تمدن اسلامی؛ میراثی برای بشریت و الگویی میان معنویت و پیشرفت! بخش سوم

عاطف

عصر پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وسلم

در این جا می‌خواهم یک سوال مهم را مطرح کنم و آن اینکه آیا نیاز بود در آن عصر که ظلمت، تاریکی، ظلم و جور به اوج خود رسیده بود، پیامبری مبعوث شود تا پایان برای جهل، نادانی و وحشی‌گری باشد؟

در جواب باید گفت، بعثت پیامبر ضرورتی مهم و نیازی طبیعی و فطری انسان‌ها بود زیرا کتاب آسمانی به تنهایی و بدون معلم برای رهنمایی بشر کما آنکه باید مؤثر باشد، تأثیرگزار نخواهد بود به همین منظور الله تعالی برای تبیین راه و هدایت مردم به سوی حق و ارائه راه صواب از ناصواب، پیامبری را مبعوث کرد تا حقیقت بر همگان روشن گردد.

بعثت یعنی سرآغاز مبارزه علیه هر گونه شرک و انحراف فکری، عقیدتی، عملی و خرافات؛ و به معنی پیکار با انواع ناهنجاری‌هایی که در تضاد با تمدن اسلامی است.

بر اساس دیدگاه‌های قرآنی، احادیث نبوی و منابع تاریخ اسلام باید بررسی گردد که بعثت پیامبر و رویکرد مؤثر ایشان در هدایت و تغییر وضعیت فکری، اجتماعی و فرهنگی مردم جزیرة العرب چگونه توانست بر مردمی نقش داشته باشد که در فرهنگ آن‌ها بی‌عدالتی، تفاخرات قومی و نژادی، برده‌داری، زنده به گور کردن دختران، غارت، پیمان‌شکنی، قتل و خوردن مردار از موارد رایج زندگی روزمره بوده است و در ضلالت آشکار به سر می بردند.

خلاصه اینکه انسان‌ها در عصری زندگی می‌کردند که بشریت را فضای کینه‌توزی، کراهیت، اختلاف، عصبیت و صدها مظالم و مفاسد دیگر، پر کرده بود. هر شخص و هر قوم خود را بر شخص و قوم دیگر برتر و بهتر می‌دانست و ملاک برتری خود را در قوم، نژاد قبیله و رنگ می‌دانستند.

Exit mobile version