داعش؛ بازگشت دوباره خوارج! بخش چهارم

احمد عزیز

مهم‌ترین رخدادها و نبردها

ظهور خوارج در تاریخ اسلامی با چندین رویداد تلخ همراه بود که تأثیرات ژرفی بر تحولات بعدی گذاشت. نخستین و مهم‌ترین این رخدادها، نبرد صفین در سال ۳۷ هجری بود که میان سپاهیان حضرت علی کرم‌الله‌وجهه و معاویه رضی‌الله‌عنه رخ داد. زمانی که جنگ متوقف شد با بالا بردن نسخه‌هایی از قرآن بر نیزه‌ها، پیشنهاد داوری (حکمیت) مطرح گردید. اگرچه این اقدام با نیت پایان دادن به خون‌ریزی صورت گرفت اما بهانه‌ای شد برای اعتراض گروهی از جنگ‌جویان که بعدها به نام خوارج شناخته شدند.

این گروه که در ابتدا به نام حروریه شناخته می‌شد، در منطقه‌ی حرورا گرد هم آمدند و با مسئله‌ی داوری به شدت مخالفت کردند. آنان با شعار «لا حکم إلا لله» هرگونه داوری و حکمیت انسانی را رد می‌کردند و بر این باور بودند که تنها خداوند متعال صلاحیت تصمیم‌گیری در این امور را دارد. این طرز تفکر که نتیجه‌ای از تفسیر سطحی متون دینی بود، به تدریج باعث شکل‌گیری هویت مستقل این گروه شد.

رخداد سرنوشت‌ساز دیگر، نبرد نهروان در سال ۳۸ هجری بود. خوارج که شمار آنان به هزاران تن می‌رسید، به مناطق مختلف حمله‌ور می‌شدند و مسلمانان عادی را مورد آزار قرار می‌دادند. آنان مسلمانان را تکفیر می‌کردند، خود را تنها نمایندگان راستین اسلام می‌دانستند و هیچ مخالفتی را تحمل نمی‌کردند.

حضرت علی کرم‌الله‌وجهه برای حفظ امنیت عمومی و جلوگیری از ادامه‌ی خون‌ریزی، ناگزیر شد با آنان وارد جنگ شود. اگرچه نبرد نهروان منجر به شکست نظامی خوارج شد اما تفکرات آنان را به‌طور کامل از بین نبرد. بازماندگان این گروه به مناطق گوناگون پراکنده شدند و به نشر و گسترش باورهای خود ادامه دادند.

یکی از پیامدهای مهم این نبردها، تقویت اندیشه‌ی تکفیر بود. پس از نهروان، خوارج بر افراط‌گرایی و خشونت بیش از پیش پافشاری کردند و حتی برای ترور شخصیت‌های برجسته‌ی اسلامی دست به اقدام زدند. شهادت حضرت علی کرم‌الله‌وجهه به دست عبدالرحمن بن ملجم، نمونه‌ی نهایی این خشونت‌ها بود.

این رویدادها نشان می‌دهند که چگونه یک اختلاف ابتدایی می‌تواند به مرور زمان به بحرانی گسترده تبدیل شود. خوارجی که در آغاز، گروهی کوچک و معترض بودند به تدریج به جنبشی تبدیل شدند که امنیت جامعه‌ی اسلامی را تهدید می‌کرد. بررسی این وقایع تاریخی، این درس را به ما می‌آموزد که در دوران معاصر چگونه باید با پدیده‌های مشابه برخورد کنیم و از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری نماییم.

پس از نبرد نهروان، خوارج به‌صورت یک جنبش زیرزمینی به حیات خود ادامه دادند. آنان در مناطق دورافتاده و مرزی چون اهواز، کرمان و سیستان پایگاه‌هایی ایجاد کردند و حملات خود را ادامه دادند. این پراکندگی جغرافیایی سبب شد که شاخه‌های مختلفی از خوارج مانند ازرقه، نجدات و صفریه پدیدار شوند. هرچند میان این شاخه‌ها در اندیشه و روش مبارزه تفاوت‌هایی وجود داشت، اما همگی بر اصول بنیادین خوارج وفادار ماندند.

در طول تاریخ، خوارج بارها علیه حکومت‌های مرکزی شورش کردند. مشهورترین قیام‌های آنان، یکی به رهبری ابوبلال مرداس بن ادییه در بصره و دیگری به رهبری نافع بن ازرق در اهواز رخ داد. اگرچه این شورش‌ها همواره به شکست انجامیده است اما نشان داد که اندیشه‌ی «بیگانگی» خوارج به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است. مبارزات آنان عمدتاً بر پایه‌ی حملات ناگهانی به شهرها استوار بود، نه بر شیوه‌ی جنگ‌های منظم.

میراث فکری خوارج در سراسر دنیای اسلام باقی ماند. سادگی در دین، تکفیر مخالفان و شورش علیه حاکمان سه ویژگی بارز این گروه بود که از نسل‌های اولیه‌ی خوارج به نسل‌های بعدی منتقل شد. این ویژگی‌ها امروزه نیز در افکار گروه‌های افراطی قابل مشاهده‌اند و نشان می‌دهند که چگونه یک ایده می‌تواند در طول تاریخ بار دیگر بازتولید شود و به اشکال نوین ظهور یابد.

Exit mobile version