شریعت جعلی؛ تحلیل نظام فقهی تحریفشدهء داعش!
پس از بررسی و تحلیل بنیانهای فکری و ایدئولوژیک داعش که ریشههای آن به افکار نادرست خوارج در اعصار کهن و قرون نخستین تاریخ اسلام بازمیگردد این پرسش اساسی مطرح میشود که این گروه تکفیری چگونه کشتارها، عملیات نظامی و سلطه خود را زیر نام دین و شریعت توجیه میکند؟
ایجاد میکانیزم دروغپردازی دینی و ادعای تطبیق «شریعت خالص» بر بنیاد خلافت اسلامی، از ارکان اساسی داعش بهشمار میرفت؛ زیرا این گروه با تکیه بر همین مسیر هم افراد و نیروها را جذب میکرد و هم برای خود در میان مردم و شهرها پایگاه میساخت، آنان از طریق همین میکانیزم، کشتن مخالفان خود را عبادت میدانستند و غصب شهرها و مناطق مردم را «فتح» مینامیدند، با وقاحت و بیشرمی بیسابقهای شریعت را تحریف و جعل کردند.
از همینرو، بررسی نظام فقهی منحرف داعش؛ کلید اساسی برای درک عمق این انحراف است، این مقاله استدلال میکند که داعش بهعنوان گروهی فرصتطلب و منفعتجو از طریق «مهندسی معکوس» عمل کرده است؛ بدین معنا که نخست اهداف سیاسی و نظامی خود را تعیین نمود و سپس با تحریف و جعل متون دینی، برای آن اهداف پوشش فقهی و مذهبی ساخت.
این روند را میتوان در سه محور کلی بررسی کرد:
۱- تحریف در شیوهٔ فهم دین.
۲- تحریف در احکام صادرشده.
۳- تحریف در هدف نهایی شریعت.
نخستین مورد تحریف در شیوهٔ فهم دین بود، داعش برای ساختن فقه دلخواه خود از روشهای پذیرفتهشدهٔ اصول فقه که میان مذاهب اسلامی و مجتهدان بزرگ مورد اجماع است عدول کرد. نخستین و آشکارترین تحریف منهجی داعش نادیده گرفتن سیاق آیات و روایات و اسباب نزول آنها بود.
برای نمونه؛ آنان سیاق و سبب نزول آیات جهادی قرآن کریم را که در پاسخ به تلاشهای جنگی مشرکان و کافران نازل شده بود نادیده گرفتند و همان آیات را برای اهداف شوم خود بهکار بردند تا خشونت بیجا و جنایتهای خویش را علیه هر مخالف سیاسی و فکری توجیه کنند.
این رویکرد بهصورت آشکار با روش پذیرفتهشدهٔ همهٔ مذاهب اسلامی در تعارض است؛ زیرا توجه به زمینه و علت نص، اصل بنیادین برای فهم درست آن بهشمار میرود.
دومین تحریف تعطیل کردن مقاصد شریعت بود، فقهای اسلامی بر این اصل اتفاق دارند که هدف نهایی احکام شریعت حفظ دین، جان، عقل، نسل و مال است، اما داعش عملاً این اهداف بزرگ اسلامی و انسانی را پایمال کرد کشتار جمعی بیگناهان، ویرانسازی نهادها و زیرساختها، و ایجاد ناامنیای که بنیان کامل جامعه را از هم میپاشد، در نظام فقهی داعش با بهانههایی چون «آمادهسازی زمین برای تطبیق خلافت» توجیه میشد. این در حقیقت جایگزین کردن اهداف سیاسی و گروهی بهجای مقاصد شریعت بود.
سومین تحریف تکیهٔ عمدی و ساختاری بر روایات جعلی، ضعیف و بیاساس بود، این گروه تکفیری و منحرف برای توجیه اعمال غیرانسانی و غیر اسلامی خود و نیز برای پشتیبانی از باورهای آخرالزمانی و جغرافیایی خویش، غالباً به احادیث و روایاتی استناد میکرد که در کتابهای معتبر رجال و حدیث، سند آنها مردود یا ضعیف دانسته شده است، چنین گزینشی بهروشنی نشان میدهد که معیار داعش صحت سند نبود بلکه میزان سازگاری محتوای روایت با ایدئولوژی و عقیدهٔ از پیشتعیینشدهٔ آنان بود.
بنابراین روشن است که فقه داعش فقهی جعلی و قلابی بود، آنان از آغاز نیت جنایت داشتند و سپس برای آن پوشش دینی ساختند، این فقه برای هدایت مردم تدوین نشده بود، بلکه برای فریب، توجیه تروریسم و گسترش هراس شکل گرفت، درک این میکانیزم دروغپردازی بسیار مهم است؛ زیرا آشکار میسازد که داعش از بزرگترین دشمنان اسلام است و با تحریف دین بیشترین آسیب را به چهرهٔ اسلام وارد کرده است.
مبارزه با چنین تفکر ضد دینی و ضد انسانی، تلاشی فکری میطلبد و صرفاً با سلاح امکانپذیر نیست؛ زیرا باید ذهنهای مردم را از اینگونه برداشتهای جعلی که به نام اسلام عرضه میشوند پاکسازی کرد.










































