غزوات رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و درس‌های گرفته‌شده از آن‌ها! بخش بیست‌ونهم

ابو ریان حمیدی

شمار لشکر دشمنان مکه:
سال سوم هجرت بود؛ هفتم شوال گذشته بود که مشرکان مکه در هماهنگی با قبایل همجوار، لشکری سه‌هزار نفری فراهم آوردند. در میان لشکر پانزده زن از قریش نیز حضور داشتند؛ غلامان و کنیزان هم همراه‌شان بودند تا به وسیله غزل و اشعار بر هیجان و روحیه رزم‌آوران بیفزایند.

سرلشکر عمومی ابو سفیان بود و زیر فرمان او فرماندهان کوچک‌تر هر یک مسؤولیت گروه خود را بر عهده داشت. در این جنگ ابو عُزَّهٔ جُمحی نیز شرکت داشت؛ کسی که در بدر اسیر شد و رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم او را بدون فدیه رها کرد و از او تعهد گرفت که دیگر در برابر مسلمانان جنگ نکند؛ اما او عهد را شکست و این‌بار باز هم جزو سپاهیان جنگنده علیه مسلمانان بود.

مشرک کجا و وفا به عهد کجا!

خالد بن ولید سردار نقاب‌دار سواره‌ها بود و عکرمه بن ابی جهل معاون او؛ پرچم لشکر بر عهدهٔ بنو عبد الدار بود. آنان سه‌هزار شتر و دو صد اسب به همراه داشتند که در طول راه هیچ کسی بر آن‌ها سوار نشد و هفتصد زره نیز با ایشان بود.

از نظر کمّی و کیفی این لشکر نسبت به نیروی مسلمانان، لشکری بزرگ‌تر و نیرومند بود که با شوری فروزان و طلب انتقام به سوی مدینه روان شد؛ سینه‌های‌شان از آتش انتقام شعله‌ور بود و می‌خواستند عاقبت غم و اندوه بدر را با گرفتن انتقام جُبران کنند؛ از این رو راه مدینه را در پیش گرفتند.

استخبارات رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم خبر آورد؛ عباس بن عبدالمطلب در مکه بود و تحرکات دشمن را زیرنظر داشت. هنگامی که لشکر کفر از مکه خارج شد، عباس فوراً قاصدی برای رسول خدا به مدینه فرستاد و در نامه‌ای از حرکت و آمادگی نظامی دشمن خبر داد. پیک در سه روز مسیر بین مکه و مدینه — پنجصد کیلومتر — را پیمود و با شتاب خود را به حضور رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم رساند؛ آن زمان پیامبر در مسجد قبا بود و نامهٔ عباس را خواند که در آن شمار دشمن، سطح قدرت نظامی و حرکت‌شان ذکر شده بود.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم تنها به این منبع استخباراتی بسنده نکرد؛ بلکه حباب بن منذر را هم به سوی قریش فرستاد تا معلومات را تصدیق کند. او که بازگشت، همان خبرها را تأیید کرد.

ولی برای جلوگیری از تضعیف روحیهٔ مسلمانان و ترساندن آنان از نیروی کفار، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم از صحابه خواست که این اطلاعات را مخفی نگه دارند و به کسی خبر ندهند.

آمادگی مسلمانان برای حالت‌های اضطراری:
در مدینهٔ منوّره برای آمادگی در برابر وضعیت اضطراری، اقدامات زیر انجام شد: چون خود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم هدف بود، گروهی برای حفاظت از ایشان تعیین شد که سعد بن عباده، سعد بن معاذ و أسید بن حُضَیر یکی از بزرگان انصار، در میان آنان بودند؛ همه بر پیامبر نگهبانی می‌دادند و همواره کنار او راه می‌رفتند تا تیر دشمن به او نرسد.

گروه‌های دیگر مأمور نگهبانی راه‌ها و دروازه‌های منتهی به مدینه شدند؛ آنان بر همهٔ مسیرهای ورودی به شهر کمین می‌کردند. همچنین گشتی‌هایی برای مراقبت از مسیرهایی که احتمال آمدن دشمن از آن‌ها می‌رفت گماشته شدند.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم نشست مشورتی دایر می‌کند؛ وقتی اطلاعات دربارهٔ دشمن کامل شد، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم صحابه را جمع کرد و دربارهٔ طرح جنگی با آنان مشورت نمود. در این نشست دو رأی مطرح شد:

۱. رأی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم این بود که در همین‌جا در مدینه بمانند، سنگر بگیرند و اگر مشرکان وارد شهر شدند، در همهٔ راه‌ها و کوچه‌ها با آنان مقابله کنند؛ حتی زنان از پشت بام‌ها سنگ بر سرشان خواهند ریخت. این بهترین رأی به‌شمار می‌آمد. ابن سلول، سرکرده منافقین نیز همین رأی را پذیرفت؛ شاید او این رأی را تأیید کرد تا به جنگ نیفتد و کار به گونه‌ای انجام شود که کسی متوجه نشود. بنابراین احتمالاً این انتخاب از روی مصلحت‌جویی شخصی او بود، نه از روی درک واقعی راهبردی.

این رأی بر این دلایل استوار بود:
۱. لشکر مکه از قبایل و اقوام مختلف تشکیل شده و دشوار است که مدت طولانی متحد بمانند؛ اگر مدینه را محاصره کنند، این محاصره تنها برای مدت کوتاهی ادامه خواهد یافت و بعداً اختلافات در آن لشکر پدیدار خواهد شد.

۲. از بین بردن شهرهایی که برای دفاع از خود آماده‌اند کاری دشوار است، به‌خصوص وقتی نوع سلاح‌ها نیز تا حدی هم‌تراز و مشابه باشد.

۳. مدافعان وقتی در میان خانواده‌های خود باشند در دفاع کوشا‌ترند تا زن، فرزند و خانهٔ خود را حفظ کنند.

۴. مشارکت زنان و کودکان در پیکار نیز موجب می‌شود شمار مدافعان عملاً دو برابر شود.

۵. مدافعان از سلاحی استفاده خواهند کرد که تأثیر فراوانی بر صفوف دشمن دارد و آن پرتاب سنگ است. سنگ حقیقتاً سلاحی بود که دشمن آمادهٔ مقابلهٔ ویژه با آن نبود، و برای دفاع هم تدارک خاصی نیندیشیده بود؛ بنابر این می‌توان این را سلاح اضافی و مؤثر علیه دشمن شمرد.

رأی دوم در نگارش آینده خواهد آمد. إن‌شاءالله…

Exit mobile version