حملات کورکورانه رژیم پاکستان؛ اشتباهی که هزینه سنگینی خواهد داشت!

ساجد

حملات هوایی شب گذشته در بخش‌هایی از کنر و پکتیکا اقدامی نگران‌کننده و غیرقابل چشم‌پوشی است، تداوم چنین حملاتی نشان می‌دهد که رژیم پاکستان همچنان به رویکرد نظامی و استفاده از اقدامات نامعقول به‌عنوان ابزار فشار ادامه می‌دهد؛ رویکردی که نه‌تنها مشکلات موجود را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند منطقه را وارد مرحله تازه‌ای از تنش و بی‌ثباتی سازد.

باید به تصمیم‌گیرندگان این حملات روشن باشد که افغانستان سرزمینی نیست که در برابر تجاوز و ظلم خارجی سکوت کند، مردم افغانستان در طول تاریخ بارها در برابر تجاوز ایستاده‌ اند و تجربه تاریخی این سرزمین نشان داده است که چنین اعمال کورکورانه نتیجه‌ای جز افزایش مبارزه و عمیق‌تر شدن اختلافات نخواهد داشت.

ممکن است این رژیم در اسلام‌آباد چنین حملاتی را اقدامی محدود و کوتاه‌مدت تصور کنند اما هر اقدام نظامی پیامدهای سیاسی و امنیتی خود را دربر دارد، هیچ حمله‌ای بدون هزینه و مسئولیت باقی نمی‌ماند و ادامه این سیاست می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از محاسبات اولیه عاملان آن به همراه داشته باشد، هشدارهای لازم پیش از این نیز داده شده است: ادامه حملات و اقدامات تحریک‌آمیز فضای بی‌اعتمادی را عمیق‌تر کرده و راه‌های حل اختلافات را دشوارتر می‌سازد.

امروز ناامنی‌ها و مشکلاتی که از دست خود همین رژیم پیدا شده می‌خواهند این مشکلات را به گردن همسایه خود بیندازند اگر واقعاً هدف تأمین امنیت و ثبات در منطقه است استفاده مکرر از چنین حملات نظامی نمی‌تواند راه حل پایدار باشد؛ زیرا امنیت با هدف قراردادن مردم عام و تهدید به وجود نمی‌آید بلکه به مسئولیت‌پذیری، احترام متقابل و مدیریت عاقلانه اختلافات نیاز دارد.

تاریخ افغانستان گواه آن است که این ملت در برابر ظلم و تجاوز بی‌تفاوت نمانده است، هر قدرتی که افغانستان را با ضعف یا سکوت اشتباه بگیرد دیر یا زود با واقعیت‌های این سرزمین روبه‌رو خواهد شد کسانی که امروز تصمیم به حمله می‌گیرند باید بدانند که تصمیم‌های نظامی تنها در میدان نبرد سنجیده نمی‌شوند؛ پیامدهای آن‌ها در عرصه سیاست، امنیت، روابط منطقه‌ای و تاریخ نیز باقی می‌ماند.

اگرچه امروز این نظام نابکار هدف آن ضربه زدن به نظام اسلامی افغانستان می‌باشد از یک طرف گروه‌های مخالف و خوارج را در خاک خود پرورش می‌دهد و از طرف دیگر مرتکب جنایات همچون بمباردمان در خاک افغانستان بر بالای مردم عام می‌شود این خیال است و محال است و جنون، به نصرت الله متعال شما هیچگاهی به این خواسته‌های نامشروع خود نخواهید رسید.

باز هم تکرار میکنیم که ادامه این وضعیت می‌تواند روابط میان دو سوی مرز را بیش از پیش متشنج سازد و چرخه‌ای از بی‌اعتمادی و بحران ایجاد کند، از این‌رو مسئولیت جلوگیری از تشدید تنش‌ها بر عهده کسانی است که آغازگر چنین اقدامات تحریک‌آمیزی هستند، توقف حملات و انتخاب مسیر گفت‌وگو عاقلانه‌ترین راه برای جلوگیری از هزینه‌های بیشتر است.

قدرت واقعی در آغاز جنگ و نمایش زور خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی جلوگیری از بحران، احترام به حاکمیت دیگران و پذیرش مسئولیت تصمیم‌هاست، حملات نظامی ممکن است در کوتاه‌مدت نمایش قدرت تلقی شود اما اگر با محاسبه دقیق همراه نباشد، می‌تواند به اشتباهی تبدیل شود که اصلاح آن بسیار دشوار خواهد بود.

بنابراین، حملات اخیر باید یک هشدار جدی تلقی شود، ادامه این سیاست می‌تواند پیامدهای سنگینی برای عاملان آن داشته باشد و آنان را در برابر مسئولیت تصمیم‌های خود قرار دهد، هنوز فرصت برای بازنگری در این رویکرد و جلوگیری از گسترش بحران وجود دارد؛ اما این فرصت با تداوم حملات و اقدامات تنش‌زا هر روز محدودتر می‌شود.

پیام روشن این است: مردم افغانستان خواهان جنگ و تنش نیستند اما زور و ظلم را هم تحمل نمی‌کنند، کسانی که بر ادامه این مسیر اصرار می‌ورزند باید بدانند که هر اقدام مسئولیت و هزینه‌ای در پی دارد و ممکن است روزی از تصمیم‌هایی که امروز با اطمینان اتخاذ می‌کنند پشیمان شوند.

Exit mobile version