ظهور شوم داعش خوارج! بخش نخست

ساجد احمد

در نیمه‌ی نخست قرن بیست‌ویکم، آمریکا به بهانه‌ی حادثه‌ی یازدهم سپتامبر حمله‌ی نظامی خود را بر افغانستان آغاز کرد و سپس با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی به عراق یورش برد، این اقدامات؛ جنگ مرگ و زندگی بزرگی را در آسیای جنوبی و خاورمیانه شعله‌ور ساخت که تا امروز ادامه دارد، این فاجعه صرفاً به استفاده از قدرت نظامی محدود نماند، بلکه فتنه‌های دیگری نیز سر برآورد که موجب آزار و رنج شدید مسلمانان گردید.

در عراق فتنه‌ای تحت عنوان اختلاف میان شیعه و سنی چنان شعله‌ور شد که سراسر خاورمیانه را در آتش گرفت، به منظور شعله‌ور نگه‌داشتن و زنده نگه‌داشتن این فتنه؛ فتنه‌ای دیگر با نام خلافت داعشی ایجاد شد، اگرچه نام خلافت برای مدتی کوتاه امیدی در دل امت پریشان به وجود آورد، اما خیلی زود به دلیل اقدامات غیر اسلامی و غیر انسانی آنان، این امید به یأس تبدیل شد.

این فتنه زمانی برای مسلمانان خطرناک‌تر جلوه کرد که مشخص شد بنیان آن با کانال‌های یهودی و صلیبی پیوند دارد، این بازی اشغال‌گران زمانی بیشتر آشکار شد که بذر آن در خاک پاک افغانستان نیز ظاهر گردید، گروه داعش خوارج در سال ۲۰۱۳ میلادی در عراق موجودیت خود را اعلام کرد و پس از مدتی فعالیت‌هایش در کشورهای مختلف گسترده شد، شماری از افغان‌ها نیز در داخل افغانستان با آنان بیعت کردند.

پس از ظهور این گروه در افغانستان، امارت اسلامی افغانستان برای مدتی با آنان برخوردی نداشت و تنها آنان را زیر نظر گرفت، در آن زمان رهبر امارت اسلامی امیرالمؤمنین شهید ملا اختر محمد منصور رحمه‌الله، طی ارسال نامه‌ای به سران داعش؛ آنان را متوجه وضعیت جهادی افغانستان و شرایط خاص آن کرد و آنان را از موضع امارت اسلامی آگاه ساخت.

داعش در مدت کوتاهی در ولایت‌های مختلف افغانستان نفوذ کرد و در جلال‌آباد، کنر و دیگر مناطق فتنه به پا کرد و علیه امارت اسلامی قیام نمود، امارت اسلامی با توجه به این شرایط، توجه خود را به آنان معطوف ساخت و در مدت نه‌چندان طولانی این فتنه را خاموش کرد.

روزهای پایانی حضور آنان در ولایت‌ها فرا رسید. روابط پنهان داعش با آمریکایی‌ها و رژیم پیشین، به‌ویژه با امرالله صالح در رأس آنان آشکار شد، بارها در جبهه‌های مختلف، زمانی که آخرین سنگرهایشان فرو می‌ریخت و مجاهدین امارت اسلامی آنان را محاصره می‌کردند؛ بالگردهای رژیم قبلی برای نجات آنان می‌آمدند و آنان را به کابل منتقل می‌کردند؛ جایی که در آن‌جا هم مورد درمان قرار می‌گرفتند و هم برای اقامت‌شان مکان فراهم می‌شد.

Exit mobile version