اگر تاریخ بشر عمیقتر مورد مطالعه قرار گیرد آشکار میشود که مفهوم قربانی در هر زمان، هر تمدن و هر مذهبی به شکلی از اشکال وجود داشته است، انسان همواره تلاش کرده تا رضایت موجودی برتر و والاتر از خود را بهدست آورد و از همینرو، گرانبهاترین داراییهایش را نذر کرده است، اما اسلام نگذاشته است که این تصور جهانی قربانی تنها به یک رسم خشک و عادت بیروح تبدیل شود.
قربانی در اسلام تنها نام ذبحکردن حیوانی مشخص نیست؛ بلکه عملی بلند و مقدس برای پاکی روح، پذیرش حاکمیت مطلق الله تعالی و ذبحکردن «من» پنهان و خودخواهی در درون انسان است. این یک عهد و پیمان سالانه است که از طریق آن مؤمن عزم خویش را برای قرار دادن تمام هستیاش در قالب رضای الهی تازه میسازد.
هرگاه به ریشههای قربانی در اسلام بنگریم ذهن ما به آن فصل بزرگ تاریخ میرود؛ جایی که حضرت ابراهیم علیه السلام در چنان مقام والایی از اطاعت و بندگی ایستاده است که در تمام تاریخ هستی نمونهای برای آن یافت نمیشود، تمام زندگی حضرت ابراهیم علیه السلام سرشار از امتحانها و آزمایشها بود، او برای حق در برابر نمرود ظالم زمان خویش سخن حق را بر زبان آورد و حتی از داخلشدن به شعلههای آتش سوزان نیز دریغ نکرد، به فرمان الله تعالی همسرش حضرت هاجره رضی الله عنها و فرزند شیرخوارش حضرت اسماعیل علیه السلام را در کوهستانهای خشک و بیآب مکه تنها گذاشت.
همه این آزمایشها در حقیقت مقدمه آن امتحان بزرگ و نهایی بودند که تاریخ بشر آن را به نام «ذبح اسماعیل» میشناسد، هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام در خواب مأمور شد تا یگانه فرزند محبوبش را قربانی کند، در آنجا تقابلی بیمانند میان عقل و عشق جریان داشت، عقل انسانی شاید در آنجا تار و پود پرسشها و مصلحتاندیشیها را میبافت، اما عشق ابراهیمی بیدرنگ سر تسلیم فرود آورد.
این رویداد ثابت میکند که کمال حقیقی ایمان آن است که انسان فراتر از معیارهای معمول عقل، در برابر فرمان محبوب حقیقی خویش؛ خود را فنا سازد،
بُعد دیگر این حادثه عظیم شخصیت حضرت اسماعیل علیه السلام است؛ شخصیتی که شاهکاری بینظیر از رضا و تسلیم به شمار میرود و مسیر تاریخ را تغییر داده است، معمولاً هنگام بیان این واقعه تمام توجه بر قربانی پدر متمرکز میشود؛ اما اگر عمیقتر نگریسته شود این ماجرا بزرگترین درس عملی اطاعت، اخلاق و ایمان برای نسل جوان است.
وقتی پدری خواب خود را با فرزند جوانش در میان میگذارد و از او مشوره میخواهد، آن فرزند که هنوز بهارهای زندگی را بهدرستی ندیده بود با آرامش و اطمینان کامل پاسخ میدهد:
«ای پدر! آنچه را که مأمور شدهای انجام بده؛ ان شاءالله مرا از صابران خواهی یافت».
این جمله تنها نشانه اعتماد یک پسر به پدرش نبود؛ بلکه بیانگر تربیتی کامل و درک عمیق از رضای الهی بود که بهگونه میراثی در وجود آنان باقی مانده بود.
حضرت اسماعیل علیه السلام ثابت کرد که بندگی الله و قربانیکردن خویش در راه او تنها کار پیران و سالخوردگان نیست؛ بلکه در اصل میدان جوانان است، اگر نسل جوان در دلهای خود شمع ایمان را روشن سازند میتوانند به بزرگترین نمادهای ایثار و قربانی تبدیل شوند.
