ایدیالوژی، دفاع از ارزشهای خویش، منافع ملی، پیشرفتها، اتحادها، افزایش قدرت و گسترش قلمرو از جمله عوامل مهمیاند که در دهههای گذشته زمینهٔ دشمنی میان کشورهای دوست و دوستی میان کشورهای دشمن را فراهم ساختهاند. امروزه جهان تقریباً به ۲۰۰ کشور تقسیم شده است که هر یک میکوشد امنیت خود را تأمین کند، ارزشهایش را حفظ نماید و به هیچ کشور، سازمان یا گروهی اجازه ندهد تا به عقاید، فرهنگ، ارزشها، داراییها و سرزمین آن آسیب برساند.
افغانستان نیز یکی از کشورهای همین جهان است که هم از پیشینهای کهن برخوردار است و هم در راه دفاع از عوامل یادشده، تاریخ پربار و استواری از مبارزه را در کارنامهٔ خود دارد. از زمانی که بنیاد افغانستان معاصر به دست احمدشاه بابا رحمهالله گذاشته شد، ملت این سرزمین در کنار حکومتهای وقت برای پاسداری از دین و آزادی، دشواریهای فراوانی را متحمل گردیده است. بارها جنگهای سخت و سرنوشتسازی را پشت سر گذاشته و پس از آن، برای حفظ منافع ملی خویش با همان کشورها روابط نیک و سازنده برقرار کرده است.
افغانستان تاریخی طولانی، پرافتخار و سرشار از مبارزه دارد که حتی در چندین صفحه نیز به گونهٔ کامل قابل بیان نیست اما در این نوشتار تنها به سیاست خارجی و روابط این کشور با روسیه در چند دههٔ اخیر میپردازیم. روسیه که بازماندهٔ سرزمین اتحاد جماهیر شوروی است، در دوران سلطنت محمدظاهرشاه تحت نام شوروی بر قلمرو گستردهای حاکمیت داشت. در همان زمان، این قدرت بزرگ در پی گسترش کمونیزم و تحت سلطه درآوردن کشورهای دیگر بود.
در مورد افغانستان نیز چنین ارادهای داشت اما در شناخت این سرزمین دچار اشتباه شده بود. پس از آنکه شماری از افغانهای دارای اندیشهٔ کمونیستی را آموزش داد، نظام سردار محمد داود خان را سرنگون ساخت و زمینهٔ ورود و نفوذ خویش را به وسیلهٔ رهبران دستنشانده فراهم کرد. با آغاز حضور شوروی، قشر دینی افغانستان بر بنیاد مسئولیت شرعی، جهاد را آغاز نمود و با همکاری و حمایت سراسر جهان اسلام، ضربهای چنان سنگین بر اتحاد شوروی وارد کرد که افزون بر فروپاشی آن، چهارده جمهوری دیگر نیز از پیکرهاش جدا شدند.
در آن زمان، روابط افغانستان و شوروی به سبب اشغال این کشور کاملاً بر محور دشمنی استوار بود و ملت افغانستان با نهایت شجاعت و ایستادگی به جهاد ادامه داد. تمامی روابط با شوروی قطع گردید و سرانجام اتحاد شوروی از میان رفت و تنها روسیه از آن باقی ماند. بدین ترتیب فصل تازهای از روابط با روسیه آغاز شد. در پرتو دین مبین اسلام، حکومت مجاهدین آن زمان خواهان روابط نیک و مبتنی بر احترام متقابل با تمامی کشورهای جهان بود اما توطئههای خارجی افغانستان را به سوی جنگهای داخلی سوق داد و این کشور حدود یک دهه درگیر کشمکشهای داخلی گردید.
پیش از پایان یافتن جنگهای داخلی، اشغال غربی فرا رسید. روسیه در آغاز با گروههای مخالف مجاهدین و نیز با ایالات متحده همکاری میکرد اما اندکی بعد، سیاست خارجی این کشور در قبال افغانستان که مبتنی بر حمایت از مخالفان، پناه دادن به دشمنان و ایجاد مشکلات گوناگون بود، بهتدریج دگرگون شد و جای خود را به رویکردی مثبت و مبتنی بر حسن نیت داد.
روسیه نهتنها حمایت از مخالفان افغانستان را متوقف ساخت بلکه در جهت تضعیف آنها نیز گام برداشت. حمایت از پروژههای انکشافی را آغاز کرد و در عرصههای اقتصادی، علمی و سیاسی فصل تازهای از روابط را گشود؛ فصلی که در آن، کشوری که زمانی دشمن محسوب میشد، از خصومت دست کشید.
در همین دهه، پیروزی به دست آمد. با استقرار حاکمیت امارت اسلامی روسیه بار دیگر حسن نیت خود را نشان داد و افزون بر قطع روابط با مخالفان افغانستان، از هرگونه پیشرفت و توسعه حمایت کرد، همکاریهای اقتصادی را گسترش داد و در برابر امارت اسلامی افغانستان سیاستی دوستانه و مبتنی بر احترام متقابل را در پیش گرفت. در ادامهٔ همین روند، هفتهٔ گذشته نیز یک توافق دفاعی و تخنیکی میان دو طرف به امضا رسید و این احتمال وجود دارد که در آیندهٔ نزدیک، همکاریهای نظامی بیشتری نیز میان روسیه و امارت اسلامی صورت گیرد.
این همکاریها نتیجهٔ معامله یا چشمپوشی از ارزشها نیست بلکه بر بنیاد منافع مشترک شکل گرفته است؛ اصلی که در شریعت اسلامی نیز مشروعیت آن مورد تأیید قرار گرفته و برای چنین توافقات و روابطی جواز شرعی وجود دارد. در شرایط کنونی، روابط ما با روسیه بر اساس احترام متقابل و با درنظرگرفتن سرزمین، دین، منافع و ارزشهای ما استوار است. در پرتو شریعت اسلامی نهتنها با روسیه، بلکه با تمامی کشورهای جهان آمادهٔ برقراری روابط و تفاهم بودهایم، هستیم و خواهیم بود.
دشمنی ما نیز بر مبنای احکام شریعت بود. اکنون که دین ما محفوظ است، ارزشهای ما حفظ شده و اشغالگری وجود ندارد، با هر طرفی که دین مبین اسلام اجازه دهد، روابط برقرار میکنیم. اما اگر ــ خدای ناخواسته ــ بار دیگر روزگار اشغال فرا رسد یا حکم شرعی آن ایجاب نماید، همان جهادی ادامه خواهد یافت که آغاز آن به غزوهٔ بدر بازمیگردد.









































