رژیم نظامی پاکستان در محور شرارت وفساد!

اجمل فرید

با نگاهی به تاریخ نزدیک به نیم‌قرن شکل‌گیری و تداوم کشور همسایه پاکستان، به وضوح آشکار می‌شود که این کشور نه تنها نسبت به افغانستان، بلکه در قبال سایر همسایگان نیز هیچ‌گاه حسن نیت نداشته و همواره اصول همسایگی شایسته را زیر پا گذاشته است.

علاوه بر این، زشت‌ترین وجهش اینست که هیچ‌گاه به ندای قلب و خواسته‌های مشروع مردم خود گوش نسپرده است. احتمالاً پشتون‌ها (اهل خیبرپختونخوا) اکنون از تمامی حقوق محروم بوده و زیر سایه ستم نظام پاکستان روزگار می‌گذرانند‌ و همچنین سایر اقوام به جز پنجابی‌ها از حقوق اولیه و مزایای خود محروم هستند.

این کشور که همواره تحت کنترل فوج بوده و در پشت آن، حکومت‌های نظامی حاکمیت داشته‌اند؛ نه تنها سربازان خود را به هر قیمت به استعمارگران و قدرت‌های ذی‌نفع جهان در قبال پول و معاملات به اجاره می‌دهد، بلکه اقدامات مصنوعی متعددی نیز انجام می‌دهد تا خود را مظلوم جلوه داده و به اصطلاح، چهره‌ای ملی ارائه دهد؛ اما افسوس که در حال حاضر تقریباً هر روز به سوی رسوایی در حرکت است.

حکومت‌های نظامی پاکستان برای تحقق خواسته‌های نامشروع خود با ایجاد رعب در میان همسایگان و کشورهای منطقه و لابی‌گری سیاسی، همواره از حمایت گروه‌های خارجی بهره برده و در مقابل، مبارزات مشروع و خواسته‌های مردم را تروریسم نامیده‌اند. در اینجا به برخی موارد اشاره می‌کنیم:

داعش:
داعشی‌های خوارج به عنوان یک فتنه معاصر در سطح جهان، توسط سیا و دیگر سازمان‌های استخباراتی تأسیس شد تا از نام اسلام و شریعت سوء استفاده کند و اکنون از خاک پاکستان به افغانستان و سایر مناطق جهان در زمان‌های مختلف حمله می‌کند. سازمان‌های استخباراتی پاکستان به‌طور منظم نیروهای داعش را آموزش می‌دهند تا از آنها برای اهداف نامشروع خود بهره برده، آن را به عنوان تهدیدی برای همسایگان، منطقه و جهان معرفی کنند و سپس برای سرکوب آنها، پروژه‌های دالری و حمایت‌های راهبردی دریافت نمایند.

شاهد تازه آن، کشته شدن یک فرمانده مهم داعش به نام نصرت (مشهور به موسی پهلوان) در پیشاور بود که مسئولیت یک مرکز تروریستی به نام «پهلوان» را نیز بر عهده داشت. در مناطق امنیتی مهم پاکستان، تکفیری‌های داعش بارها با پشتیبانی فوج و سازمان‌های استخباراتی به کابل و مناطق اطراف اعزام شده و اسناد پاکستانی همراه آنها کشف شده است.

اسرائیل:
از نظر طرح و برنامه هیچ تفاوتی بین رژیم نظامی پاکستان و رژیم صهیونیستی اسرائیل وجود ندارد، زیرا رفتار هر دو رژیم در غزه و بسیاری از مناطق و زندان‌های خیبرپختونخوا مشابه است. علاوه بر این، دولت پاکستان به خاطر بهبود روابط با آمریکا، با اسرائیل روابط نزدیک و دوستانه برقرار کرده است.

سال گذشته در هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل در هنگام سخنرانی نخست‌وزیر اسرائیل، نمایندگان بسیاری از کشورهای اسلامی و غیراسلامی به نشانه اعتراض خارج شدند، اما هیئت پاکستانی در جای خود نشسته بود و با این حضور داوطلبانه، تمام جنایت‌های اسرائیل در غزه را تأیید کرد. حتی تا امروز نیز وزارت امور خارجه پاکستان نمونه کوچکی از محکومیت اسرائیل یا حمایت از مردم فلسطین در قبال وحشت‌های ارتش اسرائیل در غزه ندارد. احتمال دارد که داعش نیز با میانجی‌گری آمریکا، به عنوان یک گروه اجاره‌ای به اسرائیل پیشکش شده باشد که نمونه‌های آن در سوریه مشاهده شده و بر اساس گزارش رسانه‌ها، در بسیاری موارد موساد از داعش حمایت نموده و امکانات در اختیارش گذاشته است.

بلوچ‌ها:
مبارزه بلوچ‌های آزادی‌خواه و نیروی آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) در پاکستان امر تازه‌ای نیست. انگیزه شکل‌گیری این جنبش، خود رفتار ناشایست، ستم و تجاوز حکومت‌های نظامی پاکستان نسبت به مردم بلوچ به عنوان بخشی از ملت بوده که نهایتاً آنها را به مبارزه مسلحانه سوق داده و تا امروز به عنوان جناحی قدرتمند می‌جنگند و تاکنون صدها نظامی پاکستان را کشته‌اند.

