علل و راه‌حل‌های ضعف امت مسلمان در عصر حاضر! بخش نخست

بشام شهید

آن‌گاه که این امت رسالت الهی را به‌گونه‌ای حقیقی بر دوش گرفت، در حقیقت به برترین امت جهان و پیش‌قراول سایر ملت‌ها بدل شد. در سراسر جهان، طاغوت شرک و کفر و تاریکی شر و فساد را به زانو درآورد و قانون صلح، خیر، برادری و وحدت را حاکم گردانید. هر برگ تاریخ گواه قدرت، هیبت، عظمت و خیرخواهی این امت اسلامی است.

اما دریغ که با گذشت زمان، این قوت به‌سبب عوامل گوناگون رو به ضعف نهاد؛ و فرعونیان روزگار از این وضعیت به‌گونه‌ای ناجوانمردانه بهره‌برداری کردند و برای سلطه‌جویی بر جهان، دست‌های خود را به خون آلوده و فساد را گستراندند. امروز ما شاهد همان ظلم، جنایت و سرکوب حق‌گویان از سوی این فرعونیان هستیم که ظلم‌شان را به اقصی‌نقاط جهان گسترده‌اند. باید بدانیم و بپذیریم که تمام شعارهای‌شان ـ همچون مبارزه با تروریسم و امثال آن ـ چیزی جز بهانه‌ای پوشالی نیست؛ هدف اصلی آنان کوبیدن اسلام و مسلمانان است.

امروز به اوضاع کشورهای اسلامی و سرزمین‌های مسلمان‌نشین بنگرید که چگونه خانه‌های‌شان ویران و زنان، کودکان، سال‌خوردگان و جوانان‌شان به بی‌رحمانه‌ترین شیوه‌ها کشته می‌شوند.

اگر بخواهیم از مصیبت‌هایی یاد کنیم که در فلسطین، ایغور، چیچنیا و به‌ویژه در غزه بر مسلمانان رفته است، نه‌تنها یادآوریش دل‌آزار و جان‌گداز است، بلکه اگر صدای ناله‌ها و فریادهای آنان شنیده می‌شد، گویی آسمان‌ها از شدت آن به لرزه درمی‌آمدند.

اگر صفحات تاریخ را ورق زنیم، روشن می‌شود که انگیزه و فلسفهٔ بعثت هر پیامبر الهی، چیزی جز مقابله با سرکشی طاغوت، ظلم ستمگران و فجور فاجران نبود. رسالت آنان پاسداری از حقوق مستضعفان، حمایت از مظلومان و درهم‌کوبیدن غاصبان امنیت بشری بود.

در حقیقت پیروان دین الهی؛ اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم، یاران و تابعین تا زمانی که بر شریعت استوار و بر راه حق ثابت‌قدم بودند، ستون‌های تمدن و مایهٔ خیر و احترام برای بشریت به‌شمار می‌رفتند اما هنگامی که از این راه منحرف شدند، افسوس که خود به سرچشمهٔ دیگری از ناخوش‌بختی و تیره‌روزی جوامع بدل گشتند.

زوال تمدن اسلامی فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر بود. از آن پس، غرب غلبه یافت و انسانیت را در بحران فکری و روحی فروبرد. امروز آن تمدن مادی پرزرق‌وبرق غرب را که می‌بینیم، هرچند چشم‌گیر و فریبنده است اما چون از اخلاق و معنویت تهی است، روح ندارد و جان‌مایه‌ای در آن نیست.

پس اگر مسلمانان بار دیگر آهنگ برخاستن کنند، تنها در صورتی کامیاب خواهند شد که به سرچشمه‌های اصیل بازگردند؛ به دین خداوند متعال تمسک جویند، اعتمادبه‌نفس بیابند، به راه اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم و پیشگامان نخستین بازگردند و به ارزش دین و میراث فرهنگی خویش افتخار کنند. آنگاه می‌توانند عزت و شکوه از دست‌رفتهٔ خویش را بازیابند. اسلام تنها از همان راه نیرومند می‌شود که دیروز مایهٔ اصلاح و شکوفایی آن بود.

۱. نخست‌تر از همه ایمان؛ ایمانی که در قلب مؤمن ریشه بدواند؛
۲. سپس چشیدن شیرینی فداکاری در راه اسلام با جان و مال؛
۳. افتخار به اصول، ارزش‌ها و سنت‌های نیک؛
۴. پیوستگی در دعوت عملی؛
۵. ارائهٔ الگوهای ماندگار مبتنی بر عمل صالح؛
۶. نپذیرفتن هیچ حکمی جز حکم اسلام؛
۷. و سرانجام، استوار ساختن اسلام در تمام ابعاد زندگی.

در بخش‌های آینده، علل ضعف مسلمانان و راه‌حل‌های سازندهٔ آن بررسی خواهد شد.

Exit mobile version