زعامت حاکم و اهداف فروزان آن!

ابو جاوید

پس از دهه‌ها در یک جغرافیای کوچک از امت، نظامی به قدرت رسید که دعای قلب و فریاد زبان هر مؤمن بود/است. این رهبری ثمره‌ی دعاهای مظلومان، گریه‌ها و ناله‌های‌شان بود و تنها آرزوی ساکنان این جغرافیا نبود؛ بلکه آرمان همه‌ی افراد امت بود.

اگر در اینجا خون‌های بی‌اندازه برای رهبری حاکمیت ریخته شد، قربانی‌ها داده شد و جان‌ها سوزانده شد، بیهوده نبوده‌اند؛ همین زعامت موجود، میوه‌ی آن است که هم الگویی از دیانت و اسلامیت است و هم چراغی روشنگر برای سیاست خارجی، داخلی و متوازن می‌باشد. در اینجا اگر اشغال خارجی نابود شد، آن هرج‌ومرج داخلی نیز مهار گردید که با آتش‌های ستم‌گریش، امت مؤمن را می‌سوزاندو تحریف‌کنندگان داخلی نیز ریشه‌کن شدند که مستقیماً عقاید و افکار امت مؤمن را هدف گرفته بودند.

اینکه به‌طور متوالی برای سومین بار، جهان‌خوار جابر در طول یک قرن به افغانستان حمله کرد، دلیلش این‌ست که از ساکنان این جغرافیا می‌ترسد؛ برای بقا و بی‌دینی‌اش هراس دارد؛ زیرا این قوم متدین، پایه‌های امپراتوری جهان‌خوار را متزلزل کرده‌اند. چرا که ملت افغانستان تاکنون در تاریخ خود، غیرت بر دین و شجاعت را ثبت کرده و در میدان جنگ پیروز شده‌است، اما هرگز بردگی جهان‌خواران یا بندگی مادیات را ثبت نکرده است. از این تحلیل، هیچ وجه دیگری متصور نیست.

اما چون پایه‌های قدرت اشغالگر در اینجا محکم نشده و ضمیرهای این امت مؤمن را برای همیشه نخریده‌اند، پس تلاش می‌کنند تا در سرزمین مستعمره، نایبی برای خود بگذارند که ظاهراً ادعای اسلامیت دارد اما در حقیقت زاده‌ی استعمار است.

این تاکتیک به این دلیل موفق است که فردی ضمیر فروش مستعمره را می‌خواهند که در لباس آنها باشد، هم از زبان و هم از فرهنگ‌شان باشد. او را به اوج قدرت می‌رسانند تا ظاهراً لباس افغانیت و اسلامیت را بر تن داشته باشد و با سنت‌های قوم مستعمره نیز آشنا باشد.

این حکومت‌نایب، برای تحریف و دموکراسی همان‌قدر کار می‌کند که غربی‌ها در حضور خود انجام می‌دادند، بلکه حتی بیشتر؛ زیرا آنها دنباله‌روی اسلامیت را نیز به آن می‌چسبانند. این موج خروشان دموکراسی پیش از این نیز به افغانستان سرازیر شده بود و هر زیبایی و زینت افغانستان را تخریب کرده بود اما اراده‌ی خداوند متعال بود که این موج کنترول شد و آن نایب تحریف نیز که تلاش داشت این موج را گسترش دهد، از میان رفت.

نتیجه‌ی اراده‌های پاک این مردم بود که امارت در مقابل این موج سمی مانند سندان ایستاد و در نهایت پیروز شد. امارت هم افتخار شکست غربی‌ها را دارد، هم افتخار ریشه‌کن کردن غرب‌زدگان؛ که هر دو، عقاید و افکار امت مؤمن را هدف گرفته بودند.

اگر دیروز این یک حرکت و جنبش بود، امروز یک زعامت و رهبری است که با حکمت بسیار و همراه با بصیرت سیاسی و دینی، گام‌هایی به سوی یک دولت مستحکم و قدرت‌مند برمی‌دارد تا در سراسر جهان، ریشه‌های غرب‌گرایی و دین مولد غرب (دموکراسی) را برکند و امت را مانند گذشته زیر یک کلمه و کنار یک امیر جمع کند.

اهداف علیای این زعامت همین است و هر فردی با تعهد خود برای این هدف کار می‌کند. این هدف در هر قدم امارت حفظ شده است. آن شایعات فکری خارجی و رافضی که رنگ اسلام را تحریف می‌کنند، سرچشمه‌ای جز خروج از زمان رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلّم ندارند؛ همان‌ها که حتی در مقابل رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلّم نیز آتش حسدشان کنترل نشد و به آن نبی هم تهمت ناعادلانه زدند، در حالی که مشرکان او را به نام «امین» می‌خواندند. اما الحمدلله، این خروج فکری یا فیزیکی تاکنون با تلاش‌های مداوم امارت مهار شده و پس از جنگ‌های سخت در گوشه‌وکنار کشور، سرکوب گردیده است.

Exit mobile version