طرح نام‌نهاد صلح ترامپ برای غزه؛ صف‌ها را آشکار کرد!

عبدان صافی

در سیاست جهانی، برخی تصمیمات صرفاً سیاسی نیستند بلکه موقف مذهبی، فکری، اخلاقی و تاریخی یک دولت را نیز عریان می‌کنند. عضویت پاکستان در «هیئت صلح ترامپ برای غزه» از جمله همین تصمیمات است. این یک گام دیپلماتیک عادی نیست بلکه انتخابی است که در آن فوج پاکستان خود را در صف منافع استراتژیک آمریکا و اسرائیل در مقابل امت اسلامی، شعور ملی و موضع تاریخی‌اش قرار داده است.

سیاست خارجی در پاکستان از چندین دهه پیش از کنترل نهادهای مردمی خارج شده و عملاً تابع محاسبات استراتژیک فوج بوده است. در مورد فلسطین نیز، موقف رسمی پاکستان همواره بازتاب احساسات مردمی نبوده، بلکه توسط فوج این کشور مطابق خواست واشنگتن تنظیم شده است. عضویت در «هیئت صلح ترامپ برای غزه» آخرین حلقه از همین تداوم است که در آن ارتش یک بار دیگر ثابت کرد موضوعات حساس جهان اسلامی را برای بقای خود و رضایت سرپرست خارجی‌اش قربانی می‌کند.

این هیئت به اصطلاح «صلح» تحت رهبری ترامپ نه برای صلح، بلکه برای خاتمه دادن به مقاومت فلسطین طراحی شده است. هدف بنیادین این هیئت خلع سلاح حماس، درهم شکستن اراده سیاسی فلسطینی‌ها و قانونی‌سازی منافع امنیتی اسرائیل است. مشارکت در چنین چارچوبی، عملاً حمایت از اشغال اسرائیل و اتخاذ موضعی علیه مقاومت فلسطین است.

خطرناک‌ترین جنبه اینجا، نقش فوج پاکستان است. ارتشی که خود را «قدرت اتمی اسلامی» و «محافظ حرمین شریفین» می‌خواند، در عمل به عامل نیابتی نیروهایی تبدیل شده است که بزرگ‌ترین حامیان کشتار مسلمانان هستند. این تصمیم ارتش نه تنها ثابت می‌کند که از اراده مردم جدا است بلکه نشان می‌دهد که اسلام را تا حد شعار پایین آورده است. برای وفاداری به امت یا بقای آن اصلا کار نکرده است.

اگر کار یک مسلمان یا کشور اسلامی اجرای احکام اسلام، حمایت از مظلوم، مخالفت با اشغال و ایستادن در برابر ظلم است، پس پذیرش عضویت در «هیئت صلح ترامپ برای غزه» در تقابل آشکار با هر اصل بنیادین اسلامی است. ارتش پاکستان در اینجا از اسلام دفاع نمی‌کند بلکه در پی بی‌اعتبارسازی اجتماعی اسلام و امت است. این عملی است که پاکستان را از آخرین پلکان اعتماد در چشم امت اسلامی نیز پایین کشید.

این اقدام فوج پاکستان را نه به عنوان یک دولت مستقل، بلکه به مثابه یک غلام فرمان‌بردار به جهان معرفی کرد. زیرا این تصمیم نمک پاشیدن بر زخم‌های کودکان، زنان و مردم بی‌پناه شهید غزه است. اگر کسی بگوید نقش ارتش برای صلح خواهد بود، باید سخنان روزهای گذشته ترامپ را بشنود که نقش کشورهای عضو هیئت را در آن بیان کرده است؛ همان سخنانی که ثابت می‌کند پاکستان یک بار دیگر نه فرستاده صلح است و نه میانجی، بلکه بخشی از پروژه و روایت ستمگر و اشغالگر است.

پس از تصمیم مذکور، این احساس در میان مردم عمیق‌تر شده که ارتش نماینده ملت نیست، بلکه نیرویی تحمیل‌شده بر ملت است. این احساس که فوج برای آمریکا و اسرائیل تصمیم می‌گیرد اما به عقیده، غیرت و احساسات مردم خود اهمیت نمی‌دهد، سمی‌ترین زهر برای انسجام ملی پیش‌پاشده پاکستان است.

تاریخ این تصمیم را «تلاش برای صلح» نخواهد خواند بلکه آن را سند ذلت سیاسی ارتشی خواهد نامید که پشت شعارهای اسلامی، وفاداری عملی‌اش به واشنگتن و تل‌آویو بود. فوج شاید امروز با زور قدرت، این تصمیم را بر مردم تحمیل کند اما فردا این همان صفحه‌ای خواهد بود که اساس حساب‌خواهی مردمی از ارتش را تشکیل می‌دهد.

پذیرش «هیئت صلح ترامپ برای غزه» برای پاکستان تنها یک اشتباه سیاسی نیست بلکه اعلام رسمی زوال فکری، اخلاقی و اسلامی ارتش است. این تصمیم، این تأثیر را بیش از پیش تقویت می‌کند که فوج پاکستان بخش یا محافظ امت اسلامی نیست بلکه حلقه‌ای از نظم قدرت جهانی علیه آن است. جنبه مثبت این تصمیم برای ارتش پاکستان تنها این‌ست که ابهام موجود در دل‌های مسلمانان درباره آن‌ها پایان یافت و به وضوح مشخص شد که هر کس در کدام صف ایستاده است.

Exit mobile version