غزوات رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و درس‌های گرفته‌شده از آن‌ها! بخش بیست‌ویکم

ابو ریان حمیدی

تأثیر غزوه بدر بر جزیرة العرب:
غزوه بزرگ بدر با پیروزی بی‌سابقه مسلمانان به پایان رسید، پیروزی‌ای که قدرت نظامی و سیاسی تمام عرب‌ها را به چالش کشید. این نبرد عرب‌ها را کاملاً شگفت‌زده کرد. به‌ویژه یهودیان و منافقین اصلاً خوشحال نبودند که در منطقه مانعی در برابر نیرنگ‌ها، فریب‌ها و دسیسه‌های آنان به‌وجود آمده است. آن‌ها تنها نبودند؛ تمامی دشمنان اسلام از آن پس هماهنگی خود را آغاز کردند و تعهد نمودند که از این پس در برابر مسلمانان به صورت متحد ایستاده و هیچ فرصتی برای پیروزی به آنان ندهند.

ما برای رسیدن به این هدف، هر کدام راهبرد متفاوتی را در پیش گرفتند. هر یک تلاش داشتند تا با شیوه‌ای خاص، از شکوه و اقتدار مسلمانان جلوگیری کنند. در این‌جا به‌صورت مختصر به راهبردهای دشمنان دولت مدینه اشاره می‌شود:

۱. مکه پس از شکست:
قلب مکه جریحه‌دار شده بود، بزرگانش را از دست داده بود اما نمی‌خواست این درد را آشکار سازد و آن را پنهان می‌داشت. حتی گریه علنى را ممنوع اعلام کردند. با این حال آرام نگرفتند، در دل شعله‌های انتقام روز به روز شعله‌ورتر می‌شدند و سرد نمی‌شدند. میزان بغض آن‌ها نسبت به اسلام بیش‌تر شد، نه کم‌تر. آن‌ها آماده‌سازی عمومی را آغاز کردند، قدرت نظامی‌شان را تقویت نمودند، با برخی قبایل پیمان بستند که در نتیجهٔ این تلاش‌ها، غزوه احد پدید آمد. جزئیات آن را در جای خود بیان خواهیم کرد إن‌شاءالله!

علاوه بر این، دین اسلام در مکه با محدودیت‌های بیش‌تری مواجه شد، مسلمانان ساکن مکه با محدودیت‌های شدیدی روبرو شدند، بسیاری ایمان خود را مخفی می‌کردند اما هر کس که آن را علنی می‌ساخت، از هیچ‌گونه شکنجه و آزار در امان نبود.

۲. مدینه پس از فتح:
در مقابل، وضعیت مدینه کاملاً عکس مکه بود. در مدینه، دولت اسلامی بیش از پیش قدرت یافته بود. کسانی که هنوز اسلام نیاورده بودند، به‌ظاهر مسلمان شدند، اگرچه در خفا پایه‌های اسلام را تضعیف می‌کردند. آنان منافقینی بودند که رهبری‌شان را عبدالله بن ابی بن سلول برعهده داشت. او به تمام همراهانش اعلام کرد که اسلام بیاورید؛ اکنون قدرت مسلمانان افزوده شده و چاره‌ای جز این نیست. در نتیجه همهٔ پیروانش اسلام آوردند. این منافقین در خفا دشمنی شدید با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم داشتند و انواع دسیسه‌ها را علیه او ترتیب می‌دادند.

۳. یهودیان پس از نبرد:
میان مسلمانان و یهودیان پس از هجرت، پیمانی بسته شد که هیچ‌کدام از طرفین با دیگری دشمنی نکند و نیز با دشمن او همکاری نکند. مسلمانان به این پیمان پایبند بودند، با اینکه آنان برتر و یهودیان ضعیف‌تر بودند اما غیرت ایمانی اجازه نمی‌داد که مسلمانان پیمان‌شکنی کنند، چرا که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم همواره آن‌ها را به وفای به عهد توصیه می‌فرمود.

اما یهودیان به مخالفت با این پیمان پرداختند و کینه‌های پنهانی خود را آشکار ساختند؛ کینه‌هایی که پس از پیروزی بزرگ بدر شعله‌ورتر شده بود. رهبری آن‌ها را کعب بن اشرف بر عهده داشت. آن‌ها مشرکین، به‌ویژه مشرکان مکه را به جنگ تحریک می‌کردند اما مسلمانان از دسیسه‌های آنان آگاه شدند و در نتیجه دشمنی میان دو طرف افزایش یافت، تا آن‌جا که غزوه‌های بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه رخ داد و شهر مدینهٔ منوره از وجود پلید آن‌ها پاک شد. شرح کامل این ماجراها را در جای خود خواهیم آورد، إن شاء الله!

۴. اعراب (بادیه‌نشینان) پس از نبرد:
اعراب بادیه‌نشین اطراف مدینه نیز از این پیروزی بزرگ نگران بودند زیرا در مدینه منوره دولت اسلامی به ثبات رسیده بود و همین امر باعث شد که بازار چپاول، دزدی، غصب و راهزنی –که بخشی از زندگی روزمره آنان شده بود– از رونق بیفتد.

اما نگرانی آنان مانند نگرانی مشرکان مکه نبود؛ مشرکان مکه شکست سیاسی و نظامی خورده بودند و جنگ‌شان با مسلمانان بر دین و عقیده بود. اما اعراب بادیه‌نشین کاری به اسلام، کفر، عقیده و سیاست نداشتند؛ نگرانی‌شان فقط از این بود که جلو راهزنی و زورگویی آنان گرفته شده بود.

Exit mobile version