راه‌های جذب اندیشه افراطی! بخش نخست

بشیر لیوال

داعش چگونه افراد را به افراط‌گرایی می‌کشاند؟

خوارج معاصر یا گروه افراطی داعش با بهره‌گیری از عوامل روانی، اجتماعی و اقتصادی توانست هزاران نفر را در ایدیالوژی افراطی خود گرفتار سازد. این گروه که خود را مدافع واقعی اسلام معرفی می‌کرد، در عمل مفاهیم مقدس دینی را به ابزاری برای فریب افراد آسیب‌پذیر و ناتوان تبدیل کرده بود.

واقعیتی انکارناپذیر است که بسیاری از افرادی که به داعش پیوستند، حتی درک کامل و عمیقی از اسلام نداشتند و بیشتر تحت تأثیر وعده‌های اقتصادی یا احساس بی‌عدالتی قرار گرفتند. چرا کسی که معنای واقعی اسلام را به‌درستی دریافته باشد، هرگز در دام افراط و تفریط گرفتار نمی‌شود.

داعش از این خلأهای فکری و هویتی سوءاستفاده کرد و برای جوانان ناامید، تصویری تحریف‌شده از دین ارائه داد؛ تصویری که در آن خشونت و تندروی نه‌تنها مجاز بلکه مقدس جلوه داده می‌شد. خوارج از راه‌های گوناگون جوانان را به گمراهی کشاندند که یکی از مؤثرترین ابزارهای آن، استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بود.

این گروه با تولید محتوای تبلیغاتی حرفه‌ای و هوشمندانه، پیام افراطی خود را از طریق پلت‌فرم‌هایی مانند تلگرام، فیسبوک و توییتر به سراسر جهان رساند. آن‌ها با ایجاد گروه‌های پنهانی و رمزگذاری‌شده، نه‌فقط تبلیغات انجام می‌دادند بلکه برنامه‌ریزی برای ترور و حملات ویران‌گر نیز از همین طریق انجام می‌شد.

به‌عنوان نمونه در برخی کشورهای آسیایی مانند اندونزی، زنان تنها و آسیب‌پذیر به دلیل وعده‌های «زندگی بهتر» و «ازدواج» در دام این گروه گرفتار شدند و حتی برخی از آنان تمایل خود به انجام قتل‌عام‌های گروهی را نشان دادند. این نشان می‌دهد که داعش به‌هوشیاری از احساس تنهایی، محرومیت و بی‌پناهی به‌عنوان ابزار جذب و فریب استفاده می‌کرد.

علاوه بر فضای مجازی، داعش از بحران‌های اجتماعی و اقتصادی نیز بهره‌برداری کرد. در مناطق محرومی مانند تاجیکستان یا برخی کشورهای آفریقایی، جوانان بی‌چیز، بی‌کار و ناامید که هیچ آینده‌ای برای خود متصور نمی‌دیدند، در برابر وعده‌های پول و قدرت تسلیم شدند و به این گروه پیوستند. خوارج جدید با نمایش مظلومیت، دامن‌زدن به نفرت و دشمن‌سازی، حس انتقام را در دل این جوانان بیدار کردند.

جالب آن‌که پس از پیوستن به داعش، بسیاری دریافتند که نه‌تنها وعده‌های اقتصادی محقق نشده بلکه در تله‌ای مرگبار گرفتار آمده‌اند.

اما خطرناک‌ترین شیوه داعش این بود که به این افراد یک هویت نوین و جایگزین ارائه می‌داد. این گروه به پیروان خود القا می‌کرد که آنان بخشی از «امت بزرگ اسلامی» و سربازان خدا هستند؛ همین باور باعث می‌شد که خشونت نه‌تنها مجاز بلکه یک وظیفه الهی تلقی گردد.

این راهبرد روانی به‌ویژه بر جوانان تازه‌کار که در جست‌وجوی معنا، هویت و ارزش بودند، تأثیری عمیق گذاشت. داعش حتی از نشانه‌های قیامت، نمادها و شعارهای خاص استفاده می‌کرد تا پیروان خود را متقاعد سازد که در آستانه یک «جنگ مقدس جهانی» قرار دارند.

در نهایت، تجربه داعش نشان می‌دهد که مقابله با افراط‌گرایی صرفاً با عملیات نظامی ممکن نیست؛ برای مهار این پدیده باید ریشه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی آن شناسایی شود و به جوانان آموزش، امید و فرصت‌های واقعی داده شود تا گروه‌های خوارج نتوانند آنان را زیر نقاب دین به خدمت اهداف شیطانی خود بگیرند.

Exit mobile version