داعش؛ خلافتی بی‌خلیفه! بخش دهم و پایانی

سروش نیک‌سیر

آینده‌ی داعش؛ آیا این گروه واقعاً نابود شده است؟

با سقوط سلطه‌ی فیزیکی داعش در عراق و سوریه، تصور خلافت این گروه افراطی نیز به پایان رسید؛ یعنی ساختار ظاهری و منابع اقتصادی‌اش از هم فروپاشید. دیگر گروهی به نام داعش نمی‌تواند به‌طور علنی در یک منطقه‌ی مشخص به کشتار، غارت و ترور ادامه دهد؛ چراکه نقاب دروغین آن از چهره‌اش افتاده و ماهیت واقعی‌اش برای همه آشکار شده است.

اما از آن پس، حیات پنهان و زیرزمینی این گروه آغاز شده است. امروز داعش نه به‌عنوان یک دولت خودخوانده، بلکه به‌صورت شبکه‌ای پراکنده از سلول‌های خفته در سراسر جهان حضور دارد. با اینکه آخرین پایگاه‌های این گروه در سال ۲۰۱۹ در منطقه‌ی باغوز سوریه سقوط کردند، اما ایدیالوژی خشن و خشونت‌بارشان هنوز در تاریکی و پنهان‌کاری در حال رشد است. همین امر، روند مقابله با آن‌ها را بسیار پیچیده‌تر کرده است؛ زیرا دیگر هدفی متمرکز برای حمله وجود ندارد.

باید گفت آنچه از ایدیالوژی داعشیان خوارج باقی مانده است، بسیار خطرناک‌تر از بقایای نظامی آن‌ها می‌باشد. این گروه توانسته است از طریق فضای مجازی، پیام خود را به گوش جوانان ناراضی در سراسر جهان برساند. ویدیوهای تبلیغاتی داعش که زمانی در سطح جهانی شناخته‌شده بودند، اکنون در بسترهای کوچک‌تر و پیام‌های رمزگذاری‌شده منتشر می‌شوند.

تحلیل‌گران بر این باورند که داعش استراتژی خود را از «حاکمیت جغرافیایی» به‌سوی «افراط‌گرایی مجازی» تغییر داده است. آن‌ها دیگر نیازی به تسخیر شهرها ندارند، بلکه با الهام‌بخشی به افراد تنها و مستعد در غرب، تلاش می‌کنند عملیات‌هایی را سازمان دهند. همین شیوه، مبارزه با آن‌ها را به چالشی پیچیده و چندلایه بدل کرده است.

یکی از نگرانی‌های اصلی اردوگاه‌های پناهجویان در سوریه و عراق است؛ جایی که هزاران زن و کودک مرتبط با داعش نگهداری می‌شوند. اردوگاه‌هایی همچون «الهول» در سوریه، به مرکز نشر ایدیالوژی افراطی بدل شده‌اند. کودکانی که در چنین محیطی رشد می‌کنند، نسل جدیدی از خوارج افراطی هستند که در آینده می‌توانند تهدیدی جدی برای امنیت کشورهای مختلف باشند.

بسیاری از کشورهای غربی، از پذیرش اتباع خود که به داعش پیوسته بودند سر باز زده‌اند؛ و این بی‌توجهی ممکن است در آینده بحران‌های امنیتی تازه‌ای را رقم بزند. در خاورمیانه همان شرایطی که زمانی زمینه‌ساز ظهور داعش بودند، هنوز پابرجا هستند: فقر، تبعیض، دولت‌های ناتوان و فقدان عدالت اجتماعی. تا زمانی که این عوامل وجود دارند، راه برای ظهور گروه‌های مشابه هموار است. تجربه‌ی داعش نشان داده است که تنها با خشونت و سرکوب‌گری نمی‌توان افراط‌گرایی را ریشه‌کن کرد. برای جلوگیری از گسترش آن، باید به ریشه‌های فکری و اجتماعی آن پرداخت.

آینده‌ی داعش را می‌توان در دو سناریو متصور کرد: یا به‌عنوان یک گروه فرعی که گه‌گاه حملات ناگهانی انجام می‌دهد، یا به شکل یک جنبش که در زمان مناسب، دوباره سر برمی‌آورد. آنچه مسلم است این‌ست که داعش هنوز به‌عنوان یک ایدیالوژی زنده است. داعش «یک انحراف معاصر» است که از بحران‌های جهان حاضر تغذیه می‌کند. شکست کامل این گروه، نیازمند راهبردی چندبُعدی است؛ راهبردی که هم با افراط‌گرایی مبارزه کند و هم بیماری‌های اجتماعی‌ای را درمان کند که زمینه‌ساز آن شده‌اند.

Exit mobile version