اسلامی را از درون تضعیف کرده است.

نکته اساسی این‌ست که امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازتعریف مفهوم واقعی وحدت اسلامی در پرتو قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستیم؛ وحدتی که به معنای یک‌نواختی فکری نیست، بلکه مبتنی بر احترام متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز میان مسلمانان است زیرا اسلام دین عدالت، رحمت و برادری است، نه دین خشونت، تکفیر و تفرقه، چنان‌که داعش آن را معرفی کرده است.

Exit mobile version