سوداگری با دین و مدارس؛ تجارت قدیمی رژیم پاکستانی!

داکتر اجمل

سوداگری سیاسی رژیم پاکستان بر سر ارزش‌های دینی و مدارس خودساخته امر تازه‌ای نیست. دیکتاتورهای نظامی حاکم بر این کشور و برکنارکنندگان دولت‌های مردمی همواره کوشیده‌اند برای حفظ قدرت، منافع شخصی و معاملات با ستمکاران جهانی از دین نیز استفاده‌ی نابجا داشته باشند. مفتیان و مدارس خودساخته تأسیس نموده و سپس آنان را برای جلوه‌ی دینی دادن به دیدگاه‌ها و سیاست‌های سکولار خود به کار می‌گیرند. آخرین نمونه‌ی آن، تقدیر و تمجید مفتیان جامعه‌ی رشید از همان نظامیان و مقامات نظامی بود که دستان‌شان به خون ملت خود و صدها بی‌گناه آغشته است و شبانه‌روز در خدمت بیگانگان برای تروریسم جهانی، داعش و سایر فتنه‌ها مشغول‌ اند.

رژیم نظامی پاکستان در تاریخ خود پیشینه‌ای سیاه از اقدامات ضداسلامی دارد که متأسفانه بارها تکرار شده و بر پیشانی مسلمانان پاکستان داغ ننگی جاودانه نهاده است. در این اقدامات، شهادت‌رسانی لعل‌مسجد، واقعه‌ی مدرسه‌ی حفصه، کشتار پنهان و آشکار عالمان دینی، فروش عافیه صدیقی، ترور اعضای تحریک لبیک و نیز دفاع از رژیم صهیونیستی در مبارزه‌ی جاری فلسطین و پای‌فشاری بر کمک به آن مواردی است که چشم‌پوشی از آن‌ها، به‌راستی گناهی نابخشودنی خواهد بود.

جای تأسف است که مفتیان اجیر نظام همچون مفتی عبدالرحیم این فوج را «اسلامی» می‌خوانند؛ برای دستیابی به منافع شخصی خود با قرآن و حدیث سوداگری کرده و فتوا می‌دهند که مبارزه با «فوج اسلامی» مشروعیت ندارد. مفتیان اجیر جامعة الرشید حتی درباره‌ی امارت اسلامی افغانستان نیز زبان گشوده و در پی آن‌اند تا به خواست رژیم نظامی و اسلام‌آباد، این اندیشه را در اذهان ملت پاکستان جای‌ دهند که گویا امارت اسلامی نظام اسلامی نیست، مسئول تمامی منازعات پاکستان و حامی تحریک طالبان پاکستان (TTP) است. با لب لب سگ آب دریا نجس نمیشود! امارت اسلامی به‌عنوان نظام اسلامی و پاک در سراسر جهان می‌درخشد و عملاً با استقرار نظام اسلامی، صلحی فراگیر در افغانستان برقرار و جنگ نیم‌قرن اخیر را متوقف ساخته است.

اکنون پاکستان ثمره‌ی بذرهای شوم خود را می‌بیند. تحریک طالبان پاکستان (TTP) مسئله‌ای داخلی در خود پاکستان و پیامد ستم و تجاوزی است که گروه‌های خاص قدرت‌طلب در درون فوج، بر خیبر پختونخوا و سپس بر تمامی غیرپنجابی‌ها روا داشته‌اند. مفتی عبدالرحیم گذشته‌ای طولانی از خیانت‌ها و تباهی‌ها دارد. گمان می‌برد با سفر به افغانستان می‌تواند دیگران را فریب دهد، اما امارت اسلامی نیک و بد را به‌خوبی می‌شناسد و عالمان راستین را از عالمان دروغین ساختگی سازمان استخبارات (ISI) به خوبی تشخیص می‌دهد. از این‌رو جایگاه واقعی او را به وی نشان داده و او را مرخص کرد. شاید همین «کسر شأن» به اصطلاح، باعث شده که جامعه‌ی رشید و مفتیان آن، تبلیغات ناروای ضد امارت اسلامی را به دستور نظامیان آغاز کنند که ان‌شاءالله زیان آن دوباره به خود این ایمان‌فروشان و فوج ملت‌کش رژیم اسلام‌آباد بازخواهد گشت.

حقیقت دیگر این است که رژیم پاکستان حتی در شکل کنونی خود نیز از مقبولیت مردمی و در فرهنگ آنان از مشروعیت دموکراتیک محروم است. نخست‌وزیر پیشین به همراه تقریباً تمامی اعضای کابینه و رهبران حزبی، به ناحق در زندان به سر می‌برند. رهبر فوج با بهره‌گیری از اختیارات خود، قدرت خویش را فراتر از نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور برکشیده که در واکنش به آن، بسیاری از اعضای دادگاه عالی و پارلمان نیز استعفا داده‌اند اما رسانه‌های پاکستانی تحت کنترل نظامیان، پرده بر این واقعیت می‌افکنند. با این همه، عالمان درباری ایمان‌فروش، جامه‌ی مشروعیت را به نام دین بر تن آنان می‌پوشانند.

آن‌ها این سخن را فراموش می‌کنند که فوج پاکستان، پیوندهای خود را با تمامی نظام‌های ضداسلامی و اشغال‌گر از جمله اسرائیل، حفظ کرده و رکورد چاپلوسی و تملق‌گویی آنان از رئیس‌جمهور آمریکا، بر کسی پوشیده نیست. با این حساب هیچ دلیلی وجود ندارد که فوج اجاره‌ای پاکستان را «اسلامی» یا حتی «فوج ملی پاکستان» بنامیم بلکه آنان پروژه‌ و دسته‌ای خاص از سیستم قاتلان اجاره‌ای هستند که قربانیان اصلی‌شان، سربازان عادی‌اند.

در پایان می‌توان گفت که جامعة الرشید و مفتیان اجیر آن، نظامی را ستایش می‌کنند که دست دوستی به سوی تمامی صهیونیستان جهان گشوده، صدها عالم راستین را ترور کرده، بدنام ساخته و به کشورهای خارجی فروخته است. آنان، فوج و رژیمی را می‌ستایند که مسئولیت شهادت صدها مسجد، مدرسه، مکتب، اماکن عمومی و شهروندان در خیبر پختونخوا را بر عهده دارد؛ همان فوجی که در مساجد خیبر پختونخوا سگان را به گردش درآورده و بر قرآن کریم قدم می‌نهند.

آنان باید درک کنند که مسلمانان راستین و ملت مسلمان پاکستان، هرگز فریب تملق‌های این مفتیان درباری و چند مدرسه را نخواهند خورد و نه فریب آن رهبران قومی جعلی و ساختگی را که حتی در کوچه و محله‌ی خود ناشناخته‌اند و با حمایت از فوج پاکستان و شعارهای ضد امارت اسلامی افغانستان، ادعای نمایندگی از ملت پاکستان را دارند. امارت اسلامی، نظامی شرعی متشکل از عالمان راستین است و در میان مردم، ریشه‌ای ژرف دارد. هرگز تبلیغات ناروای ایمان‌فروشان، آن را سست نخواهد کرد.

Exit mobile version