سایه تاریکی‌ها! بخش سوم

حارث مایار

تحریف مفاهیم دینی برای اهداف سیاسی

در بررسی بنیان‌های نوین و معاصر گروه داعش، باید اذعان کرد که این گروه با بهره‌گیری از روش‌هایی حساب‌شده و برنامه‌ریزی‌شده، مفاهیم اساسی اسلام را به‌صورت نظام‌مند و سیستماتیک برای مقاصد خاص سیاسی خود تحریف کرده است. این گروه با ایجاد یک نظام فکری مستقل و جدا از چارچوب‌های معتبر دینی، از معیارهای پذیرفته‌شده تفسیر و توضیح مفاهیم دینی عبور کرده و تعاریف تازه‌ای ارائه داده است؛ تعاریفی که صرفاً در چارچوب ایدیالوژیک خاص خودشان معنا می‌یافت.

این نظام فکری بدیل و خودساخته، به داعش این امکان را داد تا بدون اعتنا به تفاسیر مسلّم علمای اسلام و معیارهای پذیرفته‌شده شرعی، اقدامات خود را توجیه کند. مقصود از این بنیان‌های نوین، همان تلاش سیستماتیک برای تحریف مفاهیمی چون «خلافت» و «جهاد» است؛ مفاهیمی که این گروه آن‌ها را به شکلی انحرافی بازتعریف و ترویج کرد.

در مورد مفهوم خلافت، داعش مدعی احیای این نهاد تاریخی اسلامی بود اما در عمل، این ادعا هیچ نسبتی با معیارهای اصیل اسلامی نداشت. این گروه با مهارت خاصی، خلافتی را که بر شورا و انتخاب استوار بود، به ابزاری برای گسترش قدرت و نفوذ خود بدل کرد. آن‌ها با ساختن دشمنان خیالی و خلق روایت‌های خاص، تلاش داشتند به اقدامات توسعه‌طلبانه خود مشروعیت بخشند.

به‌عبارت دیگر، داعش با قطع ارتباط خلافت از ریشه‌های اصیل و پذیرفته‌شده آن در اسلام، روایتی نوین از آن ساخت و دوباره احیا کرد؛ دعوای احیای خلافت اسلامی توسط ابوبکر البغدادی نه بر معیارهای شرعی، بلکه بر تفسیر سیاسی و ایدیالوژیک خاص داعش بنا شده بود. در این تعریف جدید، خلافت از معیارهای خلفای راشدین فاصله گرفته و به ابزاری برای گسترش جغرافیایی و سیطره سیاسی بدل شده بود. در واقع، داعش از این مفهوم برای تقویت سلطه‌ی ظالمانه خود بهره‌برداری کرد.

همچنین مفهوم جهاد که در اسلام دارای چارچوب‌های اخلاقی دقیق و حدود شرعی مشخص است، به‌طور کامل توسط داعش تحریف شد. این گروه تمام محدودیت‌های شرعی جهاد را نادیده گرفت و آن را به خشونتی بی‌قید و سازمان‌یافته تبدیل کرد. با استفاده از تفسیر تحریف‌شده از جهاد، داعش کوشید به اقدامات ضداسلامی و غیرانسانی خود رنگ مشروعیت ببخشد.

در این تعریف جدید، داعش حتی ظلم‌ها و جنایات خود علیه مسلمانان را با ادعای مشروعیت دینی توجیه می‌کرد. این غده سرطانی با تولید گسترده محتوای تبلیغاتی نظیر مجلات، فیلم‌ها و بیانیه‌ها تلاش داشت اقدامات ظالمانه و خشونت‌آمیز خود را در قالب «جهاد اسلامی» به نمایش بگذارد.

این گروه منحرف و گمراه برای گسترش افکار خود، به‌شکل گسترده از فناوری نوین و ابزارهای ارتباطی بهره می‌برد. آن‌ها با مهارت، محتوای دیجیتال تولید می‌کردند و با زیرکی از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌نمودند تا پیام خود را به‌گونه‌ای عرضه کنند که برای جوانان جهان جذاب جلوه کند.

از روش‌های مهم داعش، ایجاد یک نظام فکری بسته و انحصاری بود؛ نظامی که تنها تفاسیر و روایت‌هایی را می‌پذیرفت که از سوی گروه تأیید شده بود و هر نوع اندیشه یا تفسیر مخالف، به‌شدت رد و تکفیر می‌شد. این رویکرد پیروان گروه را در یک فضای اطلاعاتی کاملاً کنترل‌شده محصور کرده و تنها یک‌سوی روایت را به آن‌ها نشان می‌داد.

داعش برای کنترل مردم و سرکوب مخالفان، کوشید فضای رعب و وحشت ایجاد کند. با نمایش گسترده خشونت‌های ظالمانه، قصد داشت مخالفان را مرعوب ساخته و پیروان خود را به سوی اطاعت کورکورانه سوق دهد. این گروه با تحریک احساسات مذهبی و عواطف دینی، سعی می‌کرد اعمال خشونت‌بار خود را مقدس و الهی جلوه دهد.

داعش به‌طور نظام‌مند از بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خاورمیانه سوءاستفاده کرد. آنان با وعده عدالت و مساوات، افرادی را جذب کردند که از وضعیت موجود ناراضی بودند. با ترسیم تصویری ایده‌آل از جامعه اسلامی، سعی در فریب مردم و جلب حمایت آن‌ها داشتند.

هرچند این بنیان‌های جدید از نظر ظاهری با اصول سنتی تفاوت دارند، اما از حیث محتوایی با آن‌ها پیوندهایی برقرار کرده‌اند. در نهایت باید تأکید کرد که داعش با تحریف عمیق مفاهیم اسلامی و بهره‌گیری از روش‌های پیچیده روانی و تبلیغاتی، کوشید اعمال ظالمانه و غیرانسانی خود را توجیه کند. این گروه نه‌تنها نماینده اسلام نیست، بلکه بزرگ‌ترین عامل اسلام‌هراسی در جهان امروز به‌شمار می‌رود.

Exit mobile version