حمایت مردمی از نیروهای افغان و روحیهٔ بلند دفاع از کشور!

خلیل

راز ماندگاری و تداوم اقتدار یک نظام اسلامی راستین نه در قدرت نظامی و نه در حمایت‌های بین‌المللی نهفته است بلکه به این بستگی دارد که نظام حاکم تا چه اندازه در تمامی سیاست‌های خود به اصول اسلامی پایبند باشد و مردم تا چه حد از او راضی و پشتیبان وی باشند. در منازعه‌ای که اکنون میان افغان‌ها و رژیم نظامی پاکستان در جریان است، دو طرف در برابر هم صف آرایی کرده‌اند: از یک سو رژیمی که با زور و فزون‌خواهی ارتش مزدور، قراردادی و پروژه‌ای را برای نیل به اهداف بیگانگان به میدان آورده و می‌کوشد تا با این کار، توان نظامی خود را برای دریافت پروژه‌ها و دالرهای بین‌المللی ثابت سازد و تمام مشکلات و ضعف‌های درونی‌اش را با نهایت بی‌شرمی پنهان سازد.

در سوی دیگر، مجاهدان نظامی اسلامی قرار دارند که برای دفاع از میهن خویش به جهاد برخاسته‌اند؛ میهنی که پشت سر آن کاروان شهادت مظلومانهٔ صدها غیرنظامی بی‌گناه در جریان است. این کودکان، زنان و سال‌خوردگان را در ماه مبارک رمضان هیچ نظامی آمریکایی، غربی یا انگلیسی در خانه‌های شان به شهادت نرسانده است بلکه این کار را «قدرت اتمی» انجام داده که ادعای دهمین قدرت جهان را دارد و فرماندهان رژیم نظامی‌اش همواره خود را در برابر جهانیان، به بهایی ناچیز، به عنوان قاتلانی مزدور به حراج گذاشته‌اند که آخرین نمونه‌اش پیشنهاد اعزام نیرو به غزه برای حمایت و نجات ارتش اشغالگر اسرائیل بود.

این ارتش نه تنها سابقه‌ای در نجات، رفاه و حمایت از ملت خود ندارد بلکه برعکس، همواره سلاح‌ها و پروژه‌های خود را بر روی تمام مردمان غیرپاکستانی آزموده و تاریخچه‌ای چنان پست دارد که حتی زن مسلمانی چون عافیه صدیقی را نیز به آمریکا و دیگر بازارهای دالری عرضه کرده است. همین اکنون در پاکستان از برگزاری تظاهرات و اعتراضات متعددی که هدف شان محکومیت سلطهٔ گروه خاصی از نظامیان پاکستانی، حمله‌های وحشیانه به افغانستان و مطالبهٔ حقوق شهروندی است، جلوگیری می‌شود. آن‌ها نه رسانه‌ها را اجازه می‌دهند و نه تحلیلگران سیاسی را؛ تا صدایی در برابر سیاست‌های ظالمانه و ضدافغانی ارتش برآورند و به هیچ‌یک از اصول و معاهدات بین‌المللی که خود به آن باور دارند و به امید جهانی‌شدن امضا کرده‌اند، احترام نمی‌گذارند.

در سوی دیگر نیروهای امنیتی افغان با حملات انتقامی، خون خواه ملت مظلوم خود هستند و برای دفاع از خاک پاک خویش برمی‌خیزند؛ همان خاکی که دیروز آن را با جان‌فشانی و ایثار از چنگال سخت و نظام‌مند اشغالگران ناتو و آمریکا نجات دادند و صفحه‌ای زرین دیگر از فتح و پیروزی را در تاریخ ثبت کردند.

تمام تحلیل‌گران نظامی و ناظران جهاد بیست‌سالهٔ گذشته در شگفتند که چگونه طالبان با دست خالی و در شرایطی غیرممکن توانستند بار دیگر حاکمیت نظام اسلامی را بر خاک خود مستقر سازند و اصول امارت اسلامی را بر خود و جامعه حاکم کنند در حالی که تمام جهان در مخالفت با آن‌ها صف‌آرایی کرده بود؟ پاسخ این پرسش بسیار ساده است: این مبارزه از حمایت آشکار و پنهان عمیق مردمی برخوردار بود.

بدون پشتیبانی مردم، هرگز ممکن نبود آن لشکری که سلاح و تجهیزاتش با تکدی‌گری فراهم می‌شد، در برابر پیشرفته‌ترین و خطرناک‌ترین تکنالوژی نظامی جهان پیروز شود. این واقعهٔ تاریخ معاصر به رژیم و نظامیان پاکستانی درس می‌دهد که جنگ‌ها با روحیه و عقیده گره خورده‌اند و مهم‌ترین رمز تداوم آن، حمایت قاطع مردمی است. از آن روزی که نیروهای دلیر افغان عملیات انتقامی «رد الظلم» را برای دفاع از خاک و ملت خود آغاز کردند هم‌زمان در سراسر کشور، گردهمایی‌های حمایت مردمی برپاست؛ مردم به گردن نیروهای دفاعی خود گل می‌اندازند، برایشان افطار مهیا می‌سازند و دعا می‌کنند.

این تفاوت آشکار که از یک جانب مردم در حال گریز است و به آن‌ها به چشم اهریمن و قاتل می‌نگرند و جانب دیگر، نیروهای امنیتی خود را فرشتگان نجات و رهایی‌بخش خویش می‌دانند، پیامی روشن دارد و آن این‌که دیگر هیچ‌کس نباید با نیت بد و به قصد تجاوز به افغانستان بنگرد. امروز در افغانستان نظامی شکل گرفته است که نه با پروژه‌ها، سفارش‌ها و مشورت‌های بیگانه، بلکه بر پایهٔ سیاست اسلامی خویش و حمایت مردمی استوار است؛ نظامی که سابقهٔ شکست امپراتوری‌های بزرگ را در کارنامه دارد و می‌تواند به نوکر‌زادگان و خادمان کوچک آن‌ها درس عبرتی سخت بدهد.

بهتر آن است که رژیم پاکستان به خطاهای خود اعتراف کند، به ملت خود احترام بگذارد، راه‌حل مشکلاتش را در خاک خود جستجو کند و افغان‌های رنجدیده را رها سازد تا در روند پر فروغ کنونی آبادانی و بازسازی میهن خویش نقش‌آفرینی کنند. اگر جز رژیم نظامی، هر کشور همسایه و منطقه‌ای دیگر نیز با امارت اسلامی مسئله‌ای دارد یا از خاک افغانستان احساس تهدید می‌کند، راه درست آنست که آن را به زبان دیپلماتیک مطرح کند تا از طریق تفاهم و تبادل نظر، پاسخی دریافت نماید. امارت اسلامی در این زمینه سیاست خارجی روشنی دارد و در بیش از چهل کشور جهان، نمایندگی‌های رسمی و فعال دارد که هر یک می‌تواند مرکز و آدرسی برای گفتگو باشد.

Exit mobile version