غزوات رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و درس‌های گرفته‌شده از آن‌ها! بخش سی‌ودوم

ابو ریان حمیدی

سازمان‌دهی نظامی سپاه اسلام:
سپاه اسلام شب را در منطقه شیخین گذراند و در طلوع فجر از آن منطقه به سوی «اُحُد» حرکت کرد. نماز صبح را در نزدیکی احد در منطقه «شوط» به جای آوردند و پس از ادای نماز به احد رسیدند. آن‌ها کوه احد را پشت سر گذاشتند و رو به مدینه ایستادند، به این ترتیب سپاه کفر میان آن‌ها و مدینه قرار گرفت. سپاه اسلام با درایت نظامی، موقعیت بسیار مناسبی را انتخاب کرد؛ زیرا پشت و جناح راست آنان به کوه احد متکی بود.

در جناح شمالی آنان تپه کوچکی قرار داشت که پس از این غزوه به «جبل الرماة» مشهور شد. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم پنجاه تن از صحابه کرام را به فرماندهی عبدالله بن جبیر رضی‌الله‌عنه بر فراز این تپه مستقر کردند تا مانع از حمله سواره‌نظام دشمن از پشت‌سر به مسلمانان شوند. حضرت بر ثابت‌قدمی آنان تأکید فراوان نمودند و فرمودند: “حتی اگر دیدید گوشت‌های‌ ما را پرندگان می‌درند، شما بدون فرمان من از جای خود تکان نخورید” یعنی چه به پیروزی برسیم و چه شکست بخوریم در هر دو صورت شما در اینجا مستقر باشید. بدین ترتیب جناح شمالی مسلمانان نیز تأمین شد. علاوه بر این، موضع سپاه اسلام نسبت به موضع سپاه کفر مرتفع‌تر بود.

سپس رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم صفوف سپاه را مرتب نمودند؛ فرماندهی جناح راست (میمنه) را به منذر بن عمرو رضی‌الله‌عنه و جناح چپ (میسره) را به زبیر بن عوام رضی‌الله‌عنه سپردند که معاون او مقداد بن اسود رضی‌الله‌عنه بود. همچنین سپاه را به سه گروه تقسیم نمودند:
۱. گروه مهاجرین با پرچم‌داری مصعب بن عمیر رضی‌الله‌عنه؛
۲. گروه قبیله اوس با پرچم‌داری اسید بن حضیر رضی‌الله‌عنه؛
۳. گروه قبیله خزرج با پرچم‌داری حباب بن منذر رضی‌الله‌عنه.
سپس به لشکر فرمودند که بدون فرمان من جنگ را آغاز نکنید؛ وقتی فرمان دادم، حمله را آغاز خواهید کرد.

ترغیب به جهاد:
پس از استقرار صفوف و تأمین جناح‌ها، رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم یاران خود را برای جهاد در برابر کفار تشویق نمودند و در میان صفوف سپاه، بر صبر و استقامت تأکید ورزیدند. در خلال خطبه‌ای طولانی، روحیه صحابه کرام را بالا بردند و درس ثبات و پایداری به آنان تلقین نمودند. همین توصیه‌ها بود که روحیه رزمندگان را حفظ می‌کرد، قدم‌های‌شان را در میدان نبرد استوار می‌ساخت و آنان را همچون کوه در برابر دشمن استحکام می‌بخشید.

در همین حین، شمشیر خود را بیرون آوردند و فرمودند: «کیست که حق این شمشیر را ادا کند؟»
ابو دجانه رضی‌الله‌عنه پرسید: ای رسول خدا! حق آن چیست؟
حضرت فرمودند: حقش اینست که آنقدر دشمن را با آن بزنی تا خم (کج) شود.
ابو دجانه رضی‌الله‌عنه گفت: من آن را می‌گیرم و حقش را ادا می‌کنم. سپس شمشیر را تحویل گرفت. ابو دجانه رضی‌الله‌عنه از صحابه شجاع بود و عادت داشت پیش از نبرد، عمامه سرخ بر سر ببندد. هرگاه آن را بر سر می‌بست، صحابه می‌فهمیدند که او تا پای جان می‌جنگد. وقتی شمشیر را گرفت و عمامه سرخ بست، با غرور و شکوه میان صفوف راه افتاد.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم با مشاهده این حالت فرمودند: این راه رفتنی است که خداوند متعال جز در چنین موقعیتی (مقابله با دشمن) در جای دیگر آن را نمی‌پسندد.

تنظیم لشکر قریش:
سپاه قریش از پیش در احد مستقر شده بود. آنان نیز سپاه خود را ساماندهی کردند؛ فرماندهی عمومی با ابوسفیان بود که در قلب سپاه جای داشت. فرماندهی جناح راست را خالد بن ولید و جناح چپ را عکرمه بن ابی‌جهل بر عهده داشتند. فرماندهی پیاده‌نظام به صفوان بن امیه و فرماندهی تیراندازان به عمرو بن عاص و عبدالله بن ربیعه سپرده شد.

پرچم‌داری با قبیله بنو عبدالدار بود. در جنگ بدر نیز پرچم‌داری با آنان بود. ابوسفیان می‌خواست شور و غیرت آنان را برانگیزد، لذا به آنان طعنه داد که «در بدر پرچم با شما بود و ما شکست خوردیم؛ یا خودتان محکم باشید و یا پرچم را به ما بسپارید.» این سخن بنو عبدالدار را خشمگین کرد و با قسم‌های پرشور بر مقاومت تا پای جان متعهد شدند که دقیقاً هدف ابوسفیان نیز همین کار بود.

نکته جالب اینجا است که قریش، سازمان و آرایش لشکر مسلمانان را در بدر به خوبی آموخته بود؛ این بار دقیقاً به همان سبک صفوف خود را آراسته و قوماندان واحد تعیین کرده بودند. در تحلیل جنگ بدر گفتیم که قریش فاقد صفوف منسجم و فرماندهی متمرکز بود و فرماندهی میان سران قریش پراکنده بود؛ اما این بار قریش کاملاً از سازمان سپاه مسلمانان الهام گرفت و عیناً همانند آنان لشکر خود را سازماندهی و منظم کرد.

Exit mobile version