بر همگان آشکار است که اعلام خلافت ابوبکر بغدادی بدون مشورت با علماء و گروههای جهادی صورت گرفت و علما هرگز با تشکیل چنین گروهی که به نام اسلام زیان میرساند، موافق نبودند. حتی با شیخ ایمن الظواهری، رهبر مجاهدین القاعده نه مشورتی انجام شد و نه برای تشکیل این فرقه گمراه از او اجازه خواسته شد و نه او با این گروه موافق بود.
ابومحمد المقدسی، عالم بزرگ سلفی جهادی زمان در آن ایام فرمود: به خدا سوگند دروغگو، بداخلاق و خیانتکاری همچون داعش ندیدهام. خلاصه اینکه پس از اعلام خلافت این گروه منفور، به تمام گروههای جهادی دستور انحلال داده شد و اعلام گردید که بر همگان لازم است با رهبر این گروه بیعت نمایند.
تمامی گروههای جهادی به شمول القاعده (زیرا از ریشه این فرقه گمراه آگاه بودند و میدانستند که برای نابودی اسلام و مسلمانان و ایجاد اختلاف و تفرقه میان آنان تشکیل شده است) نه تنها بیعت نکردند، بلکه نارضایتی و مخالفت خود را اعلام نموده و در برابر خواستههای افراطی و تکفیری آنان تسلیم نشدند.
پس از آنکه خوارج عصر (داعش) در سوریه و عراق، نیروهای جهادی و مسلمانان را تضعیف نموده و نقشه نابودی تمام گروههای جهادی را در همه مناطق آغاز کرد، وحدت مسلمانان را تا حد زیادی از بین برد. این گروه برای نابودی مجاهدین و از میان بردن وحدت مسلمانان، در دیگر مناطق بهویژه در افغانستان و پاکستان نیز اقدام نمود و به شبهات ناسالم و انتقادات نابجا پرداخت.
در حقیقت ایجاد و تأسیس داعش از ابتدا تاکنون، تنها و تنها برای نابودی گروههای جهادی اصیل و برهم زدن وحدت مسلمانان بوده و هست. همچنین این موضوع بر هیچکس پوشیده نیست که کفار بهویژه صهیونیستها، برای احیا و تقویت آنان از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیده و نخواهند ورزید.
پس بر تمامی علما، اساتید، نخبگان و داعیان دین لازم است که عموم مسلمانان، بهویژه جوانان را از اهداف سوء و توطئههایی که این ناآگاهان دارند و بر آن پافشاری میکنند، آگاه سازند؛ مبادا افرادی تندرو و ناآگاه از دین همچون گذشته در تاریخ اسلام وحدت، انسجام و قدرت مسلمانان را از بین ببرند.










