خواسته مشروع آن‌ها دسترسی به امکانات خود، توجه به وضعیت‌شان و آبادی بلوچستان است اما رژیم‌های نظامی همواره با دیده دشمن به آنان نگریسته و اکنون به جایی رسیده که حاکمیت و وجود دولت پاکستان در بلوچستان را به چالش کشیده‌اند.

تحریک طالبان پاکستان (TTP):
تحریک طالبان پاکستان واقعیت دیگری است که نمی‌توان از آن چشم پوشید. یکی از خواسته‌های این گروه، موضوع کنترل بر خاک و امکانات برای بلوچ‌های آزادی‌خواه است اما از سوی دیگر، این یک حرکت دینی نیز هست که خواستار اجرای شریعت اسلامی و رهبری نظام اسلامی می‌باشد.

بدون شک این حق مشروع آنهاست و در تاریخ مبارزات خود، تلفات زیادی به فوج پاکستان وارد کرده و خود نیز قربانی‌های بی‌شماری داده است. اینکه دولت پاکستان اکنون در موضوع مذاکرات، از امارت اسلامی افغانستان کنترل این گروه را درخواست می‌کند، نمونه‌ای از فرار از مسئولیت و بی‌توجهی است. فوج پاکستان هیچ‌گاه خواسته‌ها و پیام‌های TTP را تحلیل نکرده و هیچ آمادگی برای مصالحه سالم با آن نشان نداده است.

به همین دلیل، TTP روز به روز به عنوان یک جنبش مسلحانه پاکستانی در داخل پاکستان قوی‌تر شده و حمایت مردمی گسترده‌ای جذب می‌کند. لازم است حاکمان نظامی این واقعیت تلخ را بپذیرند، با آنها وارد مذاکره شوند و بار آن را به دوش افغانستان نیندازند؛ زیرا امارت اسلامی متعهد است که به هیچ‌کس اجازه استفاده از خاک خود را علیه کشور دیگر ندهد.

افغانستان:
افغانستان هم در مبارزه با سربازان شوروی و هم در جنگ برای استقلال از اشغال آمریکا از پاکستان شکایت دارد و در عین حال سپاسگزار نیز است. شکایت از این بابت که هیچ‌گاه احترامی برای مبارزه استقلال افغانستان قائل نبوده، بلکه برای دستیابی به اهداف خود تلاش کرده و شعار یک افغانستان باثبات تنها قلقله زبان شان بوده است.

سپاسگزاری به این خاطر که به بسیاری از مهاجران افغان پناه داده و میزبانی کرده است. به احترام همین مهمان‌نوازی، افغانستان همواره با دید برادرانه به آن نگریسته و در مبادلات اقتصادی و تجاری، پاکستان را بر هر کشور دیگری ترجیح داده است. اما اکنون که قطع رابطه با محصولات و راه‌های پاکستان اعلام می‌کند، دلیلش خود سیاست‌های نادرست رژیم نظامی پاکستان و دشمنی پنهان با صلح و ثبات حاصل شده در افغانستان است.

پس از حاکمیت مجدد امارت اسلامی در افغانستان، همان‌گونه که شرایط در جهان تغییر کرده، افغانستان نیز تغییر یافته است. در اینجا جنگ نزدیک به چهل ساله به پایان رسیده و برای اولین بار افغان‌ها در صلح و ثبات زندگی می‌کنند. این زمینه مناسبی برای عملی شدن شعار پاکستان بود که می‌گوید ثبات افغانستان ثبات پاکستان است؛ اما برعکس، ثبات افغانستان طبیعت رژیم نظامی پاکستان را خراب کرده و در همین اواخر چندین بار به خاک افغانستان حمله کرده که با پاسخ و حملات تلافی‌جویانه مواجه شده است.

اکنون پاکستان باید درک کند که این گونه سیاست‌های شرورانه هیچ‌گاه جایگاهی ندارد، بلکه چهره پاکستان را در دیدگان جهان و منطقه بیش از پیش بدنام کرده و این کشور در نظر جهانیان سقوط می‌کند.

در نتیجه باید گفت اکنون زمان مناسبی برای تغییر سیاست خارجی پاکستان و احترام به همسایگی فرا رسیده است. سیاست سرمایه‌گذاری بر گروه‌های تروریستی و شعارها نیازمند پایان است. افغان‌ها دریافتند که تنها در صورت وحدت و حمایت از نظام کنونی خود می‌توانند از نفوذ پاکستان و دیگر همسایگان رهایی یابند.

امارت اسلامی در سیاست خارجی اقتصادمحور و متوازن خود، خواستار برقراری روابط بر اساس احترام متقابل با تمام کشورهاست و این زمینه خوبی برای پاکستان است که دیگر زبان زور و تهدید را به زبان دیپلماتیک تبدیل کند. همان‌گونه که در نشست‌های قطر و ترکیه نیز ثابت شد که هیئت افغان به تمام نگرانی‌ها پاسخ داد، اما طرف پاکستانی از گفتگو خارج شد و این ثابت کرد که حکومت مدنی پاکستان اختیار این تصمیمات را ندارد، بلکه گروه خاصی از جنرال‌های فوج پاکستان، این کشور را اداره می‌کنند.

اگر این سیاست پاکستان ادامه یابد، دور نیست که هم اعتماد بین‌المللی خود را از دست بدهد و هم زیر بار قرض‌های سنگین و بی‌ثباتی‌های اقتصادی، مردم خود را به طور کامل از دست دهد.

Exit mobile version