تحلیل تاریخی- فلسفی پدیده داعش: از نظریه تا عمل!

احسان ساجدی

سیر تحولات تاریخی نشان می‌دهد که از ابتدای خلقت، انسان همواره در تقابل میان فطرت الهی و تمایلات نفسانی قرار داشته است. این تقابل ذاتی که در قرآن کریم به صراحت در آیات «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» (شمس: 7-8) به آن اشاره شده، بیانگر این است که جوامع انسانی در طول تاریخ میان مسیر هدایت و ضلالت بسر می‌برند.

در این مسیر پرچالش، پیامبران الهی به عنوان مربیان و راهنمایان بشریت مأموریت یافتند تا با تعالیم وحیانی، انسان را از ظلمات جهل به نور معرفت رهنمون سازند. در نهایت بعثت خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) به عنوان نقطه عطفی در این مسیر، کامل‌ترین نظام هدایت را در قالب «اسلام ناب محمدی» به بشریت عرضه نمود. با این حال، به دلیل ضعف‌های ذاتی بشر و غلبه هوای نفس، جامعه اسلامی نیز از گزند انحرافات مصون نماند.

پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص)، اگرچه خلفای راشدین با الگوگیری از سیره نبوی کوشیدند مسیر پیامبر اکرم(ص) را تداوم بخشند، بعد از آن به تدریج شاهد بروز اختلافات عمیق سیاسی و سپس عقیدتی بودیم. در این میان، خوارج به عنوان نخستین جریان افراطی تاریخ اسلام، با شعارهای ظاهرالصلاح ولی در باطن انحرافی مانند «لا حکم الا لله» و با تفسیرهای سطحی و غیر واقعی از مفاهیم دینی، بنیان‌گذار اندیشه‌های تکفیری شدند. این روند انحرافی در سده‌های بعدی تداوم یافت و در نهایت بستر فکری مناسبی برای شکل‌گیری جریان‌های تکفیری معاصر مانند داعش فراهم آورد.
گروهک انحرافی موسوم به (داعش) که در سال 2014 میلادی اعلان خلافت نمود، در حقیقت محصول نهایی این سیر تاریخی انحراف فکری است. این گروه با ادعای بازگشت به «سلف صالح» و با تفسیری کاملاً تحریف‌شده و انحرافی از مفاهیم اسلامی، مرتکب جنایات سازمان‌یافته‌ای شد که کوچک‌ترین شباهتی با تعالیم اسلام ناب محمدی(ص) نداشت.

نکته حائز اهمیت این است که داعش صرفاً یک پدیده خودجوش نبود، بلکه در چارچوب پروژه‌ای بزرگتر توسط قدرت‌های کفری جهان طراحی و حمایت شد. این گروه به عنوان ابزاری در دست بازیگران جهان غرب عمل می‌کرد تا اهدافی همچون مشروعیت‌زدایی از اسلام سیاسی، توجیه حضور نظامی در خاورمیانه و ایجاد تفرقه میان مسلمانان را محقق سازد. حمایت‌های مالی و نظامی برخی کشورهای منطقه‌ای از داعش و تبلیغات رسانه‌ای هدفمند برای بزرگنمایی این گروه، گواه این ادعاست.

از سوی فعالیت‌های داعش تأثیرات مخربی بر صحنه بین‌المللی گذاشت. که افزایش موج اسلام‌ستیزی در غرب، تنها بخشی از پیامدهای شوم این گروهک انحرافی بود. امروزه اگرچه داعش از نظر نظامی تضعیف شده، اما بررسی علمی این پدیده از چند جهت حائز اهمیت است: اول آنکه به درک بهتر ماهیت گروهک‌های انحرافی مدرن کمک می‌کند. دوم آنکه هشداری است درباره پیامدها و تفسیرهای نادرست و انحرافی از دین و سوم آنکه نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های بزرگ جهانی از گروه‌های انحرافی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند.

در پایان باید تأکید کرد که مقابله مؤثر با چنین پدیده‌ای نیازمند آگاهی‌بخشی به مسلمانان به ویژه نسل جوان درباره ماهیت انحرافی این گروه‌ و تبیین مبانی اصیل اسلامی است.

Exit mobile version