شکست قدرت استکبار و پیروزی مقاومت ملت ایران!

سیف‌الدین

در این عصر که جهان در حال بیرون شدن از نظام تک‌قطبی و انحصارگرایی است ما شاهد جریان‌های سیاسی‌ای هستیم که “منطق استکبار و زورگویی” غرب، به‌ویژه آمریکای فرعون‌مسلک را با چالش‌های جدی مواجه ساخته‌اند. این منطق که تنها بر پایۀ زور نظامی، تحریم‌های اقتصادی و دخالت در امور داخلی کشورها استوار است، امروز به سبب مقاومت بی‌نظیر ملت‌های منطقه، کارآمدی خود را از دست داده است.

در همین راستا لحظات پایانی ضرب‌الاجل اخیر رئیس‌جمهور آمریکا به ایران نیز همزمان با شکستی شرم‌آور به پایان رسید؛ آن تهدیدهایی که غوغای تغییرات بزرگ در منطقه به پا کرده بود، بار دیگر در گرداب تحولات دیپلوماتیک ناپدید شدند. این وضعیت نه‌تنها رنگ استکبار آمریکای فرعون‌صفت را از بین برد، بلکه در سطح بین‌المللی این پرسش را دوباره مطرح کرد که آیا سیاست ضرب‌الأجل سخت‌گیرانه هنوز هم مؤثر است، یا این تنها آغازی برای بازی دیگری است که نتیجه‌اش به حد مجادلات لفظی محدود می‌ماند.

تاریخ چند دهۀ اخیر ملت ایران ثابت کرده است که ایستادگی در برابر فشارهای خارجی و تحریم‌های ظالمانه نه یک شعار، بلکه واقعیتی عملی است. با اینکه آمریکا با بهانه‌های گوناگون کوشیده است اقتصاد ایران را فلج و اراده‌اش را سست کند اما این ملت با حفظ استقلال سیاسی و غرور ملی خود نشان داده است که “منطق فشار” در برابر مردمی که فرهنگ غیرت و مقاومت دارند، کارگر نیست. “منطق فشار سیاسی” آمریکا و ادعاهای بی‌حد و مرز استکبار ناکام مانده است زیرا آن‌ها می‌خواهند اراده و منطق خود را بر دیگران تحمیل کنند. اما ملت ایران ثابت کرده است که سرنوشت جهان تنها در کاخ سفید رقم نمی‌خورد.

در ارتباط با بحران‌های جاری خاورمیانه، امارت اسلامی افغانستان به عنوان یک نظام مسئول و مستقل همواره بر این نکته تأکید کرده است که مشکلات منطقه باید از راه گفت‌وگو و احترام متقابل حل شود نه از طریق دخالت‌های قدرت‌های خارجی. این موقف امارت اسلامی که از ثبات کشورهای همسایه حمایت می‌کند و سیاست تفرقه‌افکنی غربی‌ها را رد می‌نماید، نشان‌دهندۀ سیاستی واقع‌بینانه، اسلامی و مستقل است.

اما در مقابل مواضع مستقل ایران و افغانستان، متأسفانه رژیم تحت نفوذ نظامی پاکستان گرفتار بحرانی است که ریشه‌های آن بر “سیاست نیابتی” استوار است. نمونۀ بارز آن اقدامات اخیر شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، به‌ویژه توئیتی است که ابتدا به شکلی ناآگاهانه و با ظاهری دستوری منتشر شد و بلافاصله بر اساس دستورات خارجی اصلاح گردید؛ این توئیت نشان داد که سرنوشت سیاسی آن کشور در اسلام‌آباد رقم نمی‌خورد، بلکه در پایتخت‌های دیگر کشورها نوشته می‌شود.

چنین “سیاست دستوری” به معنای سلب استقلال یک ملت است. مدیریت تحولات سیاسی توسط رژیم تحت نفوذ نظامی پاکستان و قربانی کردن منافع ملی به خاطر خشنودی قدرت‌های خارجی، چیزی است که امروز در سطح منطقه محکوم شده و به عنوان دلیل ناکامی سیاست نیابتی از آن یاد می‌شود.

Exit mobile version