غریب و سادہ و رنگین ہے داستان حرم
نہایت اس کی حُسَین، ابتدا ہے اسماعیل
همانگونه که این حادثه داستانی فراموشناشدنی از ایمان و یقین است، در عبادت قربانی نیز حکمتهای بیشمار اقتصادی و اجتماعی نهفته است، اگر از نگاه اجتماعی و اقتصادی جهان امروز به آن نگریسته شود در روزهای عید قربان جریان شگفتانگیزی از سرمایه در درون جامعه اسلامی به چشم میخورد، ثروتی که تمام سال در بانکها یا در دست عدهای محدود منجمد باقی میماند، از طریق خرید و فروش حیوانات قربانی به روستاییان، چوپانان و کارگران منتقل میشود.
این چرخ اقتصادی برای میلیونها خانواده منبع مهم درآمد و روزی سالانه فراهم میکند، افزون بر آن شیوه تقسیم گوشت که اسلام تعیین کرده است ـ بخشی برای خود، بخشی برای خویشاوندان و بخشی برای نیازمندان ـ فضای برابری و همدردی را در جامعه ایجاد میکند، این نظام تضمین میکند که آن سالمندان آبرومند و ناتوانی که در طول سال از این نعمت غذایی محروم بودهاند آنان نیز در شادیهای عید شریک باشند.
در تمام این عمل قربانی بُعد نمادین و عمیقی نیز نهفته است که درک آن برای هر مسلمان ضروری میباشد، در ظاهر ما حیوانی را قربانی میکنیم؛ اما در حقیقت انسان با بریدن گلوی حیوان صفات حیوانی نفس خویش؛ مانند حرص، حسد، تکبر، کینه و خودخواهی را ذبح میکند، قربانی به انسان میآموزد که همانگونه که این حیوان در برابر فرمان الله بیاختیار و مطیع است، انسان نیز باید تمام وجودش را مطیع احکام پروردگار خویش سازد.
از همینرو قرآن مجید با صراحت میفرماید:
«نه گوشت قربانیهای شما به الله تعالی میرسد و نه خون آن؛ بلکه آنچه در پیشگاه او پذیرفته میشود، تقوا و پاکی نیت شماست».
پس اگر در دلها تقوا نباشد این عمل تنها به جشنی بیروح و رسم خوردن گوشت تبدیل خواهد شد.
انسان عصر حاضر که گرفتار فردگرایی، مادیت و خودخواهی شدید شده است امروز بیش از هر زمان دیگر به الگوی ابراهیمی نیاز دارد، جهان معاصر به انسان میآموزد که تنها به خویشتن، خواستهها و منافع شخصی خود بیندیشد؛ اما پیام عید قربان این است که تا انسان برای اهداف بلند محبوبترین داراییها، وقت، مال و خواهشات خویش را قربانی نکند هرگز نمیتواند بنیان تحول بزرگی را بگذارد.
این حادثه درس استحکام نظام خانواده را نیز به ما میدهد، خانوادهای نمونه که در آن پدر به فرمان الله ایمان استوار داشته باشد، فرزند سر اطاعت فرود آورد و مادر نیز از پشتصحنه راضی و همراه باشد؛ چنین خانوادهای بنیاد جامعهای نیرومند را میگذارد که هیچ طوفانی در جهان توان لرزاندن آن را ندارد.
امروز که ما با جنگ فرهنگی و تمدنی روبهرو هستیم زندهکردن ارزشهای نظام خانواده ابراهیمی بزرگترین نیاز زمان به شمار میرود.
بنابراین عید قربان تنها یک جشن سالانه، تعطیلی یا لذتبردن از غذاهای سنتی نیست؛ بلکه وسیلهای الهی برای تازهساختن ایمان مؤمن در هر سال است.
این روز بارها و بارها به ما یادآوری میکند که زیبایی حقیقی زندگی و بلندترین مقام بندگی در آن است که انسان آماده باشد «اسماعیل» خویش را قربانی کند؛ یعنی هر چیز محبوب و گرانبهایی را که در راه الله مانع ایجاد میکند،
هرگاه انسان آماده شود که همهچیز را برای پروردگارش قربانی کند رحمت الله تعالی نیز به جوش میآید و سختترین امتحانها را به کامیابی، برکت و «ذبح عظیم» تبدیل میسازد.
این پیام تاریخ حرم دیروز زنده بود، امروز نیز زنده است و تا ابد راهنمای انسانیت باقی خواهد ماند.
